صحنه آرایی ضد ایرانی در پسا روایت خوانی | رضا رئیسی

رضا رئیسی، روزنامهنگار، در یادداشتی که در اختیار انصاف نیوز قرار داده است، نوشت:
هر حادثه و رویداد و واقعهای با گستره یک فعل و انفعال اجتماعی، متن و بطنی دارد، ظاهر و باطنی دارد، لایههای پیدا و پنهانی دارد که فراتر از لایه اولیه بروز و ظهورش، در پیشا حادثه و پسا واقعه، فراتر از «آن» لحظه و رخداد بوقوع پیوسته هر آنچه که بوده، شاکله ذهنی و نمودار استنباطی از آن رویداد را در اذهان عمومی شکل میدهد.
از غزه تا بیروت و دمشق و تهران، از بروکسل و ونکوور و میشیگان، آنچه که در متن و بطن جامعه رخ می نماید، یک چیز است و آنچه در پسا واقعه در برابر اذهان عمومی داخلی و خارجی و ناظران بیرونی ترسیم میشود یک چیز دیگر یا بهتر است بگوییم میتواند چیز دیگری باشد.
در خصوص حوادث و فعل و انفعالات داخلی، تجربه به ما آموخته که زبان الکن در حیطه روایت گویی داریم و بارها و بارها نشان دادهایم که قافله را در این حیطه راهبردی به رقبای کاربلد خارجی باختهایم.
نمونهاش در حوادث تلخ و دهشتناک دی ماه ۴۰۴، که ایران حداقل طی ۴۸ ساعت نوعی جنگ داخلی و شهری را تجربه کرد و بالاترین سطح از توحش افسارگسیخته را پذیرا شد اما هم در حوزه پیشبینی و فرآیند پیشینی دچار غافلگیری و شوک شدیم و هم در خوانش رویداد دچار ضعف و خلل و کاستی هستیم.
از یکسو تریبونهای رسمی مدام و بی کم و کاست بر پروژه صهیونی-آمریکایی بودن حوادث، تاکید و اصرار میشود و این نکته لحاظ نمیگردد که اگر همه چیز را معطوف به عامل خارجی و دشمن غدار بیرونی بدانیم که بدا به حال ملک و ملت که بی دفاع در برابر این ددمنشان رها شدهاند.
یا لحاظ این نکته که انتساب حوادث رخ داده به دشمن خارجی، شاید سهل الوصول ترین مسیر توجیه غفلتها و ناکارآمدیها باشد اما به معنای اخص کلمه به معنای پاک کردن صورت مسئله است، جوان عاصی یا میانسال دست تهی که درکی از دوران رژیم ستمشاهی ندارد و در مدارس و مکاتب و دانشگاه ما رشد و نمو یافته و اینگونه به شعائر و نمادهای مذهبی و هویتی توهین و جسارت میکند، نه از خارج آمده و نه عامل موساد است.
قطع یقین در امتداد جنگ ۱۲ روزه دشمن صهیونی از هر مسیر و بستری که بتواند، خمی با دخالت برخی هستههای میدانی در تلاش برای ناامن سازی ایران عزیز است و رویای تجزیه میهنمان حتی فراتر از ساختار موجود سیاسی را در سر میپروراند اما این افراز در انتساب به عوامل خارجی مصداق بارز نادیده گیری علل و عوامل بروز و ظهور چنین اتفاقات تلخ و جانسوزی است.
در سوی دیگر ماجرا هم البته اپوزیسیون نظام به کثیف ترین شکل ممکن مشغول روایت سازی جعلی از نوع نه هالیوودی که بالیوودی از اتفاقات آن چند روز کذایی است.
روایتهای مضحک و مغشوشی که هر کسی که در ایران زندگی کرده و دستی بر آتش فعل و انفعالات داخلی داشته، میداند که با مشتی خزعبل گویی و سیلی از اوهام مالیخولیایی و پروپاگاندای سیاه غلوآمیز روبروست اما نکته آنست که جامعه هدف آنان شهروندان داخلی نیستند.
در امتداد صحنه آرایی و صحنه پردازی نئو محافظه کاران حاکم بر کاخ سفید و مروجان صهیونیست آنان در تل آویو، آنان برای تکمیل و تصاعد پروژه ایران هراسی و توجیه مداخله خارجی، طبیعی و بدیهی است که از این فرصت ویژه و جا انداختن روایت سازی مطلوب خود نگذرند.
در این میان لازم و ضروری است که به جای تکیه به روشهای قدیمی و نح نما شده که دوباره در دستور کار تریبونهای رسمی قرار گرفته، بی پرده و شفاف و با حداکثر صراحت و دقت و ظرافت، واقعیت میدانی هر آنچه که بوده را به شکلی حرفهای در منظر افکار عمومی جهانیان ترسیم و تبیین کنیم و به این بسنده نکنیم که عنان امور در جریان اصلی رسانههای جهانی در دست صهیونیستهاست و هر اقدام و تلاش ما مذبوحانه و ابتر است.
در این شرایط حساس انفعال و سکوت، تکمیل کننده پازل دشمنانی است که هیچ خیرخواهی برای ایران و ایرانی ندارند و نقشههای شومی برای ایران در سر میپرورانند.
انتهای پیام





مشتی خزعبل گویی و سیلی از اوهام؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ امارهای کشته گان اوهام و پروپاگانداست ؟؟؟؟؟واقعا جای تاسف دارد تعداد کشته های دفن شده قبر بهشت زهرا هم مالیخولیاست؟
حکومت، اعتراضات قبلی را هم با انتساب به عوامل موسادو اغتشاشگر برچسب زد و به جای شنیدن حرف معترضان ،خود را به کوچه علی چپ زد
ظاهرا این بار هم، در بر همان پاشنه سابق میگردد!