اعراض از فهمیدن صدای فاجعهای که ایران را تا یک قدمی سوریهای شدن برد

پویان فخرایی، فعال سیاسی، در یادداشتی که در اختیار انصاف نیوز قرار داده است، نوشت:
دولت مسعود پزشکیان علیرغم ماهها انذار از فشار نیاوردن بر جامعهای جان به لب رسیده، علیالخصوص در میانه جنگ، دست به جراحی اقتصادی با حذف ارز ترجیحی زد و آنچه نباید رخ میداد، به وقوع پیوست.
سیاستهای اقتصادی دولت مبنی بر گرانسازی و تک بعدی دیدن اقتصاد، موجب فشار روز افزون بر معیشت مردم را فراهم آورد که این فشار طبق تمام پیشبینیها جامعه متحد بعد از جنگ را به مرز انفجار رساند و مقدمهای بر یک فاجعه امنیتی تمام عیار با چند هزار کشته و خشونت لجام گسیخته و هزاران هزاران میلیارد تومان خسارت شد. این فاجعه امنیتی اکنون پیش مقدمهای برای قرار گرفتن دوباره ایران بر لبه جنگ را فراهم آورده است.
اما نکتهای که بسیار جالب توجه است از اولین گزارشهای رسانهای و مصاحبههای بلندپایهترین مقامات دولتی و امنیتی، پس از وقوع فاجعه، تلاش بی وقفه آنها برای ندیدن علت فاجعه، فرافکنی و تکرار نسخههای اجرا شده و منتج به فاجعه است.
سخنگوی دولت تنها دو روز بعد از فاجعه بیتوجه به گرانی ناشی از حذف ارز ترجیحی مینویسد این ارز اصابت نمیکرد و اینگونه به شعور مخاطب خود توهین میکند. در ادامه هم میگوید دولت ناتوان از کنترل بازار است و نخواستن دولت را ناتوانی جا میزند و از مخاطب میخواهد بپذیرد این ناتوانی/نخواستن را بهعنوان مبنای عملکرد دولت بپذیرد.
خبرگزاری تابناک هم در یک مصاحبه با زارع، عضو کمیسیون تلفیق، در روز ۲۳ دی خواستار حذف ارز تزجیحی نان و پرداخت مستقیم آن به مردم میشود. انگار نه انگار که کشور برای سه روز شدیدترین بحران امنیتی خود را در واکنش به این سیاست تجربه کرده است و نان، بهعنوان آخرین سنگر غذایی باقی مانده از دست اندازی دولت، را هم به ورطه بحران بکشد.
همچنان همین خبرگزاری در گفتگو با یک فعال اصولگرا، پاک آئین، با انکار هر گونه وجوه اعتراضی و اقتصادی اتفاقات اخیر، از دولت میخواهد ثابت قدم در راه جراحی اقتصادی خود قدم بردارد.
خبرگزاری ایسنا هم در چند گزارش به تعریف و تمجید از حذف ارز ترجیحی میپردازد و با گفتگو با فعالان صادرات و واردات خواستار حذف و تغییر شرایط گمرکی میشود.
علی لاریجانی بهعنوان بلندپایهترین مسئول امنیتی ایران و یک از باهوشترین سیاستمداران ایرانی در یک مصاحبه میگوید ما وسط جنگ هستیم و در همان گفتگو میگوید دود این اعتراضات به چشم همه ما میرود؛ اما هیچ اشارهای نمیکند چرا با جراحی اقتصادی در شرایط جنگی موافقت کرده است؟
او در ادامه میگوید دلیل وضع نابهسامان اقتصادی درست اجرا نکردن حکم حکومتی پیرامون اصل ۴۴ است. این نگاه مومنانه و خالصانه بعد از فاجعهای که در این ۲۰ سال خصوصی سازی منابع عمومی دولت، قرار نیست هیچ درسی آموخته باشد و همچنان با قدرت میخواهد فاجعه پدید آورد.
باید از این مسئولان و رسانهها پرسید چه چیز دیگری غیراز وقوع این فاجعه باید رخ میداد تا این خواب خرگوشی پاره شود و نقش این سیاستها را در وقوع فاجعه ببینید؟ آیا روزی میرسد تا این خواب رفتگان به این جمع بندی برسند که تناقض در انتخاب سیاست (مقاومت) و اقتصاد (بازار آزاد) دستور پخت یک فاجعه است و شبیه پا گذاشتن در دو طرف جوی آبی است که مرتبا در حال دور شدن از یکدیگرند و در خدمت کسانی است که منتظر کوچکترین ضعفی در ایران، برای تبدیل آن به سوریه و لیبی هستند؟
انتهای پیام





پس از نظر ایشون همه اعتراض مردم اقتصادی بود و اگر دولت دست به حذف ارز رانتی نمیزد همگی خوش و خوشبخت در مدینه فاضله شما زندگی میکردیم؟! جناب فخرایی شما خودت که بیشتر از بقیه، علت این فاجعه رو نادیده گرفتی. آیا این مدل تحلیل کردن تا حالا جواب داده براتون؟
با کامنت شما موافقم. نویسنده اولاً مسئله را اقتصادی دیده و ثانیاً حتی درباره همان جنبه اقتصادی هم طوری صحبت میکند که انگار دولت از سر سیری و خوشی به اصلاحات اقتصادی دست زده است! مطمئن باشید اگر کسری شدید وجود نداشت، این دولت هم مثل دولتهای قبل، از کنار این اصلاحات می گذشت.
ماله کش …
داریم از غم کشتگان ، که از هر طیف باشند فرزند این ملت اند . و از فشار اقتصادی و نیز از فشار روانی جنگ می میریم .فقط دعا می کنیم خدا در این برهه حساس به مسوولانمان عقل و درایت دهد . ان شاءالله دشمن شاد نشویم . الهی آمین.
کسی که از اول میگوید،نمی دانم و بلد نیستم را گذاشته اند بالا سر تیمی پرستاره در فوتبال.معلومه که می بازی.چون اصلا از فوتبال چیزی نمی فهمی و فکر میکنی بصرف ایستادن بر سر تیم،میشوی مربی،رییس جمهور.عقل اگر وجود داشت،نباید در کاری که بلد نبود دخالت میکرد.آتهم در سطح اداره یک کشور.این یعنی،فرمالیته آوردند که کارهای قبلی خودشان را زیر نام این به پیش ببرند.اگر عقل میداشت،فورا استعفا میداد تا کشور سقوط نکند.
راستش تا آخر نخواندم. اما یک سؤال؛ جراحی اقتصادی یعنی چه؟ چرا اجازه میدهید بایک واژه نامفهوم فریبتان دهند و شما هم،مردم را ؟ حاکمیت بدلخواه خود برای ارز نرخی تعیین کرده غیرواقعی. الان دارد کالاهای وارد شده و دپو شده ذر گمرک را که بقیمت ارز بیست و هشت تومان بوده با ارز امروز محاسبه و از هر واحد کالا چند برابر از مردم سود ببرد.این کجایش جراحیست؟ مگر قرار نیست ارز تک نرخی باشد؟ پس دلیل وجود بورس پول و دلار چیست؟ دلاری که ثانیه ایی تغییر میکند؟ و هزاران مورد دیگر. چرا بجای راست و دروغ بودن این واژه دارید این واژه را بدون اثبات جا می اندازید؟ چرا پانصد میلیون تومان برقیمت خودروها اضافه شده؟ مگر آنها با قیمت پارسال تولید نشده اند؟ چون قرار است با آن پانصد میلیون تومان که از جیب خریدار کسر میشود،حقوق و پاداش عید کارکنان خودروسازی و مدیرانش پرداخت شود.چگونه؟ با پیش فروش کردن خودرو ها به بانک مرکزی در بورس،او با چاپ پول معادل ریالی اش را به دولت پیش پرداخت کند.دولت هم برای پرداخت بدهی به بانک مرکزی باز با گرانی ده تومان ده تومان از حیب همه برمیدارد و.قص علی هذا. این کجایش جراحی ست؟ ده سال هم است که این روش در جریان است. هر شش ماه. ایکاش این را هم پاک نکنید تا بتوان طرح بحثی نمود و چیز یاد گرفت.
بخدا پذیرفتن مسئولیت دو تا گربه،جوجه،خانه همسایه و چنین موضوعات پیش پاافتاده ای هم استرس دارد و بلدی میخواهد. چطور به کسیکه تجربه اداره یک کارخانه و حتی همان شغل فرمالیته رییس مجلس بودن را هم نداشته،پیشنهاد رییس جمهوری شده؟ بدتر،با چه اعتماد به سقفی پذیرفته؟ مگه بچه بازیه کشور داری؟ فقط بخاطر حفظ تمام نفرات دولت رییسی این را آوزدند که بنام وفاق بنشیند و نهج البلاغه بخواند و کار دست آنها باشد
اگر قرار نیست کامنت و نظرهایمان را به نمایش بگذارید(به هر دلیلی) با یک بله یا خیر جواب بدهید تا وقت و چش و چالمان را نگذاریم برای نوشتن. اگر نمیخواهید و دوست ندارید،تایپ کنید. «بله»نمیخواهیم.ما هم انصاف را از صفحه گوشی پاک میکنیم و تمام. کیس کیس،بای. به هر حال اینجا ایران است و خفقان و ترس رفته در پوست و گوشت و ژن مان(تان).فقط بنویسید « بله ».
انصاف را از که آموختیم؟ از بی انصافان. و برعکس.
دوستان شما ۱۴۰۱ و ۱۴۰۲
کسی رو دیدین تو خیابون شعار علیه رئیس جمهورا! بده؟
من که ندیدم
ایشون تجاهل میفرمایند
نمیشه که تو حکومت قبلی تمام مشکلات رو بگیم کار شخص اول مملکته
اما به الان که میرسه میخوان بگن رئیس جمهوره!