هشدار یک روانپزشک دربارهی پیامدهای روانی اعتراضات دی ۱۴۰۴

دکتر سید وحید شریعت، رئیس انجمن علمی روانپزشکان ایران در کانال تلگرامی این انجمن نوشت:
«حوادث خشونتآمیز اخیر در کشور، را نباید صرفاً رویدادی سیاسی یا اجتماعی به شمار آورد. وضعیتهایی همانند این حادثه و یا رویدادهایی حتی با شدت و وسعت کمتر، پیامدهای عمیق و ماندگاری بر سلامت روان جامعه بر جای میگذارند.
در چنین شرایطی، نخستین گام، محکوم کردن خشونت در هر شکل و از سوی هر فرد یا گروه است. پس از آن، توجه ویژه به گروههای آسیبپذیر، بهویژه کودکان و نوجوانان، ضرورت دارد تا از مواجهه مستقیم آنان با تصاویر خشن جلوگیری شود. برای عموم مردم نیز باید بر مدیریت مصرف اخبار تأکید کرد؛ اطلاع کلی از رویدادها کافی است و غرق شدن مداوم در جزئیات و تصاویر خشونتبار، تنها بار روانی را افزایش میدهد.
از سویی با توجه به فضای سرخوردگی و ناامیدی موجود، احتمال افزایش شیوع اختلالات روانی، بهویژه افسردگی و اضطراب، در ماههای آینده وجود دارد. این وضعیت میتواند با افزایش رفتارهای خودکشی نیز همراه شود. این پدیدهها باید بهعنوان پیامد شرایط اجتماعی و اقتصادی در نظر گرفته شوند، نه علت آن.
سلامت روان جامعه تابع کیفیت زندگی، احساس عدالت، امنیت و افق آینده است. بهبود آن، مستلزم اصلاح شرایط عینی زندگی مردم و کاهش فشارهای ساختاری است، نه تقلیل مسائل اجتماعی به کمبود خدمات روانشناختی.
در این میان اظهارات اخیر رئیسجمهور مبنیبر نقش کمبود خدمات روانشناختی در وقوع ناآرامیها هم قابل بررسی است. این تحلیل یک آدرس اشتباه و از نظر علمی کاملاً غلط و بدون پایه است. مطالعات متعدد نشان میدهند عوامل ایجادکننده ناآرامیهای اجتماعی، مسائل اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و نابرابریها هستند. وضعیت سلامت روان جامعه بیشتر یک «تابع» و متأثر از این شرایط است، نه یک «علت» برای ایجاد آنها. بهبود شاخصهای سلامت روان در گرو بهبود شرایط عینی زندگی مردم و کاهش بیعدالتیها است.
در مورد نحوهی ارائهی خدمات اولیهی روانشناختی به افراد در معرض آسیب باید گفت وقتی جمعیتی تحتتأثیر یک حادثه قرار میگیرد، همه آنها به یک اندازه دچار اختلال نمیشوند. ممکن است از هر صد نفر، ۱۰ یا ۱۵ نفر واکنش شدیدتر و آسیب عمیقتری را تجربه کنند.
این افراد نیازمند شناسایی هوشمندانه و ارائه خدمات تخصصیاند. خدمات اولیه روانی، یک ارزیابی کلی از وضعیت سلامت روانی، جسمی و اجتماعی فرد است و شامل توجه به نیازهای اولیه مانند خواب، تغذیه و احساس امنیت نیز میشود.
ارائهدهنده این خدمات حتماً نیازی نیست روانپزشک یا روانشناس بالینی باشد، بلکه میتوان به نیروهای داوطلب یا همکاران سایر حرفهها آموزشهای لازم را داد تا در بستر بحران، افراد پرخطر را شناسایی کنند و به سطوح تخصصیتر ارجاع دهند.
از سوی دیگر مواجههی گستردهی مردم با تصاویر دلخراش و اخبار ناگوار، سطح اضطراب و افسردگی را بهطور محسوسی افزایش میدهد و در بسیاری موارد، خود این تصاویر بهمنزله یک تروما عمل میکنند؛ بهگونهای که به شکل خاطرات مزاحم و تکرارشونده در ذهن افراد باقی میمانند و عملکرد شغلی، تحصیلی و روابط اجتماعی آنان را مختل میکنند.
در افراد مستعد، این مواجههها میتواند به بروز اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) بینجامد، هرچند در سطح عمومی جامعه، افزایش اضطراب و افسردگی پیامد شایعتر است. این فشارهای روانی همچنین ممکن است به شکل علائم جسمانی بروز کند و در افرادی که بیماریهای زمینهای مانند دیابت، فشار خون یا بیماریهای قلبی دارند، موجب تشدید یا دشوار شدن کنترل بیماری شود.
نکتهی مهم دیگر آن است که برخی گروههای شغلی بیش از دیگران در معرض آسیب روانیاند؛ از جمله پزشکان، پرستاران، امدادگران و خبرنگاران که بهطور مستقیم با صحنههای آسیبزا روبهرو میشوند. این افراد خطر بالاتری برای ابتلا به PTSD دارند و لازم است خدمات «کمکهای اولیه روانشناختی» بهسرعت و بهطور سازمانیافته در دسترس آنان قرار گیرد. شناسایی افراد پرخطر در میان جمعیت آسیبدیده و ارجاع به خدمات تخصصی، بخشی جداییناپذیر از مدیریت بحران است.»
انتهای پیام




