حمله و پرونده سازی رسانه نزدیک به زاکانی به موسوی، خاتمی، کروبی، محمودیان، ربانی، روحانی و بقیه در چند مطلب

جهان نیوز نزدیک به زاکانی با تیتر «بیانیه پراکنی عنصر اصلی فتنه اسرائیلی ۸۸ بعد از عملیات تروریستی آمریکا و شهادت ۲۵۰۰ هموطن/ صف کشی اشرار متوهم از داخل و خارج در مقابل جمهوری اسلامی» نوشت: جنس ادعای میرحسین مبنی بر ادامه اعتراضات به فراخوانهای سال ۸۸ شباهت داد که نشان میدهد کارفرمای هر دو فتنه یکی بوده است. این شباهت در هتک حرمت عاشورای حسینی در سال ۸۸ و هتک حرمت گسترده مساجد و حسینیهها در فتنه ۴۰۴ نیز قابل فهم است.

گروه سیاسی جهان نیوز: سردسته اصلی فتنه ۸۸ با سواستفاده اغتشاشات اخیر و با هدف دمیدن در فتنهای جدید بیانیهای منتشر کرد.
بخشهایی از بیانیه میرحسین موسوی را خواهید خواند:
* خانهها عزادارند. کوچهها عزادارند؛ شهرها و قصبهها عزادارند.
* رودخانهای از خونِ گرمِ محرومان که در دیماه سرد بر زمین به جریان افتاد، تا مسیر تاریخ را تغییر ندهد، از جوشش باز نخواهد ایستاد.
* مردم به چه زبانی بگویند که این نظام را نمیخواهند و دروغهایتان را باور نمیکنند. دیگر بس است. بازی به پایان رسید.
* تفنگتان را زمین بگذارید و از قدرت کناره بگیرید تا ملت، خود این سرزمین را به آزادی و آبادی برساند.
* ملت چارهای جز اعتراض مجدد تا رسیدن به نتیجه ندارد و نخواهید توانست فاجعهٔ هجدهم و نوزدهم دی را تکرار کنید.
به گزارش جهان نیوز، این بیانیه بیشرمانه در حالی صادر شده است که دهها میلیون نفر از مردم آگاه ایران در یومالله ۲۲ دی همانند یومالله ۹ دی ۸۸ کمر فتنه را شکستند. احتمالا به همین دلیل برای موسوی خاطره تلخ شکست فتنه ۸۸ زنده شده است.
جنس ادعای میرحسین مبنی بر ادامه اعتراضات به فراخوانهای سال ۸۸ شباهت داد که نشان میدهد کارفرمای هر دو فتنه یکی بوده است. این شباهت در هتک حرمت عاشورای حسینی در سال ۸۸ و هتک حرمت گسترده مساجد و حسینیهها در فتنه ۴۰۴ نیز قابل فهم است.
به میدان آمدن عنصر اصلی فتنه ۸۸ در این بزنگاه نشان میدهد که همه اشرار متوهم از داخل و خارج در مقابل جمهوری اسلامی صفکشی کردهاند اما مثل ۴۷ سال گذشته بازهم شکست خواهند خورد.
باید یادآور شد که ادامه حیات موسوی در این سالها تاکنون به دلیل رافت نظام اسلامی بوده است چرا که مجازات جرائم او در صورت محاکمه قابل پیش بینی است.
جهان نیوز با تیتر »خاتمی، موسوی، کروبی، روحانی و… در حال انتقال چه پیامی به آمریکا هستند؟« نوشت: این بیانیهها آدرس قرارگاههای آشوب است و جنایتکاران و تروریستها را دلگرم میکند که اگر از تفالههای رژیم گذشته کاری برنیامد و مردم دو روزه بساط آنان را درهم پیچیدند و در ۲۲ دی یکپارچه به صحنه آمدند تا زنده بودن انقلاب بهمن ۵۷ را یادآور شوند، از آنان کار برمیآید و میتوانند همه موانع موفقیت برنامه عملیاتی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران را برطرف نمایند.

به گزارش جهان نیوز، دکتر سعدالله زارعی طی یادداشتی نوشت:
بیانیههای آشوب و درگیری جدید مینویسند و خود را «اصلاحطلب» میخوانند!
در یکی از بیانیههای آنان خطاب به نظامی که سالها بر کرسی ریاست و وزارت و وکالت آن تکیه زده و دائر مدار اموال و نیروی انسانی و فرصتهای آن بودهاند نوشتهاند «فرصت کمی باقیمانده» و دعوت که نه فرمان میدهند «همهچیز به طور اساسی باید تغییر کند»! و البته این ادبیات تازهای نیست. مخالفان اسلام و استقلال ایران، اواسط اسفند ۵۷ که هنوز یک ماه از پیروزی انقلاب اسلامی نگذشته بود و زمزمه تاسیس جمهوری اسلامی در میان مردم مطرح بود، بیانیه و مقاله علیه هر آنچه در اندیشه امام و مردم بود، نوشتند حالا بعد از ۴۷ سال باز همان حرفها با چاشنی به آتشکشیدن اموال و کشتن هزاران انسان تکرار میشود؛ در بیانیههای خرمهرههای بیحیای خونینپنجه، کسانی که سرجمع ۲۴ سال از این ۴۷ سال مستقیما بهعنوان نخستوزیر و رئیسجمهور و ۲۳ سال دیگر بهعنوان «کارگردان» در همهچیز این مملکت دخیل و سهیم بودهاند. در همه این مدت آنان البته در عین تکیه بر کرسیها و دست در اموال، «معترض نظام» هم بودهاند که چرا راه دیگرگونهای در جهانی که جنایتکاران و اشغالگران کمترین حقی برای ذیحقان قائل نیستند، در پیش گرفته است و ما را چه به آنکه نامی جدا و نشانی سوا از این جنایتکاران داشته باشیم!
اگر مجموعه بیانیههایی که این روزها این طیف صادر کرده و یا اظهارنظرهایی که از سوی آنها بیانشده و یا مقالاتی که در رسانهها از آنان منتشر گردیده را خلاصه کنیم، خلاصه آن در این وانفسایی که آمریکا این کشور را به حمله مستقیم نظامی تهدید میکند- که البته غلط میکند- و در زمانهای که مردم مجروح فتنه عظیم دیماه هنوز از بیمارستانها مرخص نشدهاند و داغها تازه است، دوکلمه بیشتر نیست؛ «استقلال را کنار بگذارید» و « اسلام باید برود».
بیانیههای موسوی، خاتمی، کروبی، روحانی، برخی از مدعیان اصلاحات و… جز این نمیگویند، کلمات را نگاه کنید وقتی صحبت از ضرورت توافق جامع با آمریکا میکنند، آمریکایی که در همین سهروز پیش تسلیم همه داراییهای ایران(هستهای، نظامی، منطقهای و حتی صلاحیتهای قضایی) را به عنوان پیششرط توافق طلب کرد، چیزی غیر از تسلیم کامل استقلال ایران نیست و توافق جامع یعنی تسلیم کامل ایران.
در مورد جزءِ دیگر یعنی اسلام به این بیانیهها و اظهارات نگاه کنید با صراحت نوشتهاند حکومت روحانیون و فقها و دولت مبتنی بر بایدهای دینی شکست خورده و باید کنار برود. این کنار رفتن هم فقط تحویل دادن حکومت دینی نیست. تحویل دادن همه نمادها و نشانههای دین است. وقتی این افراد شاخص که در طول دهههای گذشته هم اعتنایی به ارزشهای انقلاب اسلامی نداشتهاند، آتشافروزان و تروریستهای وحشی را بهعنوان بخشی از مردم جازده و قابل احترام میدانند و مردم شریف و نظام اسلامی که قربانی این فتنه عظیم بودهاند را سرزنش کرده و زمان را برای آنان پایان یافته معرفی مینمایند، بدون تردید فردایی میخواهند که در آن نه اینکه دین نقشی در حکومت و حاکمیت نداشته باشد، بلکه حتی مساجد و امامزادههای محترم هم نباشند و به آتش کشیدن آنان راحت صورت گیرد و به نمازگزاران و زائران به راحتی حمله مسلحانه شود و مساجد که آرامبخش روح و روان انسانها هستند به ناامنترین اماکن تبدیل شوند.
این دیگر جدایی دین از سیاست هم نیست، محو دین از صحنه اجتماع است. این حتی با اقدامات کریه رضاخان در بستن مساجد، برداشتن چادرها و محدود کردن روحانیون هم قابل مقایسه نیست. به آتشکشیدن مساجد و امامزادهها و به شهادت رساندن و سوزاندن نمازگزاران کجا و بستن مساجد و برداشتن عمامهها و روبندها؟! آنچه در بیانیه امثال خاتمی، کروبی، موسوی، روحانی و افراد دیگری از این قماش آمده سرنوشتی بسیار سیاهتر از آنچه آن میرپنج دستنشانده انجام داد، برای استقلال این کشور و اسلام این مردم در نظر گرفته شده و البته زهی خیال باطل.
صاحبان بیانیههای مورد اشاره به اندازه کسانی که در نیمه اسفند ۵۷ از «جمهوری دموکراتیک» و یا عناوین دیگری از این نوع که در مقابل گزینه «جمهوری اسلامی» بود، دم میزدند، روراست نیستند. آنان نه بر مناصب تکیه زده بودند و نه دستشان در بیتالمال رفته بود و نه از پول مردم حزب و جبهه و رسانه و اموال و املاک بهم زده بودند و نه دستشان در خون جوانان این مملکت فرو رفته بود و نه با رژیم خونخوار صهیونی علیه ایران همداستان شده بودند. حرف و سخن آنان حداکثر در حد یک ایده و یا یک مقاله باقی ماند و نه لطمهای به مردم وارد شد و نه چندان به کار دشمن آمد.
اما امروز بیانیهنویسان منافقصفت، از مناصب عنوانی بههم زدهاند و سر در خون و پول این مردم دارند و جبهه تشکیل داده و با صراحت از حذف کامل استقلال و دین که دو عنصر اساسی هویت ایران در طول هزاران سال بوده سخن میگویند. این منافقان با بیانیهها و مقالات خود، هجوم آمریکا و رژیم غاصب به خاک این کشور را موجه میخوانند و تسلیم در برابر همه خواستههای آمریکا را در کشور «کارگردانی» میکنند. این بیانیهنویسان سیهروی، آشکارا بستر آشوبی تازه که در آن جان هزاران انسان در معرض تیغ و تیر و دشنه تروریستهای صهیونی و داعشی قرار خواهد گرفت، فراهم کرده و حتی به آن دعوت کرده و برای آن فراخوان دادهاند.
این بیانیهها آدرس قرارگاههای آشوب است و جنایتکاران و تروریستها را دلگرم میکند که اگر از تفالههای رژیم گذشته کاری برنیامد و مردم دو روزه بساط آنان را درهم پیچیدند و در ۲۲ دی یکپارچه به صحنه آمدند تا زنده بودن انقلاب بهمن ۵۷ را یادآور شوند، از آنان کار برمیآید و میتوانند همه موانع موفقیت برنامه عملیاتی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران را برطرف نمایند. خاتمی، موسوی، کروبی، روحانی و… آدرسهای جنایات تازه علیه استقلال و دین این کشور هستند. پیام آنان به دشمنان استقلال این کشور این است که ما میتوانیم آشوب و درگیری تازه را با عناوین جدید و روش تازه به راه بیندازیم و نقصان آشوب مسلحانه دیماه و نقصان جنگ ۱۲روزه را جبران کنیم و آشوبی مدیریت کنیم که دیگر نظام قادر به کنترل آن نباشد و مردم در آن سر در گریبان شوند و نیروهای نظامی و انتظامی و امنیتی کشور، سلاحها را نهتنها در محیط منطقهای بلکه حتی بهکارگیری آن برای تامین امنیت داخلی هم زمین بگذارند و کاری کنیم که مردم ایران و جهان اسلام دیگر نه تنها در پی آزادی بیتالمقدس نباشند بلکه قادر به حفظ مسجد محله خود هم نباشند.
اما در این میان حمله پیدرپی به «خامنهای عزیز» تعجبآور نیست. وقتی استقلال این کشور و دین این مردم به بازار خیانت برده شوند، خامنهای که مظهر هر دو است باید به اشد وجه تهدید شود. «استقلال» و «دین» در این بوم و در این زمانه مدیون خامنهای و البته نام بلند خامنهای مدیون این دو است. آنان در بیانیهها و اظهارات و مقالات با کلماتی درهم تنیده میگویند فروش استقلال و کنار گذاشتن دین از ساحت اجتماعی و سیاسی یک قفل و مانع بزرگ دارد و آن «خامنهای» است که اجازه نمیدهد مسیر تحقق پروژه واگذاری استقلال این کشور به آمریکا و به زیر کشیدن پرچم دین هموار گردد.
اما البته بیانیهنویسهای جانی و منافق اشتباه میکنند، اشتباهی اساسی. درافتادن با استقلال این مملکت و دین این مردم سابقه دارد و همواره به عامل شکست و ذلت جانیان و غارتگران تبدیل شده است. در نهاد هر ایرانی «ایران مستقل» و «ایران قدرتمند» بهعنوان یک آرمان غیرقابل اغماض وجود دارد و این حکایتی هزارانساله است و در این هزاران سال، این ملک فتنههای بزرگی به خود دیده و همواره بر فتنهسازان و فتنهپردازان غلبه کرده است. کما اینکه دین در عمق جان هر ایرانی، «گرامی» است. ایرانی جماعت، خدا را به عنوان خالقی که همواره در کار تدبیر و کمک است، میشناسد و پیامبران و ذوات مقدس دیگر را حاملان تدبیر و نصرت میدانند. رضاخان مساجد را بست، عمامهها را برداشت اما دین را نتوانست حتی از متن جامعه به حاشیه ببرد.
این جانیان منافق هم به سلسله عصب مردم میزنند؛ استقلال و دین و «خامنهای عزیز» که مظهر اعلای هر دو است. و این پاشنه آشیل و نقطه آسیب آنان است. آنان که خیال میکنند با زدن استقلال و دین، مردم را دوشقه میکنند و عدهای را به «خشونت عریان» علیه استقلال این مملکت و دین این مردم وادار نموده و کاری میکنند که برای ایرانی، مستقل بودن و دیندار بودن نصرفد، حتما اشتباه میکنند. بله این بیانیهنویسهای خائن و اربابان آمریکایی صهیونی آنان میتوانند خیابانها را به آشوب بکشند و خونهایی را بریزند همانطور که در سالهای ۸۸ به بعد اینگونه کردند. دهها نفر و امسال، هزاران نفر را به خاک و خون کشیدند اما نمیتوانند در مردم تفرقه بیندازند. مردم ایران در این ۴۷ سال علیرغم حوادث پیدرپی دوتکه و چندپاره نشده است از این پس نیز نخواهد شد. به تاراج گذاشتن استقلال ایران و نفی نقش حیاتبخش دین در جامعه و حاکمیت ایرانی کاری نیست که از عهده این جماعت و اربابان آنها برآید.
روزی که «خمینی بزرگ» به اربابان جنایت هشدار داد که «اگر آنان در مقابل دین ما بایستند، در مقابل همه دنیای آنان خواهیم ایستاد» این روزها را دیده بود. این بیانیهنویسهای خود ارزانفروش که اکنون هم جایی در میان جامعه ما ندارند، نمیتوانند با نفی بنیانهایی با این درجه از اهمیت و حساسیت، بار اربابان جنایتکار و متوهم را به مقصد برسانند. البته در این میان حوزهها و مدارس علمیه و علمای بزرگ بلاد باید درنگ را کنار بگذارند، پرچمها را در مقابل این فتنهگران جانی برافرازند. و آنان که با سادهدلی گمان میکردند مدعیان بیانیهنویس در هرچه نظر دیگری داشته باشند در استقلال کشور و دین مردم راسخ هستند، به این بیانیهها و اظهارات بنگرند و- به تعبیر حضرت امام- تا جهنم با آنان رهسپار نباشند.
یادداشت حسین شریعتمداری درباره بیانیه موسوی، کروبی و جبهه اصلاحات/ دشمن ستون پنجمیها را به صف کرده است
ممکن است این سؤال به ذهن خطور کند که مگر افراد بیهویتی نظیر میرحسین موسوی و کروبی و برخی از غربگرایان و… که بارها به کاسهلیسی غرب و دشمنی با مردم این مرز و بوم شناخته شدهاند، عددی هستند که نقش آنها در قالب ستون پنجم دشمن، قابل مطرح شدن باشد؟!
یادداشت حسین شریعتمداری درباره بیانیه موسوی، کروبی و جبهه اصلاحات/ دشمن ستون پنجمیها را به صف کرده است
به گزارش جهان نیوز، حسین شریعتمداری، در تازه ترین یادداشت خود نوشت:
۱- نگارنده این سطور از تفسیر قرآن چیزی نمیداند و برای این منظور به کتابهای تفسیر که بحمدالله برای همگان در دسترس است مراجعه میکند ولی علاوهبر معانی و مفاهیم عمیق آیات که کشف آن وظیفه عالمان ژرفاندیش است، ظاهر آیات نیز سند و حجت است و برای استفاده از اقیانوس بیکران معارف الهی که در کتاب خدا آمده است، راهنما و گرهگشاست. به عنوان مثال این آیه چندبار در سوره «قمر» تکرار و بر آن تاکید شده است «وَلَقَدْ یَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّکْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّکِر… و ما قرآن را برای پند گرفتن و درسآموزی آسان قرار دادهایم، آیا کسی هست که متذکر شود». استناد به آیات سوره احزاب که در یادداشت پیشروی آمده است، از این زاویه است. بخوانید!
کانال ایتا جهان نیوز
۲- به این آیات از سوره احزاب نگاه کنید!
إِذْ جَاءُوکُمْ مِنْ فَوْقِکُمْ وَ مِنْ أَسْفَلَ مِنْکُمْ وَإِذْ زَاغَتِ الْأَبْصَارُ وَبَلَغَتِ الْقُلُوبُ الْحَنَاجِرَ وَتَظُنُّونَ بِاللَّهِ الظُّنُونَا…. یاد آورید، زمانی را که [دشمنان] از بالا و از پایین [لشکرگاه]تان به سویتان آمدند، و آنگاه که دیدهها [از شدت ترس] خیره شد و جانها به گلو رسید، و به خدا گمانهای ناروا میبردید.(۱۰)
هُنَالِکَ ابْتُلِیَ الْمُؤْمِنُونَ وَزُلْزِلُوا زِلْزَالًا شَدِیدًا… آنجا بود که مؤمنان مورد آزمایش قرار گرفتند و به لرزش و اضطرابی سخت دچار شدند.(۱۱)
وَإِذْ یَقُولُ الْمُنَافِقُونَ وَالَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ مَا وَعَدَنَا اللهُ وَرَسُولُهُ إِلَّا غُرُورًا… و آنگاه که منافقان و آنانکه در دلهایشان بیماری [ضعف ایمان] بود، میگفتند: خدا و پیامبرش جز به فریب، ما را وعده ندادهاند!(۱۲).
۳- حالا خوب به اطرافتان نگاه کنید! آیا شماری از غربگرایان دارای حزب و دستک را نمیبینید که در مقابل تهدید آمریکا به وحشت افتاده و مانند منافقین و سست ایمانهایی که در آیات فوق از آنها یاد شده است، مبانی و اصول را نفی میکنند و پیشنهاد تسلیم و به تعبیر خودشان «تغییر پارادایم» یعنی دست کشیدن از مبانی نظام (بخوانید اسلام) را میدهند؟! و یا آن فراماسونی که در فتنه ۸۸ با مدیریت آمریکا و اسرائیل به کار گرفته شده بود را نمیبینید که بیانیه تسلیم منتشر میکند؟! آیا هیچ واژهای جز «ستون پنجم» دشمن میتواند نشاندهنده هویت واقعی آنها باشد؟! ترامپ و برخی دیگر از مقامات آمریکایی و اروپایی اعتراف دارند که ارسال ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن به دریای عمان و رجزخوانیها برای ترساندن ایران است و این جماعت دقیقاً همان زبان ترامپ و نتانیاهو را به کام گرفتهاند!
کانال تلگرام جهان نیوز
۴- حالا به واکنش و برخورد مؤمنان با تهدید دشمن که در ادامه همان آیات سوره مبارکه احزاب آمده است نگاه کنید! «وَلَمَّا رَأَى الْمُؤْمِنُونَ الْأَحْزَابَ قَالُوا هذَا مَا وَعَدَنَااللهُ وَرَسُولُهُ و َصَدَقَ اللهُ وَ رَسُولُهُ وَمَا زَادَهُمْ إِلَّا إِیمَانًا وَتَسْلِیمًا… و هنگامی که مؤمنان [در نبرد خندق] گروههای دشمن را دیدند، گفتند: این همان است که خدا و پیامبرش به ما وعده دادهاند و خدا و پیامبرش راست گفتهاند، و جز بر ایمان و تسلیم آنان افزوده نشد.(۲۲)
آیا جمعیت مؤمنانی که خداوند تبارک و تعالی در این آیه از آنها یاد فرموده است، همان تودههای عظیم مردم ایران نیستند که در جنگ ۱۲ روزه با انسجام مثالزدنی خود و در حماسه ۲۲ دی ماه با حضور حماسی و چند ده میلیونی خود به آمریکا و رژیم صهیونیستی سیلی جانانهای زدند؟ و به زبان دیگر و گویاتر، همان اعضای پاکباخته سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نیستند که اتحادیه تحقیرشده اروپا با دستور دیکته شده آمریکا و رژیم صهیونیستی، آنان را سازمان تروریستی(!) نامیده است؟!
۵- شناخت دشمن به معنا و مفهوم اینکه دشمن کیست، کافی نیست. باید استراتژی (هدف نهایی دشمن)، تاکتیکها (راهکارهای مورد استفاده دشمن) و ستون پنجم (عوامل و جریانات همسو با دشمن در جبهه خودی) را هم شناخت. ستون پنجم، زبان دشمن را به کام میگیرد و خواستههای دشمن را دنبال میکند. بازهم در کتاب خدا خطاب به پیامبر اعظم(ص) آمده است «وَلَوْ نَشَاءُ لَأَرَیْنَاکَهُمْ فَلَعَرَفْتَهُمْ بِسِیمَاهُمْ وَلَتَعْرِفَنَّهُمْ فِی لَحْنِ الْقَوْلِ وَاللهُ یَعْلَمُ أَعْمَالَکُمْ… و اگر بخواهیم یقیناً آنان را به تو نشان میدهیم تا آنان را از چهرههایشان بشناسی،[ولی چنین نکردهایم، اما] آنان را از شیوه سخن گفتن خواهی شناخت؛ و خدا کارهای شما را میداند». به بیان دیگر، ستون پنجم را از مواضع، عملکرد و سخنانی که همسو با خواستههای اعلام شده دشمن بر زبان و قلم دارد میتوان شناخت.
۶- حالا به اظهارات ترامپ، نتانیاهو، مقامات رسمی آمریکا و رژیم صهیونیستی، اتحادیه اروپا و… علیه جمهوری اسلامی ایران و در حمایت از پادوهای تروریست آمریکا و اسرائیل و تهدید ایران اسلامی، نگاهی بیندازید و متن و محتوای آنها را با بیانیههای اخیر موسوی، کروبی و برخی از مدعیان اصلاحات مقایسه کنید! آیا کمترین تفاوتی میبینید؟! ممکن است این سؤال به ذهن خطور کند که مگر افراد بیهویتی نظیر میرحسین موسوی و کروبی و برخی از غربگرایان و… که بارها به کاسهلیسی غرب و دشمنی با مردم این مرز و بوم شناخته شدهاند، عددی هستند که نقش آنها در قالب ستون پنجم دشمن، قابل مطرح شدن باشد؟! پاسخ آن است که ستون پنجم، با ماموریتهای متفاوت به میدان فرستاده میشود. یکی از رایجترین ماموریتهای ستون پنجم، به کام گرفتن زبان دشمن است و دشمن با بزرگنمایی اظهارات آنها تلاش میکند تا آن را به عنوان نظر بخش قابل توجهی از مردم قلمداد کند!
یک منبع آگاه از بازداشت مهدی محمودیان، عبدالله مومنی و ویدا ربانی به عنوان عناصر اصلی تهیهکننده بیانیه منتسب به میرحسین موسوی خبر داد.
بازداشت تهیهکنندگان بیانیه منتسب به میرحسین
به گزارش جهان نیوز، یک منبع آگاه در گفتوگو با فارس از بازداشت مهدی محمودیان، عبدالله مومنی و ویدا ربانی به عنوان عناصر اصلی تهیهکننده بیانیه منتسب به میرحسین موسوی خبر داد.
به گفته این منبع، این افراد در حالی که در یک خانه مشترک مستقر بوده و در حال برنامهریزی برای خروج از کشور بودند، بازداشت شدند.
این منبع آگاه اعلام کرد که افراد یادشده همزمان با آغاز جنگ ۱۲ روزه و نیز شروع اغتشاشات دیماه، با هدف بیثباتسازی، اقدام به صدور بیانیهای در چارچوب اهداف رژیم صهیونیستی کرده بودند.
بر اساس این گزارش، مهدی محمودیان و حسین رزاق پیش از این، خانوادههای خود را در راستای مأموریت محوله به آلمان منتقل کرده بودند. به گفته منبع آگاه، این افراد از طریق دبیر گروه موسوم به شورای گذار و همچنین عبدالله مهتدی، دبیرکل گروهک تجزیهطلب تروریستی کومله، با رژیم صهیونیستی در ارتباط بودهاند.
این منبع افزود که مهتدی مبالغ قابل توجهی از رژیم صهیونیستی دریافت کرده و آن را میان معارضان جمهوری اسلامی ایران، از جمله شورای گذار و برخی از امضاکنندگان بیانیه مذکور، توزیع کرده است. همچنین هزینه استقرار حسین رزاق و خانوادهاش و خانواده محمودیان، از محل بودجه پرداختی رژیم صهیونیستی تأمین شده است.
به گفته این منبع، گروههای ضد انقلاب بر این تصور بودند که همزمان با حمله رژیم صهیونیستی در جریان جنگ ۱۲ روزه، قرار بوده است دولتی موسوم به «دولت موقت در تبعید» در آلمان و به سرکردگی رضا پهلوی تشکیل شود.
وی افزود که طبق تماس نماینده یکی از سرویسهای اطلاعاتی با اردشیر امیرارجمند، مشاور میرحسین موسوی، برای او نقش “نخستوزیر دولت موقت در تبعید” در نظر گرفته شده بود.
این منبع آگاه ادامه داد که با حمله متقابل جمهوری اسلامی ایران و وارد آمدن ضربات به رژیم صهیونیستی، این سناریو محقق نشد و امیرارجمند از دستیابی به این جایگاه ادعایی بازماند.
در ادامه این گزارش آمده است که اردشیر امیرارجمند از طریق برادر خود با سازمان منافقین و سرویس اطلاعاتی فرانسه در ارتباط است و بیانیه اخیر منتشرشده به نام میرحسین موسوی، توسط وی نوشته شده است.
