بلای بلاهت | نعمت الله فاضلی

نعمت الله فاضلی، جامعه‌شناس، در کانال تلگرامی خود نوشت: «ایران در سال ۱۲۲۰ میلادی (حدود هشتصد سال پیش) “تمدن باستانی” بود  که به نوشته جک ودر فورد “ثروتمدترین کشورهای جهان و پیشرفته ترین مملکت ها در تمامی شاخه های علوم از ستاره شناسی و ریاضیات گرفته تا کشاورزی و زبان شناسی” بود و “بالاترین نرخ سواد همگانی در جهان” را داشت. طوری که “تقریبا در هر روستا دست کم چند نفری یافت می شدند که می توانستند قرآن بخوانند و قوانین اسلام را تفسیر کنند”.

بله، جک ودر فورد انسان شناس و مورخ مشهور آمریکایی در ۲۰۰۴ در کتابش “چنگیزخان و ساختن جهان مدرن” نشان می دهد ایرانیان در آغاز قرن سیزدهم میلادی “به تمدنی در سطح جهانی و با بازرگانی، فناوری و آموزش های عمومی بسیار پیشرفته دست یافته بودند”. اما ناگهان همه چیز در یک سال با هجوم ویرانگر و برق آسای “تموجین” یا همان “چینگیز خان” (که ایرانی ها او را چنگیز نامیدند و به این نام هم در جهان خوانده شد) نابود شد.

ودر فورد به نقل منابع متعدد تاریخی قصه غم بار این هجوم تمدن برانداز مغولان به ایران را روایت می کند. بعد از هشتصد سال هنوز نتوانسته ایم به آن جایگاه جهانی برسیم که تا ۱۲۲۰ میلادی رسیده بودیم.

هرگز نتوانستیم ویرانی های عظیم هجوم مغولان را جبران کنیم. ودر فورد می نویسد در میان هجوم های مغولان به سراسر جهان، هجوم شان به ایران بیشترین آسیب ها و ویرانی ها را داشت.

اما قصه این هجوم چه بود؟ باورش سخت است. مطلقا باور کردنی نیست. یک بلاهت محض و بسیار پیش پا افتاده باعث و بانی نابودی تمدن ایرانی شد. این بلاهت چنان بزرگ و ناباور کردنی است که پل تابوری در کتاب “تاریخچه بلاهت” آن را یکی از شاهکارهای بلاهت بشر می داند! بگذارید خلاصه اش را بگویم. اما حتما “چنگیزخان و ساختن دنیای مدرن” را خودتان با دقت و تامل بخوانید.

در سال ۱۲۱۷ چنگیزخان نامه ای به سلطان محمد خوارزمشاه می نویسد و با سه سفیر و هدایایی به نزد خوارزمشاه می فرستد و خواهان پیوند دوستی و تجارت می شود. خوارزمشاه هم موافقت می کند. چنگیزخان در پی این معاهده دوستی، کاروانی مرکب از چهارصدوپنجاه بازرگان اکنده از اجناس فاخر و گرانبها عازم ایران می کند. در راه والی شهر اترار (در قزاقستان امروزی) این کاروان را غارت و بازرگانان را می کشد. خبر به چنگیز می رسد.

چنگیز نمایندگانی نزد خوارزمشاه فرستاد و برای حاکم اترار درخواست مجازات کرد. حاکم اترار دایی سلطان محمد بود و مادر سلطان هم نفوذ و قدرت عظیمی داشت و برای نجات جان برادرش مانع از اجابت درخواست چنگیز شد و برخی فرستادگان چنگیز را کشت.

چنگیز با شنیدن این خبر “اکنده از خشم، تحقیر و سرخوردگی” به قله بورقان قالدون، کوه مقدس خود رفت و ” سر خود برهنه کرد و سه شبانه روز به درگاه خدا نالید که من آغازگر این فتنه نبودم، از تو می خواهم که به من نیروی لازم برای گرفتن انتقام عطا کنی”. و سپس با اندیشه ی کار و فراهم کردن کارزار از کوه فرود آمد.

و چنین بود در ۱۲۲۰ وحشیانه به بخارا هجوم برد و فتح تمام امپراتوری خوارزم آغاز شد. حمله والی اترار به کاروان بازرگانان مغول به تعبیر عطا ملک جوینی در کتابش “تاریخ جهانگشا” تنها یک کاروان را از بین نبرد، ” جهانی را ویران و عالمی را پریشان کرد”.

چنگیزخان ایران متمدن و متمدن ترین کشور جهان در آن زمان را نابود کردند، چنان که دیگر ایران نتوانست تاکنون هرگز به آن جایگاه بزرگ و باشکوه برسد. ایران در سده سیزدهم بزرگ ترین هزینه بلاهت را پرداخت کرد.

هر چند باربارا تاکمن در شاهکارش “تاریخ بی خردی” نشان می دهد از “تروا تا ویتنام” امپراتورهای خودخواه و متکبر همواره تاوان سنگین بلاهت و بی خردی پرداخته و این تاوان را بر ملت هایشان تحمیل کرده اند.»

انتهای پیام

بانک صادرات

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا