ایرانِ جان؛ همه با هم یک ملتیم | غلامرضا بنی اسدی

غلامرضا بنی اسدی، روزنامه‌نگار، در یادداشتی که در اختیار انصاف نیوز قرار داده است، نوشت:

قصه برادران و شاخه های تنهای شکننده و وصیت پدر و چند شاخه ناشکستنی را همه فراوان شنیده و حتی گفته ایم. این ذخیره ذهنی ماست که برای ماندگاری همه باید با هم باشیم.

به واقع، ما با هم «یک ملت» هستیم. این گزاره، یک حقیقت بنیادین و روح همواره زنده انقلاب است. حقیقتی که اگر آن را عمیقاً بفهمیم، مسیر آینده‌مان روشن‌تر می‌شود و اگر از آن غفلت کنیم، هزینه‌های سنگینی خواهیم پرداخت.

ایران، با همه تنوع فرهنگی، فکری، زبانی و اجتماعی‌اش، زمانی ایران است که «ما» در آن معنا داشته باشد؛ نه مجموعه‌ای از «من»های جدا و متقابل. تجربه زیسته بشر می گوید، قدرت در جهان امروز، محصول هم‌افزایی است؛ حاصل پیوند توان‌ها، نه تقابل آنها.

هیچ ملتی با تکیه بر شکاف‌ها بزرگ نشده است. بی‌هم بودن، جدا از هم بودن و مقابل هم ایستادن، ما را شکننده می‌کند؛ و ملت شکننده، در بزنگاه‌های تاریخی، به‌راحتی می‌شکند. در مقابل، با هم بودن، برای هم بودن و کنار هم ایستادن، ما را به ملتی مقاوم و آینده‌ساز بدل می‌کند.

این «با هم بودن» اما تنها در کنار هم نشستن نیست؛ یک منش است، یک فرهنگ است، یک اخلاق جمعی است. ما باید همدیگر را محترم بشماریم، حتی وقتی شبیه هم فکر نمی‌کنیم. باید برای هم، به‌رغم اختلاف نگاه و روش، «حق» قائل باشیم. حقِ اندیشیدن، حقِ نقد کردن، حقِ متفاوت بودن و در عین حال، حقِ شریک بودن در سرنوشت مشترک.

در سپهر اندیشه‌ای که «همه برای هم و همه برای وطن» معنا پیدا می‌کند، جمله‌ی پرمعنای «هر ایرانی یک ایران» فراتر از تعارف، به یک راهبرد ملی تبدیل می‌شود. یعنی هر شهروند، خود را صاحب این سرزمین بداند؛ مسئول بداند؛ اثرگذار بداند. یعنی ایران فقط یک جغرافیا نباشد، بلکه شبکه‌ای زنده از اراده‌ها، استعدادها و امیدها باشد.

شأن چنین نگاهی، هم‌افزایی توان‌هاست. وقتی به جای حذف، جمع کنیم؛ به جای تخریب، ترمیم کنیم؛ و به جای نفی، گفت‌وگو کنیم، سرمایه‌های انسانی ما شکوفا می‌شوند. ایران نیز در این صورت، نه فقط «کشور»، که «جان و جهان ایرانی» می‌شود؛ جایی که انسان ایرانی بتواند احساس معنا، کرامت و آینده‌داری کند.

رسیدن به این مفاهمه‌ی بزرگ، ما را قادر می‌سازد از گردنه‌های هولناک و پیچ‌های تاریخی با سلامت و سرافرازی عبور کنیم. تاریخ نشان داده است ملت‌هایی که به عقل جمعی تکیه کرده‌اند، حتی در سخت‌ترین شرایط، راه خود را یافته‌اند؛ و ملت‌هایی که اسیر تفرقه شده‌اند، فرصت‌ها را به تهدید بدل کرده‌اند.

اینجاست که «عقل سرد» و کل‌نگر به میدان می‌آید؛ عقلی که به جای واکنش‌های هیجانی، به تصویر بزرگ‌تر نگاه می‌کند. این عقل، ما را به کلان‌نگری می‌خواند؛ به دیدن پیوند میان سیاست، اقتصاد، فرهنگ و اخلاق؛ و در نهایت، به ساختاری کرامت‌مند می‌رساند که در آن انسان ایرانی محور توسعه باشد.

ایرانِ جان، آینده‌ای روشن دارد اگر ما بخواهیم. اگر باور کنیم که سرنوشت‌مان به هم گره خورده است. اگر بپذیریم که اختلاف، تهدید نیست، بلکه فرصتی برای غناست. و اگر تصمیم بگیریم که به جای ایستادن مقابل هم، شانه به شانه هم بایستیم. ما با هم یک ملتیم. با هم قدرت می‌سازیم. و با هم، ایران را به جایگاهی می‌رسانیم که شایسته نام و تاریخش است.

انتهای پیام

بانک صادرات

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا