شکاف دولت-ملت

📝📝شکاف دولت-ملت در ایران؛ از دنیای «ما» تا دنیای «آنها»

مجید سروند
⚛ @jomhuriyat
♈️مقدمه؛
امروز بر کسی پوشیده نیست که در ایران، شکاف دولت-ملت به مرحله‌ای حساس و حتی بحرانی رسیده است. فاصله‌ای که دیگر صرفاً یک اختلاف سیاسی یا نارضایتی مقطعی نیست، بلکه به گسستی عمیق در ساحت‌های اجتماعی، فرهنگی، و حتی هویتی و سبک زندگی تبدیل شده است. در چنین وضعیتی، «ما»ی ملی که باید برآمده از هم‌افقی دولت و جامعه باشد، به‌تدریج جای خود را به دو جهان موازی داده است: دنیای «آنها» که در ساختار رسمی قدرت تعریف می‌شود، و دنیای «ما» که در زیست روزمره مردم جریان دارد. این فاصله «نشانه‌ها» و «تبعاتی» دارد که در نوشتار پیش‌رو به برخی از مهم‌ترین آن‌ها پرداخته می‌شود.

♈️الف) نشانه‌ها

🔰۱- مشارکت در انتخابات
مروری بر ادوار انتخابات ریاست‌جمهوری و مجلس پس از انقلاب ۵۷ نشان می‌دهد که میزان مشارکت، به‌تدریج روندی نزولی یافته و در سال‌های اخیر به یکی از چالش‌های جدی نظام سیاسی بدل شده است. تاجایی‌که مشارکت حتی ۵۰ درصدی نیز به رویایی دست‌نیافتنی تبدیل شده و در برخی کلان‌شهرها، آمار حضور شهروندان به حدود بیست تا سی درصد رسیده است.

♈️افزون‌براین، در بسیاری از رقابت‌های انتخاباتی، گرایش بخش قابل توجهی از رأی‌دهندگان به سمت نامزدهایی بوده که خود را منتقد وضع موجود معرفی کرده‌اند. این الگو را می‌توان نشانه‌ای از فاصله ادراکی میان جامعه و ساختار رسمی تلقی کرد.

🔰۲- رسانه‌ها
استقبال روزافزون مخاطبان از رسانه‌های خارج از کشور، حاکی از آن است که مرجعیت رسانه‌ای در حال جابه‌جایی است. رسانه‌های رسمی، از صداوسیما گرفته تا بسیاری از روزنامه‌های سراسری، دیگر نقش تعیین‌کننده‌ای در شکل‌دهی به افکار عمومی ندارند. در عصر انفجار اطلاعات، اعتماد مهم‌ترین سرمایه رسانه است؛ و هرگاه این سرمایه تضعیف شود، مخاطب مسیرهای جایگزین را برمی‌گزیند. بنابراین تغییر مرجعیت رسانه‌ای تنها یک تحول ارتباطی نیست، بلکه نشانه‌ای از دگرگونی در اعتماد اجتماعی است؛ پدیده‌ای که می‌تواند شکاف میان دولت و ملت را عمیق‌تر کند.

🔰۳- عمومی‌شدن اعتراضات
بررسی روند تاریخی اعتراضات در [نیم قرن گذشته] نشان می‌دهد که ترکیب اجتماعی معترضان دچار تحول شده است. اگر در دهه‌های نخست، دانشجویان، روشنفکران یا طبقه متوسط پرچمدار نقد و اعتراض بودند، در سال‌های بعد اقشار فرودست، نسل زد، زنان و گروه‌های متنوع اجتماعی نیز، حتی به‌صورت «خانوادگی»، به این میدان وارد شدند.
رخدادهای دی‌ماه ۱۴۰۴ را می‌توان ازاین‌منظر یکی از «فراگیر»ترین و «عمومی»ترین اعتراضات سال‌های اخیر دانست؛ رویدادی که در آن از بازاریان و کسبه تا دانشجویان، از نوجوانان تا بازنشستگان و زنان خانه‌دار حضور داشتند. پیوند این اعتراضات با مسائل انضمامی، عینی، و ملموس معیشتی و دغدغه‌های روزمره، سبب شد تا دامنه آن از مطالبات انتزاعی مثل آزادی یا حقوق زنان فراتر رود و به تجربه‌ای مشترک برای بخش‌های وسیعی از جامعه تبدیل شود. عمومی‌شدن اعتراض، در واقع نشانه‌ای است از آنکه شکاف دولت-ملت دیگر محدود به گروهی خاص نیست.

♈️ب) تبعات

🔰۱- گم‌گشتگی در وطن و احساس بی‌هویتی
در شرایطی که مرجعیت رسانه‌ای و منابع هویت‌بخش دچار تزلزل می‌شوند، نوعی سرگردانی جمعی شکل می‌گیرد. وقتی مجاری رسمی و عمومی دنبال نمی‌شوند (برای نمونه هیچ‌گونه سریال یا برنامه تلویزیونی یا رویداد همگانی مخاطب عام پیدا نمی‌کند)، مردم‌ خاطره‌ و ذهنیت جمعی و مشترک و حس و شأن اجتماعی خود را از دست می‌دهند. در واقع، [برخی مسئولین] در دنیای خود سیر می‌کنند و مردم به کار خود مشغول‌اند. در نتیجه، این فاصله به‌جایی می‌رسد که [بخشی] از ملت خواهان مداخله خارجی [می شوند]

🔰۲- تقویم «ما» / «آنها»
تقویم رسمی هر کشور، آینه‌ای از حافظه تاریخی و ارزش‌های مشترک آن است. با‌این‌حال، بنظر می‌رسد که روزهایی [که برایشان مهم است] و غیره دیگر بیانگر هیچ تداعی خاصی در بین بخش بزرگی از ملت نیست و این روزها به رویدادهایی صرفاً حاکمیتی بدل شده‌اند. در مقابل، از ولنتاین و هالووین گرفته تا سپندارمذگان و تولد کوروش و سیزده‌به‌در و شب یلدا و چهارشنبه‌سوری و غیره به رویدادهای مردمی و ملی تبدیل گشته‌اند که این خود از آثار شکاف دولت‌-ملت است.

🔰۳- از دنیای رسمی تا دنیای عرفی
شاید ملموس‌ترین جلوه این شکافِ دولت-ملت را بتوان در «سبک زندگی» مشاهده کرد. گاه هر آنچه به عرصه رسمی نسبت داده می‌شود، در تمایز با ترجیحات عرفیِ بخش بزرگی از جامعه قرار می‌گیرد؛ از لحن و ادبیات و ظاهر و پوشش گرفته تا الگوها و آداب فرهنگی، اولویت‌ها، و روزمرگی‌ها!

#جمهوریت
⚛ @jomhuriyat

بانک صادرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا