آیا آگاهی نیازمند بدن است؟

کانال تلگرامی ترجمان نوشت:

کریستن فرنچ، ناتیلوس — آیا ربات‌ها می‌توانند آگاهی داشته باشد؟ بیش از سه دهه از زمانی که علوم اعصاب به‌سراغ معمای بزرگ «آگاهی» رفته می‌گذرد و آنتونیو داماسیو، عصب‌پژوه پرتغالی، تقریباً از همان روزهای اول به‌دنبال حل این مسئله بوده است. در اوایل دهۀ ۱۹۹۰، او از نخستین کسانی بود که سعی کرد نشان دهد احساساتی نظیر گرسنگی و درد بنیان‌های آگاهی را شکل می‌دهند؛ یعنی همان تجربۀ مأنوس از زنده‌بودن، بیداری و خودآگاهی در جهان. احساساتی که نیازمند داشتنِ بدنی زیستی است که ربات‌ها فاقد آن‌اند.

به گفتۀ داماسیو، «اکثر عصب‌پژوهان آگاهی را محصول هوش، خلاقیت و نواحی عالی مغز می‌دانند. به باور آن‌ها، آگاهی برآمده از قشر مخ یا کورتکس است، یعنی مرکز اصلی پردازش اطلاعات. بنابراین، تنها پیش‌نیازِ وجود آگاهی یک ساختار پیچیدۀ پردازش اطلاعات است که می‌تواند بدون هرگونه پایگاه جسمانی وجود داشته باشد، حتی در قالب یک ربات. اما به باور من، آگاهی از احساساتی سرچشمه می‌گیرد که با بدن و حیات ما در ارتباط‌اند».

به باور داماسیو، آگاهی از بخش ساقۀ مغز ناشی می‌شود. او می‌گوید «ما موارد متعددی از بیماران با زوال کامل آگاهی را بررسی کرده‌ایم و عامل اختلال در تک‌تک این بیماران، آسیب به ساقۀ مغز بود، نه قشر مخ». از نظر داماسیو، ساقۀ مغز از این رو حیاتی است که سیگنال‌های سایر بخش‌های بدن را پردازش می‌کند.

او می‌گوید «ما این توانایی را داریم که صداهای دریافتی، مناظر دیداری و طعم‌ها و تماس‌هایمان با اجسام را نقشه‌‌برداری و پردازش کنیم. این سازوکار به‌غایت پیچیده است و در واقع با تکامل قشر مخ پدید آمده. اما در مورد احساسات و آگاهی، وظیفۀ ما نقشه‌برداری و پردازش وضعیت ارگانیسم یا بدن خودمان بر حسب عملکرد جاری آن است. این فرایند، به جای آنکه در سطح کورتیکال از چشم‌ها یا گوش‌ها به قشر مخ برود، از سراسر بدن منشأ می‌گیرد و اطلاعات را مستقیماً به ساقۀ مغز منتقل می‌کند».

به عبارت دیگر، از نظر داماسیو آگاهی ما برآمده از تصویربرداری و پردازش درونیِ ماست، نه تصویربرداری از جهان خارج. از نظر او، «باکتری‌ها و انبوهی از سایر ارگانیسم‌های تک‌سلولی فاقد سامانۀ عصبی و فاقد آگاهی هستند. ارگانیسمی که عاری از سامانۀ عصبی است می‌تواند به نحوی رضایت‌بخش عمل کند و زنده بماند، اما اطلاعاتی دربارۀ بدن خود ندارد و بنابراین آگاه نیست. درمقابل، تمام پستانداران آگاه‌اند، پرندگان و خزندگان نیز. همۀ آن‌ها سیستم عصبی‌ای دارند که آن‌ها را از وضعیت زیستی‌شان آگاه می‌کند».

بر اساس نظریۀ او، ربات‌ها هم ممکن است روزی آگاه شوند، اما قطعاً این آگاهی شبیه به آگاهی ما نیست. آگاهی ما برآمده از درک ما از بدن و موقعیتِ آسیب‌پذیر آن است: «بدنِ ما تولد، رشد، تداوم دوران بزرگسالی و در نهایت افول و مرگ دارد. ما واجد این منحنی فوق‌العاده پیچیده‌ایم که از زمان تولد تا مرگ امتداد دارد. اما در یک ربات، شما کلیدهای روشن و خاموشی دارید که همواره به یک شکل عمل می‌کنند و هیچ وقت تجربۀ داشتن بدنی آسیب‌پذیر همچون ما را نخواهند داشت. بنابراین، هرگز نمی‌توانند آگاهی‌ای مشابه ما داشته باشند».

آنچه خواندید برگرفته از مطلب «Does Consciousness Require a Body?» نوشتۀ کریستن فرنچ است که در تاریخ ۹ سپتامبر ۲۰۲۶ در ناتیلوس منتشر شده است.

انتهای پیام

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *