رسانه چگونه زندگی ما را شکل می‌دهد؟

شاید مهم‌ترین پرسشی که پس از ورق‌زدن کتاب با خواننده می‌ماند این باشد: وقتی رسانه‌ها در شناخت ما از جهان و از خودمان سهم دارند، چگونه می‌توان آن‌ها را آگاهانه‌تر فهمید؟

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)؛ آخرین بار چه زمانی پیش از آنکه با کسی گفت‌وگو کنید، سراغ صفحهٔ تلفن همراهتان رفتید؟ از خبرهای روز و برنامه‌های سرگرم‌کننده گرفته تا توصیه‌های خرید، روایت‌های سلبریتی‌ها و محتوای دینی، بخش بزرگی از آنچه می‌دانیم، می‌پسندیم و درباره‌اش گفت‌وگو می‌کنیم، از مسیر رسانه‌ها به ما می‌رسد. رسانه‌ها البته فقط حامل پیام نیستند؛ آن‌ها به موضوعات اهمیت می‌دهند، روایت‌ها را صورت‌بندی می‌کنند و در شکل‌گیری برداشت ما از جهان پیرامون سهم دارند. پرسش این است که چگونه می‌توان این حضور گسترده را فراتر از تجربهٔ شخصی و از منظری جامعه‌شناختی فهمید؟

رسانه چگونه زندگی ما را شکل می‌دهد؟

کتاب «جامعه‌شناسی ارتباط جمعی» نوشتهٔ سیروس احمدی، استادتمام جامعه‌شناسی دانشگاه یاسوج، برای پاسخ‌گویی به چنین پرسش‌هایی تدوین شده است. این اثر که انتشارات آگرین‌کتاب آن را منتشر کرده، در یازده فصل، از مفاهیم بنیادین ارتباط آغاز می‌کند و پس از بررسی تاریخ و گونه‌های رسانه، به کارکردها، اثرات، نظریه‌ها و شماری از مسائل مهم جهان رسانه می‌پردازد. ایدهٔ کتاب، بنا بر پیشگفتار مؤلف، در جریان فرصت مطالعاتی او در دانشگاه فلورانس شکل گرفته و نگارش آن به نزدیک به دو دهه تجربهٔ تدریس جامعه‌شناسی ارتباط جمعی متکی بوده است.

رسانه، فراتر از وسیلهٔ انتقال پیام

احمدی بحث را از این پرسشی ظاهراً ساده آغاز می‌کند که «ارتباط» چیست؟ در فصل نخست، خواننده ابتدا با عناصر آشنای فرایند ارتباط (فرستنده، پیام، مجرا، گیرنده و بازخورد) روبه‌رو می‌شود. اما بحث در همین الگوی خطی متوقف نمی‌ماند و نویسنده با اشاره به نقش تفسیر و پاسخ مخاطب، ارتباط را فرایندی دوسویه و پیوسته در تولید معنا معرفی می‌کند. حتی سکوت، تغییر حالت چهره یا نگاه‌کردن به ساعت می‌تواند در یک موقعیت ارتباطی، حامل پیام باشد.

این نقطهٔ آغاز برای فهم تفاوت ارتباط روزمره با ارتباط جمعی اهمیت دارد. در گفت‌وگوی رودررو، طرفین معمولاً در یک مکان حضور دارند و می‌توانند واکنش یکدیگر را بی‌درنگ ببینند؛ اما در ارتباط جمعی، تولید و انتشار پیام غالباً به سازمان‌ها، فناوری‌ها و فرایندهایی وابسته است که پیام را به شمار زیادی از مخاطبان در مکان‌های مختلف می‌رسانند. از این منظر، مطالعهٔ یک برنامهٔ تلویزیونی یا محتوای منتشرشده در رسانه‌های اجتماعی فقط مطالعهٔ «پیام» نیست؛ باید دید پیام چگونه تولید شده، از چه مجرایی عبور کرده، به دست چه کسانی رسیده و چگونه تفسیر شده است.

در همین فصل، بحث سواد رسانه‌ای جایگاهی محوری دارد. کتاب یادآور می‌شود آنچه در رسانه می‌بینیم یا می‌شنویم، خودِ واقعیت به‌صورت بی‌واسطه نیست، بلکه محتوایی ساخته‌شده و انتخاب‌شده است. فهم این محتوا نیازمند توجه به شیوه‌های تولید پیام، منطق تجاری رسانه‌ها، زمینه‌های اجتماعی و فرهنگی و نقش مخاطب در معناسازی است. به این ترتیب، سواد رسانه‌ای در کتاب فراتر از مهارت استفاده از ابزارهای دیجیتال است؛ یعنی توانایی پرسیدنِ سؤال‌های دقیق دربارهٔ آن چیزی که هر روز می‌خوانیم، می‌بینیم و بازنشر می‌کنیم.

روایتی از دگرگونی رسانه‌ها

سه فصل بعدی کتاب، خواننده را در مسیری تاریخی از رسانه‌های چاپی به رسانه‌های دیداری‌ـ‌شنیداری و سپس رسانه‌های نوین می‌برند. در فصل رسانه‌های چاپی، کتاب و روزنامه از حیث سیر تحول، عوامل گسترش، صنعت و آینده‌شان بررسی می‌شوند. بحث‌هایی مانند ممیزی کتاب و روزنامه‌نگاری زرد نیز نشان می‌دهند که تاریخ رسانه‌های چاپی،با پرسش‌هایی دربارهٔ تولید دانش، شیوه‌های جلب مخاطب و مناسبات حاکم بر انتشار محتوا نیز پیوند دارد.

فصل سوم به سینما، رادیو و تلویزیون اختصاص یافته است. هر یک از این رسانه‌ها در دوره‌ای، تجربهٔ تازه‌ای از دیدن، شنیدن و دنبال‌کردن رویدادها را وارد زندگی جمعی کرده‌اند. کتاب با بررسی سیر تحول و صنعت این رسانه‌ها، زمینه‌ای فراهم می‌آورد تا خواننده تفاوت‌های آن‌ها را دریابد: تجربهٔ جمعی تماشای فیلم در سینما، همراهی رادیو با موقعیت‌های گوناگون زندگی روزمره و حضور مداوم تلویزیون در خانه، هر کدام شکل متفاوتی از رابطهٔ مخاطب و رسانه پدید آورده‌اند.

با ورود به فصل چهارم، بحث به اینترنت و رسانه‌های اجتماعی می‌رسد. با پیدایش رسانه‌های تازه، الگوهای انتشار، دسترسی و مشارکت نیز دگرگون شده‌اند. فردی که تا دیروز بیشتر دریافت‌کنندهٔ محتوا بود، اکنون می‌تواند تولیدکننده، منتشرکننده و بازنشرکنندهٔ آن نیز باشد. پرداختن به سیر تحول، صنعت و آیندهٔ این رسانه‌ها به خواننده کمک می‌کند تا آن‌ها را بخشی از تاریخ طولانی‌تر ارتباط جمعی ببیند.

پس از معرفی گونه‌های رسانه، کتاب به سراغ کارکردهای اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی آن‌ها می‌رود. در فصل پنجم، از نقش رسانه در اجتماعی‌شدن، تقویت هنجارها و تغییر سبک زندگی سخن به میان می‌آید. این موضوعات نشان می‌دهند رسانه فقط در لحظهٔ تماشای یک برنامه یا خواندن یک خبر حضور ندارد و می‌تواند بر عادت‌ها، ترجیح‌ها و شیوه‌های رفتار در زندگی روزمره نیز اثر بگذارد.

در بخش کارکردهای اقتصادی، نسبت رسانه با توسعه و ترویج مصرف بررسی می‌شود. رسانه‌ها از یک‌سو بستر گردش اطلاعات و فعالیت اقتصادی‌اند و از سوی دیگر، از طریق تبلیغات و بازنمایی شیوه‌های مطلوب زندگی، در شکل‌دادن به خواسته‌ها و الگوهای مصرف نقش دارند. در بخش فرهنگی نیز کتاب به فراغت، سرگرمی، خبر و اطلاعات (که اغلب مرز روشنی با یکدیگر ندارند و در تجربهٔ روزانهٔ مخاطب به هم می‌پیوندند) می‌پردازد.

فصل ششم بحث را یک گام جلوتر می‌برد و می‌پرسد رسانه‌ها تا چه اندازه و به چه شیوه‌ای بر مخاطبان اثر می‌گذارند؟ کتاب در این زمینه به دیدگاه‌های مربوط به اثرات قدرتمند و نیز اثرات محدود و گزینشی اشاره می‌کند. چنین تمایزی اهمیت دارد، زیرا نه می‌توان مخاطب را همواره دریافت‌کننده‌ای منفعل دانست و نه می‌توان تأثیر رسانه را یکسره نادیده گرفت. بررسی پرخاشگری و هرزه‌نگاری در همین فصل، نمونه‌هایی از مسائل بحث‌برانگیزی است که پژوهش دربارهٔ اثرات رسانه‌ای با آن‌ها روبه‌رو می‌شود.

پنج متفکر برای خواندن جهان رسانه‌ای

یکی از بخش‌های مهم کتاب، فصل هفتم آن است که به رویکردهای نظری به رسانه‌های جمعی اختصاص دارد. احمدی در این فصل، اندیشه‌های استوارت هال، یورگن هابرماس، مارشال مک‌لوهان، ژان بودریار و مانوئل کاستلز را مطرح می‌کند که هر یک امکان متفاوتی برای طرح پرسش دربارهٔ رسانه فراهم می‌آورند.

حضور این دیدگاه‌ها در کنار یکدیگر، خواننده را از توضیح‌های صرفاً فنی یا توصیفی فراتر می‌برد. با چنین چشم‌اندازهایی می‌توان پرسید مخاطبان چگونه پیام‌ها را تفسیر می‌کنند، رسانه چه نسبتی با زندگی عمومی دارد، ویژگی‌های هر فناوری ارتباطی چه تغییری در تجربهٔ ما ایجاد می‌کند، مرز میان تصویر و واقعیت چگونه مسئله‌مند می‌شود و شبکه‌های ارتباطی چه جایگاهی در سازمان‌یافتن جامعهٔ معاصر دارند. فصل نظری کتاب، به این اعتبار، ابزاری برای دوباره‌خواندن مباحث فصل‌های دیگر نیز هست.

تبلیغات، شهرت و مسئولیت رسانه‌ای

فصل هشتم به تبلیغات می‌پردازد که هم با تأمین مالی رسانه‌ها پیوند دارد و هم با شیوهٔ معرفی کالاها و خدمات به مخاطبان. کتاب پس از تعریف و بررسی اهمیت و کارکردهای تبلیغات، به اثرگذاری آن و دسته‌بندی مصرف‌کنندگان توجه می‌کند. نگرانی‌هایی مانند تبلیغات خطاب به کودکان و تبلیغ دخانیات و الکل نیز در این فصل مطرح می‌شوند. از خلال این مباحث، خواننده با پرسشی اساسی روبه‌رو می‌شود: وقتی توجه مخاطب به منبعی اقتصادی بدل می‌شود، مرز میان اطلاع‌رسانی، ترغیب و مسئولیت اجتماعی کجاست؟

در فصل نهم، موضوع سلبریتی به میان می‌آید. شهرت در جهان رسانه‌ای تنها به شناخته‌شدن یک فرد محدود نمی‌شود و رابطه‌ای میان چهرهٔ مشهور، هواداران، رسانه‌ها و عرصه‌های گوناگون زندگی اجتماعی شکل می‌گیرد. کتاب این پدیده را در پیوند با هواداری، بشردوستی، دیپلماسی، سیاست و جنبش‌های اجتماعی بررسی می‌کند. پرداختن به این وجوه گوناگون کمک می‌کند سلبریتی به عنوان پدیده‌ای قابل مطالعه در جامعه‌شناسی ارتباط جمعی دیده شود.

اخلاق رسانه‌ای موضوع فصل دهم است. کتاب در این بخش از تعریف و ریشه‌های اخلاق آغاز می‌کند و سپس به تعارض منافع، الگوهای تصمیم‌گیری اخلاقی و موضوعاتی چون حقیقت و صداقت، حریم خصوصی، محرمانگی، مسئولیت اجتماعی و محتوای اهانت‌آمیز می‌پردازد. اهمیت این فصل در آن است که نشان می‌دهد انتشار یا عدم انتشار یک تصویر، افشای اطلاعات خصوصی یا نحوهٔ روایت یک واقعه، می‌تواند برای افراد و جامعه پیامد داشته باشد.

دین و ارتباطات؛ موضوع فصل پایانی

کتاب در فصل یازدهم به رابطهٔ دین و ارتباط جمعی می‌رسد. نویسنده پس از طرح مفهوم و کارکردهای دین، به نسبت ادیان الهی با ارتباطات و سپس به رابطهٔ رسانه‌های جمعی و دین می‌پردازد. مباحث عرفی‌سازی و اسلام‌هراسی نیز در این فصل جای دارند. گنجاندن این موضوع در پایان کتاب، دامنهٔ مطالعهٔ جامعه‌شناختی رسانه را گسترش و نشان می‌دهد که رسانه‌ها در گردش و بازنمایی معناهای دینی نیز حضور دارند.

کتابی برای آغاز پرسش‌های تازه

ویژگی اصلی «جامعه‌شناسی ارتباط جمعی» را می‌توان در مسیر منظم آموزشی آن جست‌وجو کرد. خواننده ابتدا زبان و مفاهیم لازم را به دست می‌آورد، سپس با رسانه‌های مختلف و تاریخ آن‌ها آشنا می‌شود و در ادامه، کارکردها، اثرات و نظریه‌ها را می‌خواند؛ سرانجام نیز با موضوعات مشخصی روبه‌رو می‌شود که رسانه در آن‌ها با اقتصاد، فرهنگ، اخلاق و دین تلاقی می‌کند. این چینش، کتاب را برای مطالعهٔ دانشگاهی و نیز برای خواننده‌ای که می‌خواهد تصویری منسجم از این حوزه به دست آورد، خواندنی می‌کند.

مؤلف در پیشگفتار تأکید می‌کند که مطالعهٔ ارتباط جمعی از منظر جامعه‌شناختی در ایران، همچنان به بحث و پژوهش بیشتری نیاز دارد. کتاب او نیز با تکیه بر مباحث نظری، راهی برای طرح پرسش‌های دقیق‌تر می‌گشاید. شاید مهم‌ترین پرسشی که پس از ورق‌زدن آن با خواننده می‌ماند این باشد: وقتی رسانه‌ها در شناخت ما از جهان و از خودمان سهم دارند، چگونه می‌توان آن‌ها را آگاهانه‌تر فهمید؟

کتاب «جامعه‌شناسی ارتباط جمعی» تألیف سیروس احمدی، استادتمام جامعه‌شناسی دانشگاه یاسوج، از سوی انتشارات آگرین‌کتاب منتشر شده است.

انتهای پیام

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *