فعال سیاسی چپ در ۹۲سالگی درگذشت

روزنامه سازندگی نوشت: مهدی خان‌بابا تهرانی، فعال سیاسی چپ، روز سه‌شنبه ۲۸ مهر در ۹۲ سالگی درگذشت. زندگی خان‌بابا تهرانی با بخش مهمی از تاریخ جنبش چپ ایران گره خورده بود؛ از سال‌های پرآشوب پس از جنگ جهانی دوم و مبارزات ملی شدن نفت تا ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، اختلافات درونی حزب توده، ظهور مائوئیسم، جنبش دانشجویی ایرانیان در خارج از کشور و انقلاب اسلامی ۱۳۵۷. خان‌بابا تهرانی فعالیت سیاسی خود را در دهۀ ۱۳۲۰ با عضویت در سازمان جوانان حزب توده ایران آغاز کرد و بعدها عضو آن حزب شد. او پس از ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ به صف منتقدین حزب توده پیوست و جزو انشعابیون این تشکیلات سیاسی بود که بعداً نام «سازمان انقلابی حزب توده ایران» را بر خود نهاد. او هم‌چنین از پایه‌گذاران کنفدراسیون دانشجویان ایرانی خارج از کشور بود و برای مدتی در زمان انقلاب فرهنگی چین در رادیو پکن مشغول به کار بود و با مائو تسه تونگ، بنیان‌گذار چین کمونیست هم دیدار داشت. خان‌بابا تهرانی یک روز پیش از پیروزی انقلاب در ۲۲بهمن ۱۳۵۷ به ایران بازگشت و همراه با گروهی دیگر از فعالان سیاسی، «جبهه دموکراتیک ملی» را تأسیس کرد، اما به‌دنبال آغاز برخورد با فعالیت‌های ساختارشکنانه گروه‌های چپ، سال ۱۳۶۰، کشور را ترک کرد و در چهار دهۀ گذشته در آلمان زندگی می‌کرد. با درگذشت مهدی خان‌بابا تهرانی، یکی از شاهدان و راویان چندین دهه فراز و فرود جنبش چپ ایران از میان رفت؛ مردی که نه‌تنها در بخشی از این تاریخ نقش داشت، بلکه در سال‌های بعد کوشید تجربه‌ها، اختلافات و ناکامی‌های آن را نیز از نگاه خود برای نسل‌های بعد بازگو کند.
افشاگر رازهای سر به مهر
مهدی خان‌بابا تهرانی، اردیبهشت ۱۳۱۳ در تهران به دنیا آمد. دوران کودکی و نوجوانی را در سال‌هایی گذراند که پس از کناره‌گیری رضاشاه از سلطنت در شهریور ۱۳۲۰، فضای سیاسی ایران دگرگون شده و فعالیت احزاب و سازمان‌های سیاسی گسترش یافته بود. فعالیت در تشکیلات دانش‌آموزی و سازمان جوانان حزب توده، از نخستین تجربه‌های سیاسی مهدی خان‌بابا تهرانی بود. در روایت زندگی‌اش گفته از ۱۲ سالگی، از طریق یکی از عموهایش، با اندیشه‌ها و محافل نزدیک به حزب توده آشنا شد و در ۱۸ ‌سالگی به سازمان جوانان این حزب پیوست. پس از ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، به دلیل فعالیت‌های حزبی بازداشت و زندانی شد و مدتی را در زندان‌های نظامی و قزل‌قلعه گذراند.
او پس از آزادی، در شرایطی که ادامه زندگی و فعالیت سیاسی در ایران برایش دشوار شده بود، کشور را ترک کرد. سال ۱۳۳۵ برای ادامه تحصیل راهی آلمان شد و در دانشگاه مونیخ به تحصیل پرداخت، اما فعالیت سیاسی را کنار نگذاشت و در سازمان‌دهی جنبش دانشجویی ایرانیان در خارج کشور مشارکت کرد. او از جمله کسانی بود که در شکل‌گیری کنفدراسیون دانشجویان خارج از کشور نقش داشت و در ارتباط با جریان‌های چپ و مخالف حکومت پهلوی فعالیت می‌کرد. گفت‌وگوی مفصل خان‌باباتهرانی با حمید شوکت که به‌عنوان یکی از کتاب‌های مجموعه «نگاهی از دروان به جنبش چپ ایران» منتشر شد، به اعتقاد منتقدان فصل تازه‌ای در مطالعۀ جنبش چپ و تاریخ کنفدراسیون گشود. «نگاهی از درون به جنبش چپ ایران» بر پایه گفت‌وگوهایی شکل گرفت که در سال‌های ۱۳۶۵ و ۱۳۶۶ انجام شد و نخستین بار در سال ۱۳۶۸ در آلمان انتشار یافت. شرکت سهامی انتشار سال ۱۳۸۰ آن را در تهران تجدیدچاپ کرد و نشر اختران سومین چاپ این کتاب را در مجموعه چهار جلدی «نگاهی از درون به جنبش چپ ایران» سال ۱۴۰۰ منتشر کرد.
خاطرات خان‌باباتهرانی در این کتاب هم سندی دربارۀ زندگی سیاسی اوست و هم روایتی از تجربۀ نسلی که بخش بزرگی از عمر خود را صرف مبارزۀ سیاسی کرد و در جریان آن با امیدها، اختلاف‌ها و ناکامی‌های جنبش چپ روبه‌رو شد. خان‌بابا تهرانی برخی ناگفته‌های آن گفت‌وگو را در مصاحبه با حبیب لاجوردی، در تاریخ شفاهی هاروارد، بازگفت. در بسیاری از این گفت‌وگوها خان‌بابا تهرانی بی‌پروا «رازهای سر به مهر» جنبش را فاش می‌گوید.
خان‌باباتهرانی در سال ۱۹۸۳ در پاریس، در گفت‌وگویی مفصل با حبیب لاجوردی برای پروژه تاریخ شفاهی ایران در دانشگاه هاروارد، تجربه‌های سیاسی خود را از سال‌های نوجوانی و عضویت در حزب توده تا فعالیت‌های خارج از کشور و تحولات پس از انقلاب بازگو کرد. این مصاحبه، افزون بر ثبت خاطرات شخصی او، روایتی از فراز و فرود جنبش چپ ایران و اختلاف‌های درونی آن در یکی از دوره‌های سرنوشت‌ساز تاریخ معاصر ایران است.
۴ سال در چین
مهدی خان‌بابا تهرانی با انشعاب از حزب توده ایران و ایجاد تشکلی چپ‌گرا متمایل به چین (سازمان انقلابی حزب توده ایران)، راهی این کشور شد و در بخش فارسی رادیو پکن کار کرد؛ تجربه‌ای که در روایت شفاهی‌اش از آن به تفصیل سخن گفته است. او در این دوره، در کنار فعالیت رسانه‌ای و سیاسی، با محدودیت‌های سیاست خارجی چین و ملاحظات آن در قبال حکومت ایران نیز درگیر بود. خان‌بابا تهرانی در تاریخ ۲ نوامبر ۱۹۶۲ (۱۱ آبان ۱۳۴۱) در شهر مونیخ آلمان به جرم عضویت در یک «سازمان مخفی براندازی» به دستور پلیس و بدون حکم قاضی دادگاه، زندانی شد و با فعالیت وکیل‌هایش در اواسط فوریه ۱۹۶۳ (بهمن ۱۳۴۱) آزاد شد و سال ۱۳۴۴ در رأس هیأتی از نویسندگان ایرانی در اجلاس نویسندگان آسیا و آفریقا در چین شرکت کرد. او سال‌ها بعد در تارنمای شخصی‌اش با انتشار تصاویری از آن سفر نوشت که در این اجلاس، با حضور بیش از ۵۰ هیأت نمایندگی از کشورهای آسیایی و آفریقایی، در حمایت از مبارزات مردم ویتنام سخنرانی کرده و خواستار به رسمیت شناختن کانون نویسندگان ایران شده بود. اقامت حدود ۴ ساله او در چین با آغاز انقلاب فرهنگی این کشور در سال ۱۳۴۵ هم‌زمان شد؛ دوره‌ای پرآشوب که در آن مائو تسه‌تونگ با بسیج نیروهای جوان و حمله به نهادهای سیاسی و فرهنگی، دگرگونی گسترده‌ای را در ساختار قدرت دنبال می‌کرد. او بعدها تجربه حضور در چین و آشنایی با رهبران آن کشور را در گفت‌وگوهای خود بازگو کرد. خان‌بابا تهرانی از جمله فعالان ایرانی بود که با چوئن لای، نخست‌وزیر وقت چین، دیدار کرده بود. او در حدود سال ۱۳۴۷ به اروپا بازگشت. اختلافات درونی سازمان انقلابی حزب توده و انتقادهای او از سیاست‌های چین سرانجام به جدایی‌اش از این سازمان انجامید. خان‌بابا تهرانی پس از آن در تشکیل جریان موسوم به «کادرها» نقش داشت. این جدایی‌ها و تغییر مواضع، بخشی از مسیری بود که در سال‌های بعد او را به تجدیدنظر گسترده‌تر در اندیشه‌های سیاسی گذشته‌اش رساند.
یکی از مهم‌ترین تحولات زندگی سیاسی خان‌بابا تهرانی، بازنگری در اندیشه‌هایی بود که دهه‌ها برای تحقق آن‌ها مبارزه کرده بود. او به‌تدریج از مارکسیسم – لنینیسم، مائوئیسم و الگوهای انقلابی مبتنی بر رهبری متمرکز فاصله گرفت و بر ضرورت دموکراسی، آزادی‌های فردی، جامعۀ مدنی و مشارکت سیاسی شهروندان تأکید کرد. با وجود سال‌ها حضور در سازمان‌ها و مناقشات سیاسی، خان‌بابا تهرانی تنها در میان فعالان جنبش چپ شناخته‌شده نبود. او با شماری از نویسندگان، هنرمندان و روشن‌فکران ایرانی، از جمله شاهرخ مسکوب و فروغ فرخزاد، دوستی و معاشرت داشت. زندگی خان‌بابا تهرانی نمادی از فراز و نشیب‌های جنبش چپ ایران، تجربه‌های تلخ تبعید و تلاش بی‌وقفه برای آزادی و عدالت اجتماعی بود. او از آخرین بازماندگان نسلی محسوب می‌شد که بخش بزرگی از عمر خود را در تبعید گذراند و هم‌چنان با پرسش‌های دشوار آینده سیاسی ایران درگیر بود.

انتهای پیام

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *