رحمان بیات، روزنامه نگار در یادداشتی با عنوان «از اعتراضات مردم ایران تا فرانسه هفت واقعیتی که در ایران هست اما در فرانسه نیست» که در اختیار انصاف نیوز قرار داده، نوشت:
این روزها به دنبال اعتراضات مردم در فرانسه، عدهای در صدد مقایسه آن با اعتراضات مردم ایران هستند. گرچه اصل اعتراض، چه در ایران و چه در فرانسه، حق مسلم مردم است، اما سؤالی که وجود دارد این است که چرا در اعتراضات فرانسه کسی کشته نمیشود، اما متأسفانه در اعتراضات ایران عدهای کشته میشوند؟
پیش از هرگونه تحلیل، باید به این نکته توجه داشت که در انعکاس اخبار اعتراضات فرانسه در مقایسه با ایران، تبعیض و دوگانگی آشکاری دیده می شود ؛ به عنوان مثال، در حالی که در اعتراضات ایران تعداد شهدا (کشتهشدگان) بسیار بیشتر از واقعیتهای میدانی اعلام میشود، اما در اعتراضات فرانسه اگر کشتهای هم بوده باشد، اخبارش سانسور میشود؛ پس با توجه به این واقعیت، نمیتوان با اطمینان گفت که در اعتراضات فرانسه کسی کشته نشده است.
در این میان، اما برخی با مقایسه اعتراضات دو کشور، از نحوه برخورد پلیس فرانسه حمایت و برعکس، با نیش و کنایه از عملکرد نظام و پلیس ایران انتقاد میکنند. گرچه نگارنده در صدد دفاع از عملکرد نظام در نحوه برخورد با معترضان نیست، اما به عنوان یک شهروند میخواهم از منظری دیگر به موضوع نگاه کنم تا روشن شود که چگونه در مقایسه نحوه برخورد با معترضان در ایران و فرانسه، بیانصافی صورت میگیرد.
در زبان محلی ما ضربالمثلی وجود دارد که میگویند: «ایری اتراق دوزون دانیشاق»؛ یعنی کج بنشینیم، اما راستش را بگوییم. بنابراین، پیش از هرگونه قضاوت درباره خشونت پلیس ایران، باید به این شش واقعیت توجه کرد:
اول: ایران در ابتدای مسیر توسعه اقتصادی و سیاسی است، اما فرانسه در انتهای آن قرار دارد. در فرانسه، کشور به اصطلاح مهد دموکراسی، اعتراضات به ندرت از چارچوبهای قانونی فراتر میرود، اما در ایران، اعتراضات صنفی و اقتصادی فوراً به سوی مخالفت با اصل نظام سوق داده میشود؟!
دوم: مردم فرانسه سالهاست که به پیشرفت اقتصادی، سیاسی و نظامی رسیدهاند و کشور فرانسه با داشتن انواع سلاح های هستهای و کشتار جمعی، با تهدید و تحریم روبهرو نمی باشد. اما وقتی نوبت به توسعه و پیشرفت ایران میرسد، کشور هایی از جمله همین فرانسه با تحریمهای اقتصادی در صدد جلوگیری از پیشرفت مردم ایران هستند؛ و وقتی تحریمها کارگر نمیافتد، به سمت تهدیدهای نظامی میروند تا دستاوردهای علمی و فنی ایران را از بین ببرند؟!
سوم: مردم ایران دشمنانی همچون آمریکا و رژیم صهیونیستی دارند که با قدرت رسانهای و نفوذ خود، مانع انسجام اجتماعی و اتحاد ملی هستند. آیا در بین معترضان فرانسه هم نفوذهایی وجود دارد که به نام مردم، از دشمن بخواهند که برای حمله به زیرساختهای اقتصادی و نظامی کشور، آدرس به دشمن بدهد؟
چهارم: در ایران، برخی به دلیل عدم دلبستگی به دین و نظام، نمیخواهند توسعه و پیشرفت ایران در سایه نظام اسلامی محقق شود؛ لذا چنان سیاهنمایی میکنند که گویی ایران پس از انقلاب هیچ نقطه سفیدی نداشته و افقی برای آینده روشن نیست. در این میان، عدهای نیز غافل از واقعیتهای پشت پرده، این روایتها را باور میکنند؟
پنجم: با توجه به موقعیت جغرافیایی ایران، دشمنان (از جمله فرانسه) فارغ از نوع حکومت، با اصل توسعه و پیشرفت ایران مشکل دارند. آیا کشورهایی وجود دارند که با اصل توسعه و پیشرفت فرانسه مشکل داشته باشند یا در این راه مانعتراشی کنند و یا با تحریم و فشار به مردم ، آنان را وادار به اعتراض نمایند؟
ششم: در خبرها ندیده و نشده ایم که در فرانسه ، معترضان خودرو های آتش نشانی و امدادی را به آتش بکشند، اما در ایران…!
هفتم و آخرین تفاوت این است که در فرانسه میان معترضان و پلیس، فرانسه «نیروی نامرئی» وجود ندارد؛ اما در ایران، هم در میان مردم معترض و هم در میان نیروهای پلیس، نیروی نامرئی وجود دارند که با رفتارهای خودسرانه شان، هم معترضان و هم پلیس را بدنام میکنند.
انتهای پیام





