مذاکره به‌ هر قیمت، یا مقاومت به هر قیمت؟!

دکتر محمدحسن علایی، جامعه‌شناس در یادداشتی با عنوان «مذاکره به‌ هر قیمت، یا مقاومت به هر قیمت؟!” مسئله این نیست؟!» که در اختیار انصاف نیوز قرار داده، نوشت:

اگر مذاکره به‌ هر قیمت، ارسال پالس ضعف و در نهایت گشودگی به تسلیم محض است، مقاومت به هر قیمت هم، علی النهایه آغوش گشودن به زمین سوخته و تن در دادن به قربانی کردن زیرساخت‌هاست، اما به راستی این کدامین متر و معیار است که صدق و کذب مدعیان در هر دو سمت را به واسطه‌ی آن می‌توان مورد سنجش و ارزیابی قرار داد؟!

به زعم نگارنده دو عامل حیاتی در تعیین میزان اعتبار و حقانیت این دو رویکرد نقش اساسی را بازی می کند، یکی فهم و توصیف واقعی “تاب‌آوری اجتماعی” ایرانیان در این جنگ فرسایشی جانکاه است و دیگری سطح تعهد و وفاداری به مفهوم “توسعه و رفاه”! یکی ناظر به حال و دیگری ناظر به آینده.

مدعیان “مذاکره به‌ هر قیمت”، ارائه توصیف حقیقی از میزان تاب‌آوری اجتماعی ایرانیان در این شرایط خطیر تاریخی را مطمح نظر قرار می‌دهند ولو در این توصیف متهم به تبیین افراط‌گرایانه و یا به تعبیر گفتمان مقابل متهم به سیاه‌نمایی و ارسال پالس ضعف می‌شوند، این گروه همچنین در اثبات تعهد گفتمانی خویش به مفهوم توسعه و رفاه، ارزش دستاوردهای میدان در عرصه‌ی مقاومت را به واقع کلمه در نقد کردن آن بر روی میز مذاکره به نفع توسعه و رفاه قلمداد می‌کنند.

مدعیان “مقاومت به هر قیمت”، از طرفی روی نقش‌آفرینی تاب‌آوری اجتماعی ایرانیان و مخصوصا “مردم” مبعوث و همیشه در صحنه، حساب بیشتری باز می‌کنند فلذا بر امکان مقاومت بیشتر پا می‌فشارند و از طرف دیگر، در خصوص نسبت “مقاومت و توسعه” وقتی بر مقاومت به هر قیمت اصرار می‌ورزند لاجرم بایستی به پیامدهای خواسته و ناخواسته‌ی آن یعنی قربانی شدن توسعه به پای مقاومت چه به صراحت و چه در لفافه اقرار داشته باشند.

اما نه مذاکره به هر قیمت و نه مقاومت به هر قیمت مسئله اصلی نیست؛ مسئله حقیقی بر سر چند و چون نسبت مقاومت و مذاکره است، اگر خواست، خواست منافع ملی باشد، این دوگانه‌ی کاذب از میان بر می‌خیزد، آن وقت مذاکره مساوق با تسلیم قلمداد نمی‌گردد، مدعیان مذاکره به‌ هر قیمت باید پاسخگو باشند که مرز مذاکره در منظر و مرئای ایشان با تسلیم چیست؟

باید بتوانند تضمینی ولو در نظر ارائه دهند که اگر بنا باشد ما همه چیز را واگذار کنیم در آن صورت در برابر عهدشکنی مجدد طرف مقابل و نقض عهد دوباره‌ی او چگونه از منافع ملی حراست خواهیم کرد؟، از این طرف هم مدعیان مقاومت به هر قیمت باید بتوانند نشان دهند واقعا مردم تا کجا می توانند تاب بیاورند و نیز اگر دشمن حماقت کند و زمین سوخته تحویل ما بدهد آن وقت چه؟!

فارغ از بحث‌های تئوریک کثیر الاضلاع و دراز دامن گفتمانی بر سر نسبت ایران و اسلام، امت و دولت در معنای استیت و …پرسش‌ها در همین سطح فوق الذکر هم به واقع کلمه همین قدر نفس‌گیر و حیاتی‌اند و وادی، به هیچ وجه وادی تصفیه‌ حساب‌های گروهی و جناحی نیست، سخن بر سر سرنوشت ملک و ملت است، فلذا اگر هر کدام از طرفین گفتمان به واقع به صعوبت مسئله التفات دارند بایستی زبان به تحلیل و تبیین بگشایند و از لعن و نفرین و توهین و افترا بپرهیزند، شوربختانه، زمان برای ایران عزیز بس تنگ است و تاب آوری مردم البته تا ابد نیست!

انتهای پیام

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *