احتمال تشدید تنش و دو گروهِ تنش خواه!

رحمان بیات، روزنامه نگار در یادداشتی با عنوان «احتمال تشدید تنش و دو گروهِ تنش خواه» که در اختیار انصاف نیوز قرار داده، نوشت:

این روزها، جدای از نگرانی که از احتمال تشدید جنگ وجود دارد، نگرانی دیگری هم هست که به عقیده نگارنده از احتمال تشدید جنگ جدی‌تر می‌باشد؛ و آن، توهم و خیالاتی است که دو گروهِ متوهم امّا اقلیت در جامعه در سر می‌پرورانند.

اول؛ سرنگونی‌طلبان: این روزها به‌خصوص پس از جنگ رمضان، با نگاهی گذرا و تأمل در نوعِ سخن و نوشته‌های پر نیش‌ و‌کنایه‌ی برخی در فضای حقیقی و مجازی، می‌توان گفت که برخی چنان در توهمِ پایان و سرنگونی نظام جمهوری اسلامی هستند که هرکس سخن از امید به فردای روشن بگوید، او را متوهم و ساده‌دل و ساده‌لوح می‌نامند.

این گروه خود را چنان روشنفکر و فهمیده می‌دانند که در ذهن و خیالِ خود، کار نظام را تمام‌شده می‌دانند. شاید برای همین است که این روزها به جای پخشِ بذرِ امید در جامعه و بین مردم، بذرِ یأس و ناامیدی می‌پاشند و به جای کمک و ارائه‌ی راهکار برای حل مشکلات و گذر از این زمستان سخت، با بزرگ‌نماییِ تهدیداتِ فرعونِ زمان (ترامپ و امثالش)، به تشدید نگرانی‌های جامعه و مردم دامن می‌زنند.

این گروه که از ائتلاف نا نوشته شاید هم نوشته شده سلطنت‌طلبان با برخی به اصطلاح روشنفکران داخلی شکل گرفته، نه تنها از تشدید جنگ، محاصره‌ی زمینی، دریایی و هوایی و فشارِ مضاعف به مردم نگران و ناراحت نیستند، بلکه در دل خوشحال و شادمان هم هستند؛ زیرا امید و آرزو دارند که با این فشارها، به‌زودی نظام جمهوری اسلامی سرنگون شده و آنان همچون دوره‌ی پس از سرنگونی رژیم صدام، با حضور سربازان و نماینده‌ی آمریکا جشن پیروزی برگزار می نمایند!

دوم؛ گروهِ سَر‌به‌گونی‌کنندگان: این گروه، که تهدیدکنندگانِ خیابانی نمای بیرونیِ آن‌ها هستند که این روزها علناً مسئولانِ قانونی دیروزی و امروزی نظام را تهدید به استخر و ترور می‌نمایند. در واقع همان جریانی است که در مواقع و مقاطعی پس از انقلاب، با اقداماتِ خودسرانه‌ی خود، مخالفان و دگراندیشان را سربه گونی می‌کردند.

در ریشه‌یابی این جریان به آنجا می‌رسیم که گروه و جریان، فقط تعدادی افرادِ اقلیتِ شعاردهنده و تهدیدکننده در برخی اجتماعات خیابانی نیستند، بلکه دارای مراکز تولیدِ فکر و اندیشه می‌باشند. و مانند گروه اول، از تشدید جنگ و محاصره‌ی آمریکایی نگران و ناراحت نیستند؛ بلکه در خیال و رویای خود چنین تصور می‌کنند که با تشدید جنگ و محاصره می‌توانند به رویا و آرزوی خود که همان فضای شبه‌طالبانی در ایران است، برسند.

آنان امیدوارند که در جنگ بعدی، اولاً دشمن با ترور برخی مسئولین و فرماندهانِ نظامی که حامی جمهوریت نظام هستند، زمینه تغییر ریلِ نظام از جمهوریت به شرایط مد نظرشان را فراهم می کند؛ و ثانیاً در گام بعدی، خودِ آنان با سوءاستفاده از شرایط جنگی و به بهانه‌ی حذفِ تفکر و اندیشه‌ی سازش ، و با رمزِ شبِ «حذفِ غرب‌گرایان»، باقیمانده‌ی افراد را سر به گونی و یا استخر کنند.

به هر حال، آنچه اشاره شد واقعیتی است که در جامعه امروزی ایران وجود دارد که نمی‌توان آن را نادیده گرفت و یا به این سادگی حذفش نمود؛ اما به جرات و یقین می‌توان گفت که به یاری خدای متعال و با آگاهی و هوشیاری مردم و همه‌ی دلسوزان دین و میهن، هر دو گروه متوهم به آرزو و خیالاتِ شوم خود نخواهند رسید و به قول معروف، از گندمِ ری نخواهند خورد؛ ان‌شاءالله.

اما با این وجود، اکثریت مردم این روز و ماه‌ها با تحمل شرایط سخت زندگی، امیدوار و انتظار دارند که با تدبیر مسئولانِ نظام، زمینه تحقق عملی شعارِ «جذب حداکثری و دفع حداقلی» فراهم شود تا عملاً ایران برای همه ایرانیان باشد؛ زیرا در این صورت است که می‌توانیم امیدوار باشیم این زمستان با همه‌ی سختی‌هایش می‌گذرد و روسیاهی به ذغال می‌ماند… خدایا خودت حافظِ ایران، ناصرِ رزمندگانش، هدایت‌گرِ مسئولانش و یاری‌گرِ مردمانش باش.

انتهای پیام

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *