نامه‌ای از شیراز به پاستور؛ در امتدادِ خردِ سعدی و رندیِ حافظ

فرزاد صدری، روزنامه نگار در یادداشت ارسالی به انصاف نیوز با عنوان «نامه‌ای از شیراز به پاستور؛ در امتدادِ خردِ سعدی و رندیِ حافظ» نوشت:

جناب آقای دکتر پزشکیان؛ سلام از خاکِ شیراز؛ از شهری که قرن‌هاست زخمِ تاریخ را با مرهمِ کلمه تاب آورده است. سخنانت را شنیدم؛ صراحتِ لهجه‌ات در شکستنِ برزخِ «نه جنگ و نه صلح» و پافشاری‌ات بر خردورزی، بوی دردی آشنا را می‌دهد. دلت از تندروی‌ها خون است و دستت به نشانهٔ «وفاق» دراز؛ اما آنان که نان و نام‌شان در آشوب و بن‌بست است، شمشیرها را از رو بسته‌اند تا این پنجرهٔ گشوده‌شده به سوی عقلانیت را گل بگیرند.

به عنوان یک روزنامه‌نگارِ این دیار، می‌خواهم شما را به خلوتِ دو قلهٔ فکریِ تاریخ‌مان ببرم؛ دو آموزگاری که قرن‌ها پیش، دقیقاً همین معبرِ هولناک را پیش پای حکمرانان ترسیم کردند: نخست به سراغ شیخِ اجل، سعدی برویم در قرن هفتم؛ مردی که ایرانِ لگدکوب‌شده زیر سم اسبان مغول را دید و دریافت که بقای یک سرزمین نه در رجزخوانی‌های تهی، بلکه در «خردِ اداره» و «صلح‌اندیشیِ واقع‌گرایانه» است. سعدی به ما آموخت که شجاعتِ واقعی، برپا کردن صلح و آبادانی است، نه کوبیدن بر طبلِ نابودی: «صلح کارخانه‌خیز است و جنگ مایه‌ریز… چو دست از همه حیلتی درگسست / حلال است بردن به شمشیر دست.»

سعدی قرن‌ها پیش هشدار داد که تندروی و تعصبِ بی‌مبنا، ریشهٔ ملک را می‌سوزاند و خردورزی ایجاب می‌کند که برای نجات خلق، راه مدارا و تدبیر باز بماند. اما یک قرن پس از او، در قرن هشتم هجری، وقتی پایه‌های تعصب مذهبی و اقدامات محتسبانِ قشری در شیراز رواج یافت، حافظ برخاست. لسان‌الغیب دید که چطور تندروها دین و اخلاق را دکّانِ دنیاطلبی و حذفِ دیگران کرده‌اند.

او راه نجات را در همان اصلِ بنیادین خلاصه کرد که امروز بر زبان شما جاری است: «آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است / با دوستان مروّت، با دشمنان مدارا» حافظ به زیبایی ریاکاریِ تندروهایی را افشا کرد که کاسبانِ خشم و تفرقه‌اند: «صراحی می‌کشم پنهان و مَردُم دفتر انگارند / عجب گر آتشِ این زرق در دفتر نمی‌گیرد!»

آقای رئیس‌جمهور!

پروژهٔ «وفاقِ ملی» شما بسیار ارجمند است، اما تاریخ به ما می‌گوید طرفِ مقابلِ شما، با زبانِ مروّت بیگانه است؛ آنها وفاق را «ضعف» تعبیر می‌کنند و مدارا را «تسلیم». سعدی فرمود: «ترحم بر پلنگِ تیزدندان / ستمکاری بود بر گوسفندان.»
وفاق نباید به معنای عقب‌نشینی در برابر کسانی باشد که حیاتشان در به بن‌بست کشاندنِ معیشت و کرامتِ مردم است.

اگر می‌خواهید این «نه جنگ و نه صلح» را پایان دهید و کشور را از مدارِ فرسایش نجات بخشید، بر عقلانیتِ سعدی تکیه کنید و در برابر کارشکنان، رندی و صلابتِ حافظ را به کار گیرید. به مردم تکیه کنید؛ دردهایشان را بی‌پرده بگویید و مگذارید بانیانِ انزوا، طنابِ وفاق را تبدیل به دارِ امیدِ جامعه کنند. از شیراز برایتان استقامت می‌خواهم در راهِ دشوارِ خرد، صلح و مدارا.

انتهای پیام

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *