جنگ، آخرین تدبیر است

دکتر رئوف پیشدار، استاد دانشگاه و روزنامه نگار در یادداشتی با عنوان «جنگ، آخرین تدبیر است» که در اختیار انصاف نیوز قرار داده، نوشت:

من نمی گویم آمریکا و اسرائیل و متحدان آن‌ها برای تجاوز به ایران و به شهادت رساندن هزار نفر از جمله رهبری نظام نباید محاکمه و تنبیه و مجازات شوند و چشم مان را به روی آن ببندیم، من می گویم : باید برخورد شود، متجاوزان باید تنبیه و مجازات شوند و  خسارات مادی و معنوی کشور و مردم جبران شود، اما این ها همه راه دارد و جنگ آخرین تدبیر است.
راه آن شعار دادن و فرار از واقعیت ها نیست. شعار اعدام باید گردد، می کشیم، می کشیم و مشابه آن، سال‌ها برای این کشور و مردم آن هزینه ساز بوده است و این مردم به بهای خالی شدن بیشتر سفره خود آن‌را پرداخته و می پردازند.

نیم قرن فعالیت خبری من که امسال مصادف با آن است، متاسفانه چهار دهه اش تماما در جنگ ها گذشت. هشت سال دفاع مقدس، جنگ های داخلی لبنان و بعد هجوم رژیم اسرائیل و اشغال بیروت، افغانستان و سقوط دولت اول طالبان و عراق سقوط صدام حسین شاخص های آن است.

من ویرانی ها را دیدم، آرزوهایی که دفن شد، عشق هایی که به فنا رفت، فقر، سفره های خالی که اخلاق را به پایان کشید، مجرد ماندن جوانان ، طلاق از سر ناداری، توهین و پرخاشگری فرزندان به والدین برای بی پولی و خیلی چیزهایی که بخشی از ارباب! جامعه دیدند و می بینند ولی هم‌چنان شعار می دهند. تا کجا خواهیم رفت، نمی دانم! می پرسم : آیا نابودی و پایمال شدن آرزوهای یک ملت کافی نیست؟ من طرفدار مذاکره از سر قدرت، عزت مند، مصلحت جویانه و واقع بینانه برای دفع شر استکبار از سر این کشور و ملت هستم. البته اگر پایش  برسد حتی حاضر به جنگ هم هستم، اما می دانم که حاصل جنگ جز ویرانی و مرگ نیست.

اگر شعار صلح و آشتی و آرامش و آسایش برای کشور و مردمانش را می دهم و اگر در مقابل پایش برسد حاضر به جان فدایی برای کشور و ملتم هستم ، یعنی حاضرم همین الان به پادگانی در جزیره‌ای در خلیج فارس برم و مرزبانی کنم. خوشبختانه آقا زاده ای نیستم که گوشه ای بنشینم، زیر باد کولر و سفره پر برکت از تصدق سر پدر و پدر بزرگ، جنگ، جنگ کنم و ۶ماه سال را بیرون از کشور بگذرانم و شاکی باشم چرا مردم دستم را نمی بوسند!

کشور در موقعیت خطیری قرار دارد. برای آن و ملت هزینه تراشی نکنید، والله هم به عنوان یک خبرنگار و هم معلم دانشگاه که در بطن جامعه حضور دارد  اقرار می کنم که مردم تحمل این همه فشار را ندارند و شاید دور نباشد که زیر سنگینی این فشارها شانه خالی کنند که آن زمان هیچ چیز در جای خود نخواهد بود.

متاسفانه کشور را فساد سنگینی دربرگرفته است، توان مفسدین به ظاهر بیشتر از حاکمیت و دولت است  و ابزارهای لازم را هم برای ایستادگی و مقابله با خواسته‌های به حق و قانونی مردم دارند. نظام باید پالایش با هدف سالم سازی خود را با انقلابی در درون انقلاب شروع کند و به پاکسازی کامل آثار وجودی مفسدین از هر جا و هر چیز بپردازد. این‌که می گویند؛ شرکت‌های دولتی میلیاردها دلار ارز صادراتی را به کشور باز نگردانده اند، یعنی؛ دولت باید از خود شروع کند، بدون درنگ و بدون تاخیر! که اگر دیرتر شود، هزینه آن هم بالاتر و بالاتر خواهد رفت تا جایی که حتی جراحی های سخت هم جواب جامعه و مردم خشمگین از این همه فساد را ندهد.

مسئولان نظام با اشراف بر توانایی ها، بضاعت و قابلیت ها در خودمان و دشمن، به این نتیجه رسیده اند که در چهارچوبی گفت و گوهایی را در عرصه سیاست خارجی به پیش ببرند که هدف اصلی آن دور ساختن سایه شوم جنگ از سر کشور و مردم باشد. هیچ کس و در هیچ جایگاهی حق ندارد در این روند اخلال کند. از آقا زاده ای که به اعتبار جایگاه خانوادگی شعار جنگ، جنگ می دهد می خواهم تا برای نشان دادن التزام خود به حرفی که می زند و ادعایی که می کند ، نه تا پایان جنگ ، برای یک ماه!  در یکی از پادگان‌های سواحل خلیج فارس و دریای عمان مستقر شود. من تضمین می کنم که گواهی پایان خدمت هم به او بدهند. اگر این آقا زاده ، سربازی نرفته‌، که نرفته! جنگ بلد نیست، عیب ندارد، همین یک ماه را برای جان برکفانی که پای لانچرها نشسته اند ، آب خنک و چای دست‌شان بدهد! این که دیگر کاری نیست! قبول دارم سخت تر از شعار دادن است!


انتهای پیام

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *