آرش رئیسینژاد، پژوهشگر ژئوپلیتیک و استاد پیشین دانشگاه تهران، در کانال تلگرامی خود نوشت:
«یکی از تحولات قابلتوجه انتخابات میاندورهای نوامبر ۲۰۲۶ آمریکا، کاهش حمایت از جمهوریخواهان در مناطق کشاورزی و روستایی بود؛ مناطقی که در انتخابات گذشته از پایگاههای اصلی این حزب محسوب میشدند.
بررسی نتایج نشان میدهد که حاشیه آرای مناطق روستایی در مقایسه با انتخابات ریاستجمهوری ۲۰۲۴، بیش از ۱۵ واحد درصد به نفع دموکراتها تغییر کرده است. اما چه عاملی باعث شد بخشی از این مناطق از جمهوریخواهان فاصله بگیرند؟ آیا افزایش هزینه تولید کشاورزی در نتیجه جنگ هرمز میتواند یکی از دلایل این تغییر باشد؟
برای پاسخ به این پرسش باید به دو کالای مهم توجه کرد که کمتر از بنزین در بحثهای سیاسی مورد توجه قرار میگیرند: گازوئیل و کود شیمیایی.
کشاورزی آمریکا بهشدت مکانیزه است. از کاشت و برداشت محصولات گرفته تا حملونقل آنها به انبارها و بازارها، گازوئیل نقش مهمی در هزینه تولید دارد. جنگ هرمز با اختلال در عرضه نفت و فرآوردههای پالایشی، قیمت این سوخت را بهشدت افزایش داد. متوسط قیمت گازوئیل در آمریکا که در سال ۲۰۲۵ حدود ۳٫۶۶ دلار بهازای هر گالن بود، در سپتامبر ۲۰۲۶ به ۶٫۲۹ دلار رسید؛ افزایشی نزدیک به ۷۲ درصد.
این افزایش قیمت مستقیماً بر هزینه فعالیت کشاورزان تأثیر گذاشت. برآورد وزارت کشاورزی آمریکا نشان میدهد که هزینه سوخت و روغن بخش کشاورزی در سال ۲۰۲۶ حدود ۴٫۸ میلیارد دلار، معادل نزدیک به ۲۹ درصد، افزایش خواهد یافت. مشکل به گازوئیل محدود نمیشود. تولید بخش مهمی از کودهای شیمیایی، بهویژه کودهای نیتروژنی، به گاز طبیعی وابسته است. اختلال در عرضه گاز طبیعی و تجارت انرژی خلیج فارس، همراه با افزایش هزینه حملونقل، فشار مضاعفی بر قیمت کود وارد کرده است.
برآوردهای وزارت کشاورزی آمریکا نشان میدهد که هزینه کود و مواد اصلاحکننده خاک در سال ۲۰۲۶ حدود ۵٫۳ میلیارد دلار، معادل ۱۵٫۳ درصد، افزایش خواهد یافت. در مجموع، هزینه تولید بخش کشاورزی آمریکا حدود ۲۱٫۲ میلیارد دلار، معادل ۴.۵ درصد، افزایش خواهد یافت. همزمان، پیشبینی میشود درآمد خالص کشاورزی پس از تعدیل تورم حدود ۵٫۵ درصد کاهش یابد.
این ارقام نشان میدهند که کشاورزان آمریکایی همزمان با افزایش هزینه گازوئیل، کود و سایر نهادهها مواجه شدهاند. اهمیت این فشار در آن است که افزایش هزینه تولید لزوماً با افزایش درآمد فروش محصولات همراه نیست. در نتیجه، بخشی از کشاورزان با کاهش حاشیه سود مواجه میشوند و ممکن است برای تأمین هزینه فصل بعدی کشت، خرید تجهیزات یا سرمایهگذاری جدید با محدودیت بیشتری روبهرو شوند.
این مسئله در ایالتهایی مانند کانزاس و آیووا اهمیت سیاسی ویژهای پیدا کرد. در کانزاس، سه شهرستان فینی، فورد و سوارد که در انتخابات ریاستجمهوری ۲۰۲۴ بهترتیب با اختلاف ۳۵، ۳۸ و ۳۹ واحد درصد به ترامپ رأی داده بودند، در انتخابات سنای ۲۰۲۶ به نامزد دموکرات رأی دادند. البته در این مناطق، نارضایتی از سیاستهای مهاجرتی و اختلال در صنایع فرآوری گوشت نیز نقش مهمی داشت.
در آیووا نیز شهرستان پوتاواتامی که در سال ۲۰۲۴ با اختلاف ۲۰ واحد درصد از ترامپ حمایت کرده بود، در انتخابات اخیر با اختلاف اندکی به نامزد دموکرات رأی داد. در شهرستان وینشیک نیز برتری ۹ واحد درصدی ترامپ در انتخابات قبلی جای خود را به پیروزی حدود ۳ واحد درصدی نامزد دموکرات داد.
فشار اقتصادی بر کشاورزان در جریان رقابتهای انتخاباتی نیز آشکار بود. افزایش قیمت گازوئیل و کود حتی به یکی از موضوعات مناظره نامزدهای سنا در این ایالت تبدیل شد .با این حال، نمیتوان نتیجه گرفت که کشاورزان صرفاً به دلیل افزایش قیمت گازوئیل و کود به دموکراتها رأی دادهاند.
تعرفههای تجاری، مشکلات صادرات محصولات کشاورزی، سیاستهای مهاجرتی و نارضایتی از سایر تصمیمهای دولت نیز بر رفتار رأیدهندگان تأثیر داشتهاند. همچنین، تغییر آرای شهرستانهای روستایی الزاماً به معنای تغییر رأی خود کشاورزان نیست، زیرا بخش قابلتوجهی از جمعیت این مناطق در فعالیتهای غیرکشاورزی اشتغال دارند.
با وجود این محدودیتها، رابطه اقتصادی مهمی قابل مشاهده است. وقتی هزینه تولید افزایش مییابد و درآمد کشاورزان کاهش پیدا میکند، نارضایتی اقتصادی میتواند به نارضایتی سیاسی تبدیل شود. اگر رأیدهندگان افزایش هزینهها را به ادامه جنگ یا سیاستهای اقتصادی دولت نسبت دهند، ممکن است حمایت خود از حزب حاکم را کاهش دهند.
این تغییر لزوماً به معنای رأی دادن به حزب رقیب نیست و میتواند از طریق کاهش مشارکت حامیان جمهوریخواه نیز ظاهر شود. اهمیت این تحولات برای دور احتمالی بعدی جنگ هرمز در آن است که فشار بر کشاورزان ممکن است حتی پس از کاهش قیمت نفت ادامه پیدا کند.
اگر جنگ جدید به تخریب پالایشگاهها، تأسیسات تولید گاز یا زیرساختهای صادرات انرژی منجر شود، بازسازی ظرفیت عرضه و عادیشدن تجارت کود و فرآوردههای نفتی ممکن است ماهها زمان ببرد. در چنین شرایطی، کشاورزان آمریکایی ممکن است برای بیش از یک فصل تولید با هزینههای بالا مواجه شوند.
نتایج انتخابات اخیر نشان میدهد که کاهش حمایت از جمهوریخواهان در مناطق روستایی با افزایش فشار اقتصادی بر بخش کشاورزی همزمان بوده است. اگرچه سهم مستقل افزایش قیمت گازوئیل و کود در این تغییر هنوز مشخص نیست، شواهد اقتصادی نشان میدهند که جنگ هرمز توانسته است از طریق افزایش هزینه تولید، یکی از منابع نارضایتی در پایگاههای سنتی جمهوریخواهان باشد.
بنابراین، هزینه سیاسی جنگ هرمز را نباید تنها در بازار نفت یا پمپبنزینهای آمریکا جستوجو کرد. بخشی از این هزینه در مزارع ذرت و گندم، در صورتحساب سوخت ماشینآلات و در قیمت کود شیمیایی ظاهر میشود. اگر دور بعدی جنگ این فشار را تشدید کند، پیامدهای آن ممکن است بار دیگر در رفتار انتخاباتی مناطق کشاورزی آمریکا نمایان شود؛ مناطقی که حمایت آنها برای آینده سیاسی جمهوریخواهان اهمیت دارد.»
انتهای پیام




