امیر دبیریمهر، پژوهشگر و مدرس علوم سیاسی در یادداشتی تلگرامی با عنوان «چرا جامعه به مرگها بی تفاوت شده؟» نوشت:
عدهای معتقدند بی تفاوتی جامعه به مرگ روحانیان حتی در سطوح بالای حوزوی و سیاسی، نشانه اعتراض مردم و شکاف آنها با آخوند جماعت و مقامات رسمی است. درباره این ادعا و چند و چون آن میتوان و باید مفصل و بدون تعصب بحث کرد اما بحث من درباره این واکنش افکار عمومی بالاتر از این حرفهاست و بیشتر از آنکه موضوعی سیاسی باشد کاملا جامعه شناختی است.
اکثریت جامعه ایران نه تنها به فوت حضرات آقایان علوی گرگانی (ره) و محمدی ری شهری آنچنان که برخی انتظار داشتند بی تفاوت بود، به مرگ رضا براهنی روشنفکر و نویسنده نامدار هم واکنشی نشان نداد. جالب است بدانید حتی اکثریت نسل جدید هیچ کدام از این رفتگان را نمیشناسد. ماجرا پیچیدهتر از این حرفهاست.
اکثریت جامعه ایرانی از تجلیل و توجه و عنایت به بزرگان و متفکران و روشنفکران و روحانیون و سیاسیون مایوس شده و عمر خود را تباه شده در نظرات و نظریات و ایدئولوژیهای آنها میداند و احساس بازیچه شدن در میدانی دارد که بازیگران اصلی آن همین جماعت بودند اما نتیجهای حاصل نشده و آرمانهای خود را بر باد رفته می داند و در عوض به کسانی روی آورده که دم و لحظه آنها را شاد میکنند و اساسا حرف مهم و جدی نمیزنند و ادعای بزرگی ندارند و حتی گاهی در منتهی الیه طیف ابتذال و پوچی قرار دارند. ازسلبریتیها گرفته تا شومنها تا دلقک و تلخکها.
این وضعیت حاکی از افسردگی عمیق و یاس فراگیر در جامعه نسبت به آینده است نوعی تخدیر جمعی و بی تعلقی و دم غنیمتی. دیگر منابر و وعاظ، مخاطب پروپاقرصی ندارند و روشنفکران و نویسندگان و هنرمندان هم مخاطبی نمییابند.
این جامعه نیازمند یک برزخ است تا با رهایی از غم نان و معاش دوباره به موقعیت و وضعیت خود بیندیشید و شاید دوباره سخنها را بشنود. واقعیات تلخ اجازه نمیدهد این مردم آرماناندیش شوند و آن را سراب میدانند. باید واقعیات شیرین به زندگی مردم بازگردد شاید دوباره به آرمانها بیندیشند. من بر این باورم بدون آرمان زندگی ارزش زیستن ندارد.
انتهای پیام


دیدگاهتان را بنویسید