م. ریحان: من اشتباهی بودم [+فیلم]
محمدعلی محمدی: ما سربازگیری کردیم نه عضوگیری

محمدعلی محمدی (م. ریحان)، عضو تحریریهی موسس روزنامهی جمهوری اسلامی منتقد رویکردها در ابتدای انقلاب و پس از آن است. او میگوید که ما در حوزههای مختلف فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و… به جای عضوگیری دنبال سربازگیری بودهایم و ریشهی بسیاری از مشکلات امروز همین است.
آقای محمدی که برای گفتوگویی تفصیلی به دفتر انصاف نیوز آمده بود از خاطراتش در دههی ۶۰ سخن به میان آورد و گفت: در نهادهای مختلف از جمله حوزه هنری فرقههای مختلفی پدید آمده بود که دلیل آن رویکرد مبتنی بر سربازگیری بوده است. من در چنین فضاهایی اشتباهی بودم.
وزیر الشعرا بودم
محمدعلی محمدی، شاعر و روزنامهنگار، گفت: در دههی ۶۰ من با عنوان «وزیر الشعرا» شناخته میشدم به این معنا که شاعران را به صف میکردم و آنها را به مسیری که میخواستم میبردم. این هم بر اثر اجبار نبود به دلیل لطف و اعتمادی بود که شعرا به بنده داشتند.
او دربارهی سوابق روزنامهنگاریاش اینطور میگوید که عضو تحریریهی موسس روزنامهی جمهوری اسلامی بوده و ادامه میدهد: در آن سالها در رادیو نیز با اشارهی شهید بهشتی فعالیت داشتم. بر این باور بودیم که شعر میتواند مردم را در حرکت نگه دارد البته معتقد نیستم که شعر باعث حرکت مردم میشود.
محمدی به فعالیتهایش در زمانی که دانشجو بود هم اشارهای کرد و گفت: در فعالیتهای دانشجویی به شکلی رفتار کردم که رفته رفته به محور دانشکدهی حقوق تبدیل شدم. دانشکدهای که افرادی مثل کدخدایی، الهام، رهامی و… هم در آن حضور داشتند اما من که از شهرستان آمده بودم محور بودم و اطلاعات ویژهای هم پیدا میکردم.
او با بیان اینکه در ابتدای انقلاب به دنبال سربازگیری در فرهنگ بودیم به جای اینکه در پی عضوگیری باشیم، گفت: برای نمونه از طرف بزرگانی به من گفته شد که «ما شاعر لازم داریم و شما باید بروید شاعر شوید».
گفتند قبل از بنیصدر روزنامه را منتشر کنیم
این روزنامهنگار در بخش دیگری از این گفتوگو گفت: در آغاز به کار روزنامهی جمهوری اسلامی بحث بر سر این بود که روزنامه را زودتر منتشر کنیم تا بنیصدر روزنامهاش را منتشر نکرده است. من در روزنامه نقش پررنگی داشتم و برای مثال در انتخاب تیتر یک هم مداخله میکردم.
محمدی به تاسیس حزب جمهوری هم اشاره کرد و گفت: در ماجرای حزب جمهوری اسلامی نیز سربازگیری به جای عضوگیری را شاهد هستیم به شکلی که در ۳ روز ۳ میلیون عضو گرفتند. این سربازگیری است نه عضوگیری!
او دربارهی آشنایی خود با آیت الله بهشتی گفت: در آن دوره مسئولان کشور به روزنامهی جمهوری اسلامی رفت و آمد داشتند. در این رفت و آمدها رابطهی نزدیکی با شهید بهشتی پیدا کرده بودم. ایشان در جلسهای با دانشجویان گفته بودند محمدی پسر خودم است.
محمدی در ادامه گفت: یکی از کارهای من این بود که در کنار شهید بهشتی در نشستهای خبری مینشستم و پرسشها را پیش از طرح بررسی و تحلیل میکردم و رد و نشان سوال را میدادم که از کجا آمده است و قصد پشت آن چیست و ایشان هم در پاسخهایش به این موارد دقت میکرد.
در حال نقد خودم هم هستم
این روزنامهنگار گفت: در فرآیند سربازگیری که امروز مورد انتقاد من است بزرگان کشور هم نمیدانستند که در حال انجام چنین کاری بودند و معایبش را متوجه نبودند و من حالا و با گذشت چهار دهه در حال نقد آن دوران خودم هم هستم. من شهادت میدهم که این کار دانسته انجام نمیشد. حرف من نقد این رویکرد است.
این شاعر با بیان خاطرهای رفتار خودش را هم مصداق سربازگیری دانست و گفت: پس از زدن هواپیمای ایرباس قرار بر این شد که بیانیهای از سوی نخبگان و روشنفکران و اهل فرهنگ صادر شود. آن بیانیه را ۳ ساعته جمع کرده بودم. زیرا مطمئن بودم نام هر کسی را پای این بیانیه بنویسم اعتراض نخواهد کرد. اسامی را نوشتم بدون آنکه به آنها اطلاعی داده باشم.
او که در سالهای ۶۰ تا ۶۲ در روابط عمومی نخست وزیری فعالیت میکرد، گفت: روزی میرحسین موسوی من را صدا کرد و گفت برای توزیع ۲۰۰ قطعه زمین در سعادتآباد فهرستی از افراد را تهیه کن. در این فهرست نامی از خودم ننوشتم و وقتی پرسید چرا، گفتم من خانهی پدری دارم و به من نمیرسد. ۱۷ ماه بدون حقوق کار کردم و البته مطالبهای هم ندارم. تشخیص آن روزم این بوده و منتی هم بر سر کسی ندارم.
نفوذ حزب توده
محمدی با اشاره به ابتدای تاسیس بسیج گفت: هنگامی که سازمان بسیج تشکیل شد نام آن را بسیج ملی نهادند. در حالی که آنچه گفته شده بودم ارتش ۲۰ میلیون مستضعفان بود. من متوجه شدم که در این نهاد خبرهایی در حال رخ دادن است. به سراغ اولین رئیس آنجا رفتم با او مصاحبهای کردم و با هم رفیق شدیم و حکمی با عنوان مشاور برای من صادر کرد.
این روزنامهنگار ادامه داد: متوجه شدم که حزب توده در بسیج ملی نفوذ جدی دارد در نتیجه در جایگاه مشاور تمام مجموعهی فرهنگی – هنری موجود در آن را منحل کردم و گفتم بروید. آگهی جذب استعداد دادم تا افراد دیگری به این مجموعه بیایند. به آقای مجد، رئیس بسیج ملی، گفتم که رهبر انقلاب گفته بسیج مستضعفان و شما باید رئیس یک سازمان جهانی باشید چرا نامش را ملی گذاشتید؟!
محمدی دربارهی واکنش رئیس وقت بسیج گفت: او نظرم را پذیرفت و بسیج ملی به بسیج مستضعفان تبدیل شد. من مقدمات ادغام بسیج در سپاه را فراهم کردم که البته تصمیم اشتباهی بود.
او دربارهی ادامهی مسیر خود در آن سالها گفت: پس از ادغام بسیج در سپاه به روزنامه بازگشتم اما دیدم که دیگر روزنامه تحمل حضور مرا ندارد. به همین خاطر به رادیو رفتم. محسن مخلمباف، علی مطهری و… در آنجا بودند.
محمدی گفت: اما فرقهها در حوزه هنری و جاهای دیگر به وجود آمده بود که محصول آن سربازگیریها بوده است و در چنین شرایطی به قول آن دیالوگ معروف من اشتباهی بودم.
انتهای پیام







