آمار جانباختگان دیماه را چگونه باید راستیآزمایی کرد؟

باشگاه روزنامهنگاران ایران دو مطلب منتشر کرده است که در پی می آید:
درباره کنارهگیری عبدی از نوشتن
افشین امیرشاهی سردبیر روزنامه هفت صبح ، با اشاره به کنارهگیری آقای عبدی از نوشتن یادداشتهای مطبوعاتی و یادآوری این که «سکوت موقت عباس عبدی را میتوانیم یک بنبست نیز تعبیر کنیم. بنبستی که در آن، تجربه، دقت و مسئولیتپذیری، فضای کافی برای بروز ندارند» نوشته است: به روزهایی رسیدهایم که فضای رسانهای امروز، امکان مانور کمتری دارد. خطوط قرمز شناورند. موضوعات قابل طرح محدود شدهاند. روزنامهنگار پیش از نوشتن، ناچار به محاسبه است. این محاسبه، بخشی از انرژی حرفهای را میگیرد. نتیجه چنین محاسبهگریهایی، احتیاط بیش از حد یا سکوت است. فاصله گرفتن عبدی از نوشتن را شاید بتوان در همین چارچوب دید؛ چون نوشتن آنچه لازم میداند در موردش بگوید و بنویسد، به سادگی قابل انتشار نیست. یکی از نقشهای مهم عبدی، هشدار زودهنگام بود… حالا حذف این صدا، مخاطب را بهسمت منابع دیگر سوق میدهد؛ منابعی که الزاماً دقیق یا مسئولانه نیستند. این جابهجایی آرام رخ میدهد، اما اثرش ماندگار است. کاهش اعتماد به رسانه رسمی، یکی از پیامدهای چنین خلأهایی است…. بازگشت او به نوشتن نیز شاید تنها به تصمیم فردی او وابسته نباشد و به فراهم شدن حداقلی از امکان شنیده شدن نقد و پذیرش تحلیل گره خورده است.
آمار جانباختگان دیماه را چگونه باید راستیآزمایی کرد؟
روزنامه شرق با اشاره به تصمیم رئیس جمهور و دولت برای انتشار اسامی جان باختگان حوادث اخیر دیماه، نوشت: شبکههای خارجی عددهای بالایی را اعلام میکنند. دولت هم عدد رسمی ۳۱۱۷ نفر را اعلام کرده است، رقمی که گروهی در آن تشکیک میکنند. در چنین وضعیتی، دسترسی به آمار حقیقی چگونه ممکن میشود؟ راستیآزمایی چنین آمارهایی در تجربههای جهانی بر سه پایه استوار بوده است.
نخست، شمارش اسمی، یعنی گردآوری نام، سن، محل و تاریخ کشتهشدن افراد از طریق خانوادهها، بیمارستانها، گورستانها، تصاویر و شبکههای محلی. این روش کند اما دقیقترین شیوه است و بدون فهرست اسامی، هر عددی بیشتر به ادعا شباهت دارد تا گزارش.
دوم، برآورد آماری است که در آن با نمونهگیری از مناطق یا بازههای زمانی مشخص و تعمیم آن به کل کشور، تخمین زده میشود که چه تعداد جان باختهاند. نتیجه آن همیشه به صورت یک بازه ارائه میشود، نه یک رقم قطعی.
سوم، تطبیق منابع مستقل است؛ یعنی مقایسه دادههای دولت، رسانهها، نهادهای حقوقبشری و گزارشهای محلی. اگر این منابع به عددهایی نزدیک برسند، میتوان گفت تخمین معتبر است، اما وقتی فاصله از چند هزار تا چنددههزار نفر میرسد، به این معناست که هنوز در قلمرو روایتهای سیاسی هستیم، نه حقیقتیابی.
تجربههای جهانی نیز نشان میدهد عدد واقعی معمولا جایی میان این دو روایت قرار میگیرد. در اعتراضات شیلی، ابتدا روایتها از تلفات بسیار بالا سخن میگفتند، اما بررسیهای بعدی نهادهای حقوقبشری عددهای پایینتری را نشان داد. در سوریه، برعکس، دولت آمار را کوچک جلوه داد و بعدها با انتشار فهرست اسامی مشخص شد تلفات بسیار بیشتر بوده است.
بهشدت نیاز است تا برای باورپذیری و دقت انتشار اسامی سازوکاری در نظر گرفته شود تا هر اطلاعات و گزاره مغایری نیز بهطور دقیق بررسی و راستیآزمایی شود. اگر این روند با شفافیت و امکان راستیآزمایی از سوی مردم و نهادهای مردمی همراه باشد، کاری نامتعارف و متفاوت در برخورد دولتها با چنین پدیدههایی است.
انتهای پیام
