روایت سازی یا روایت سوزی در گلوگاه راهبردی | رضا رئیسی

رضا رئیسی، روزنامهنگار، در یادداشتی که در اختیار انصاف نیوز قرار داده است، نوشت:
در هر رویداد، واقعه و فعل و انفعالی، آن گزاره و گزینهای که رنگ و لعاب فعلیت به خود میگیرد، یک بُعد ماجراست و بخشی از حقیقت را در اذهان عمومی شاکله میبخشد. بخش بزرگتر از ساختار ذهنی مخاطبان نسبت به هر مقوله و ابژهای، روایتی را شامل میشود که از آن پدیده و رویداد ارائه و به دایره شمول مخاطبان امعکاس داده میشود.
در مقولات پر مناقشه و چند بُعدی و حساسیت برانگیزی که ذینفعان مختلف و متکثر و متعددی در متن و بطن ماجرا دخیل و فعال هستند، «روایت» پیرامونی و شیوه های تنویر افکار عمومی در خصوص آن واقعه حساسیت و ظرافت و دقت مضاعف و زاید الوصفی را میطلبد.
پر بیراه نیست اگر بگوییم، جنگ تحمیلی سوم یکی از بزرگترین و حساسترین وقایع چند سده اخیر تاریخ ایران است که با موجودیت و بقای شاکلهای با عنوان «ایران» در همه سطوح و ابعاد آن ارتباط وثیق و تنگاتنگ دارد و هر فعل و انفعالی پیرامون آن از اهمیت و حساسیت بسزایی برخوردار است، به خصوص با توجه به آنچه که شرح آن رفت ، مبحث چیستی و چگونگی «جنگ روایت»ها در این موسم و برهه، از ظرائف و لطایف منحصر به فردی برخوردار است.
در برهه های قبلی تلاطم و افزایش تنش ما با نوعی سکوت و انفعال در حوزه بازخوردهای رسانهای و در آنچه جنگ روایت میخوانیم، مواجه بودهایم اما در این دوره اخیر ما به نوعی خلاء و کمبودها از لحاظ کمی را پر کرده ایم اما در این مسیر دچار انحرافاتی شده ایم که باید با دقت و مداقه دو چندان بدان نگریسته و روندهای معوج موجود را اصلاح و سر خط بیاوریم.
در روایت سازی نکته بسیار حساس و شایان توجه، چگونگی تولید محتوا و کیفیت خروجی ارائه شده است. اینکه تا چه حد بتوانید در عرصه روایت سازی دست به اقناع سازی زده و در مسیر ارائه روایات و اقوال مختلف، بیشترین توجه و اقناع عمومی را در میان مخاطبان داخلی و خارجی به خود معطوف سازیم.
در عرصه جهانی که بی تعارف، طرف مقابل تجربه چندین و چند دهه ای دارد و استاد روایت سازی است و امکانات فراگیر نرم افزاری و سخت افزاری در این بستر دارد، کار سخت و شاق است اما چون حرف ما متفاوت و بکر و مبتنی بر روایات اصیل و حق مدارانه است، می توانیم توجهات جهانی به خصوص در جامعه نخبگانی، عموما حق طلب را به سمت و سوی خود جلب و جذب کنیم.
در حوزه داخلی اما اندکی کار حساس تر و ظریف تر است، چرا که در سالهای اخیر با ضعف در عملکردهای رسانه ای و انتقال مرجعیت رسانه ای به سمت و سوی رسانه های برون مرزی عمدتا کینه جو و مغرض، ذهنیت سازی گسترده ای در جهت استحاله سازی فضا و ترسیم آیندهای تیره و تار انجام پذیرفته و بازگرداندن نقطه سر خط، کمی سخت است اما خوشبختانه ماهیت ذاتی دفاع از میهن در برابر اجنبی و عرق ملی مترتب با آن، یک فرصت بهینه و ایده آل در این بستر فراهم آورده که نباید با اشتباهات محاسباتی و خطاهای راهبردی این فرصت و موهبت به غنیمت آمده را به ثمن بخس از کف داد.
خوشبختانه سیر تحولات میدانی در حیطه جنگ هم چربش و موازنه سازی مثبت در مسیر منافع ملی ایران در مقابل دشمنی دارد که حداقل می توان گفت در فاز اول جنگ از تحقق همه اهداف حداکثری خود ناکام مانده و این کار روایت سازی را در راستای منافع ملی و خیر جمعی ایرانیان مهیاتر کرده است. اما درست همینجاست که باید با دقت مضاعفتر به روایت پردازی پرداخت.
اینکه به شکل افراطی خود را پیروز بی چون و چرا و مطلق العنان جنگ بخوانیم و در روایت سازی هر فعل و انفعالی را از همان بدو انعقاد، از جنس خلق حماسه و اقتدار بنامیم و حریف را یک موجودیت الکن و ضعیف و ناکارآمد در هر سطح و ابعادی بخوانیم و بدانیم، علاوه بر ایجاد توقعات حداکثری در جامعه و سخت سازی کار مسولان و ذیمنصبان تصمیم گیر و دخیل در سطوح عالی، عنصر صداقت و اعتماد سازی و اقناع سازی پیامدی پیرامون روایت منتشره از سوی ما را مخدوش ساخته و کار در این عرصه را دچار اختلال و انحراف خواهد ساخت.
در جنگ روایت ها، برای جذب و جلب مخاطب باید نهایت صداقت و روراستی را به خرج داده و از رویکردهای غلوآمیز و آگراندیسمان ناموزون پرهیز و اجتناب کرد که اگر این ظرایف دیده نشود، بتدریج مخاطب روایت های اینچنینی از سوی منابع رسمی را پس خواهد زد و نسبت به آن رویکرد منفعلانه از خود نشان خواهد داد و این در حساسیت شرایط موجود جنگ روایت ها به ضرر ما تمام خواهد شد.
حضور کمی در مقوله روایت سازی مهم و تعیین کننده است اما اگر به مقوله کیفیت محتوایی و بازتاب هوشمندانه و نکته سنجانه تحولات نگریسته نشده و در روایت پردازی دچار کژراههای نگرش های طیفی و جناحی یا بهتر بگوییم، عدم اولویت دهی به منافع ملی و گزاره های معطوف به آن همانند اتحاد مقدس و وحدت و انسجام راهبردی در بیان روایات شویم و این مقولات را رکن رکین و مناط عمل نبینم، می توانیم با آسیبهای جدی و روندهای معکوس در میان مدت و بلند مدت مواجه شده و جایمان در جنگ روایت ها دگرگون گردد و به نوعی روایت سوزی منتهی شود.
انتهای پیام




