امیر دبیریمهر، پژوهشگر رسانه و مجری و برنامهساز سابق صداوسیما، در گفتوگو با انصاف نیوز با تأکید بر اینکه مسئله اصلی این سازمان صرفاً انتخاب رئیس جدید نیست، گفت: ساختار سنگین و ناکارآمد، ضعف در شناخت مخاطبان متکثر جامعه و عقبماندگی در استفاده از فناوریهای ارتباطی، صداوسیما را با بحران ارتباط با بخش بزرگی از مردم مواجه کرده است.
دبیریمهر درباره عملکرد صداوسیما و ضرورت تغییر در مدیریت این سازمان گفت: در ماههای اخیر بخش زیادی از توجهات به گمانهزنی درباره گزینههای ریاست این سازمان معطوف شده است؛ در حالی که انتخاب رئیس مسئلهای ثانویه است و موضوع اصلی، عملکرد صداوسیما و نقشی است که این رسانه میتواند در جامعه ایفا کند.
او با اشاره به سه مسئله اساسی در عملکرد این سازمان گفت: نخستین مشکل، ساختار صداوسیماست؛ ساختاری بزرگ، سنگین و کمتحرک که با تغییرات فضای رسانهای و تحولات مربوط به مخاطبان متناسب نشده است. تغییر ساختار سازمانهای بزرگ پرهزینه و دشوار است، اما نمیتوان از ضرورت آن چشمپوشی کرد و این تغییرات باید بهصورت تدریجی و متناسب با شرایط جدید انجام شود.
این پژوهشگر رسانه گفت: با اینکه بیش از یک دهه است بازطراحی متناسب و جدی در ساختار صداوسیما صورت نگرفته، حتی بهترین مدیر نیز در چنین ساختاری نمیتواند به بازدهی بالایی دست پیدا کند. موفقیت برخی مدیران پیشین نیز تا اندازهای به توانایی آنان در ایجاد تغییرات متناسب در ساختار سازمان مربوط بوده است.
دبیریمهر توضیح داد: بازمهندسی صداوسیما باید با اهداف مشخص انجام شود و صرف تغییر مدیر نمیتواند مشکلات بنیادی سازمان را برطرف کند. هر مدیری که در آینده مسئولیت این سازمان را بر عهده بگیرد، چه مدیر فعلی و چه فردی جایگزین او، باید تغییر ساختار را در اولویت قرار دهد.
این پژوهشگر رسانه دومین مسئله مهم صداوسیما را ضعف در شناخت مخاطب دانست و گفت: جامعه ایران متکثر، متنوع و دائماً در حال تغییر است. علایق، نیازها، تمایلات و ترجیحات مردم ثابت نمیماند و رسانهای میتواند با جامعه ارتباط برقرار کند که شناخت خود از مخاطبان را بهطور مستمر بهروز کند.
او با تأکید بر اینکه رسانه باید بازتابدهنده واقعیتهای جامعه باشد، توضیح داد: رسانه باید معاینه جامعه باشد، نه چراغ توسعه یا پروژکتور جامعه. میان این دو نگاه تفاوت اساسی وجود دارد؛ در یک رویکرد، جامعه موجودیتی منفعل و شکلپذیر تلقی میشود که رسانه میتواند هر تغییری را در آن ایجاد کند، اما در رویکرد دیگر، رسانه ابتدا باید جامعه را بشناسد و بر اساس واقعیتهای آن برنامهسازی کند.
دبیریمهر رویکرد حاکم بر صداوسیما را نزدیک به نگاه نخست دانست و گفت: در این نگرش، گویی فرض بر این است که افکار عمومی را میتوان با هر نوع محتوایی تغییر داد. پیامد چنین برداشتی، فاصله گرفتن بخش وسیعی از جامعه از رادیو و تلویزیون بوده است؛ بهگونهای که گروههای زیادی دیگر ارتباط مؤثری با این رسانه و محتوای آن برقرار نمیکنند.
او ادامه داد که تنوع جامعه باید در سیاستهای تولید محتوا و برنامهسازی نیز منعکس شود.ضرورتی ندارد همه برنامهها خط معنایی یکسانی داشته باشند، همه شبکهها مانند یکدیگر عمل کنند یا تمام بخشهای خبری از یک الگوی واحد پیروی کنند. هنگامی که مخاطبان متنوعاند، رسانه نیز باید محتوای متناسب و متنوع تولید کند تا امکان برقراری ارتباط با گروههای مختلف جامعه را داشته باشد.
دبیریمهر سومین مسئله صداوسیما را عقبماندگی در بهرهگیری از فناوریهای جدید ارتباطی دانست و گفت: رسانههای موفق امروز بهطور مستمر از پلتفرمهای تازه و شبکههای اجتماعی برای ارتباط حرفهای با مخاطبان استفاده میکنند. دوران اتکای صرف به الگوی سنتی پخش برنامهها یا همان برودکست به پایان رسیده و رسانهها باید بتوانند ارتباطی نزدیکتر و متناسبتر با گروههای مختلف مخاطب برقرار کنند.
او با اشاره به حضور گسترده ایرانیان در شبکههای اجتماعی گفت: صداوسیما در استفاده از ظرفیت این فضاها با تأخیر مواجه است. دبیریمهر با اشاره به حضور بیش از ۵۰ میلیون ایرانی در اینستاگرام، ادامه داد که این سازمان این پلتفرم را به رسمیت نمیشناسد و از ظرفیت آن برای ارتباط با مخاطبان بهره کافی نمیبرد.
این پژوهشگر رسانه همچنین گفت: صداوسیما در مواردی با رسانهها و پلتفرمهای دیگر همچون رقیبی صرف برخورد میکند، در حالی که این رسانهها میتوانند مکمل یکدیگر باشند. تولید و پخش سریالها و برنامهها در فضای خارج از تلویزیون، بخشی از واقعیت جدید رسانهای است و نادیده گرفتن آن به معنای فاصله گرفتن از محل حضور مخاطبان خواهد بود.
او تأکید کرد که مدیر آینده صداوسیما باید نوعی انقلاب ارتباطی در این سازمان ایجاد کند؛ تحولی که از اصلاح ساختار آغاز شود، بر مخاطبشناسی مستمر تکیه کند و به تولید محتوای متنوع در بسترهای مختلف ارتباطی برسد.
او در پایان گفت: اگر صداوسیما نتواند ساختار خود را چابک کند، شناخت واقعبینانهای از مخاطبان به دست آورد و از ظرفیت پلتفرمهای مختلف برای توزیع محتوا استفاده کند، در فضای رقابتی رسانهای بیش از پیش مخاطبان خود را از دست خواهد داد. عبور از وضعیت فعلی صرفاً با تغییر رئیس صداوسیما امکانپذیر نیست؛ بلکه به اصلاحات ساختاری، شناخت دقیقتر جامعه، تنوع در برنامهسازی و بازنگری در شیوه ارتباط با مخاطبان نیاز دارد.
انتهای پیام




