آقای عراقچی وزیر خارجه باشید؛ نه سخنگو! | رضا رئیسی
رضا رئیسی، روزنامهنگار، در یادداشتی که در اختیار انصاف نیوز قرار داده است، نوشت:
پیشتر و در بحبوحه ایام رقابت های انتخاباتی به بهانه طرح استراتژی مسعود پزشکیان در حوزه سیاست خارجی در برنامهای که به همراه محمدجواد ظریف در صدا و سیما حضور یافته بود، نوشته و تصریح کردم که مقوله سیاست خارجی فراتر از هر گزاره و گزینه و سپهری، جامعیت فراگیر و ارتباط ارگانیک فرا حوزهای با مقولات مختلف مبتلابه جامعه یافته و کلید حل بسیاری از مشکلات چه بخواهیم و نخواهیم، چه پسندیم و چه نپسندیدم، در گرو رتق و فتق فرآیندهای جاری و ساری در این عرصه است.
نشان به آن نشانی که علت برکشیدن حسن روحانی با سابقه حضور در اردوگاه محافظه کاران در سپهر سیاسی و رسیدن او به مقام ریاست جمهوری، رویکرد متفاوتش در مقوله سیاست خارجی با طرح شعار تعامل سازنده با جهان بود و در دیگر سو نیز همگان نیک می دانیم که اقتصاد ایران حداقل طی دو دهه اخیر، بیش و پیش از هر گزاره و گزینهای از قبض و بسط ها در حوزه سیاست خارجی تاثیر پذیرفته و مهمترین تابع تعیین کننده اقتصاد به حاشیه و متن حوزه سیاست خارجی گره خورده است.
در انتخابات اخیر نیز یکی از وجوه ممیزه و از علل برکشیدن مسعود پزشکیان در چهاردهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری، تفاوت نگاه او با نامزدهای رقیب، بهخصوص سعید جلیلی در حوزه سیاست خارجی بود که بارزترین نمایه و جلوه آشکار آن حضور محمدجواد ظریف با سوابق و عقبه آشکار در صدر کمپین انتخاباتی مسعود پزشکیان بود که پیام این تفاوت را به رای دهندگان به بارزترین شیوه منعکس میکرد.
مسعود پزشکیان بر حلاف بسیاری از حوزه های دیگر در حوزه سیاست خارجی به طور مشخص اقدام به طرح شعار و تبیین مقدماتی استراتژی کرده و از راهبرد «انسجام سازی داخلی؛ تعامل سازنده با جهان» سخن گفت، شاید برای اینکه نقطه ضعف و چالش های اصطکاکی و هزینه ساز در دولت روحانی را حل و فصل کند و با یکدست سازی و هم افزایی داخلی بر سر منافع ملی به میدان رقابت و مفاهمه و مذاکره با طرف خارجی برود.
با گزینش سیدعباس عراقچی به عنوان یک دیپلمات خوش سابقه و تعامل نگر و مذاکره گرا که اجماع حداقلی طیف های مختلف سیاسی را هم پر شال خود داشت و مورد التفات اضلاع مختلف ساخت قورت نیز بود، اولین گام در پیگیری استراتژی انسجام سازی داخلی و در پیامدش تعامل سازنده با جهان را برداشت.
مذاکرات با طرف های اروپایی پس از وقفهای طولانی در دستور کار قرار گرفت و حتی بازگشت ترامپ به کاخ سفید هم باعث ارسال پالس های مثبت از سوی تهران به واشنگتن نشد اما به هنگامی که ترامپ بیانیه ریاست جمهوری با عنوان منع ایران از دستیابی به سلاح هسته ای را با رویکرد بازگشت فشار حداکثری در حوزه اقتصادی و راهبرد کنترل و دخالت و زیاده طلبی در حوزه های مختلف دفاعی و نظامی مطرح کرد، پاسخ ایران و عالی ترین مقام سیاسی کشور یک نه بزرگ به مذاکره طلبی ادعایی ترامپ بود که مذاکره را با یک اشتباه محاسباتی هنگفت به معنای تسلیم و وادادگی تعبیر کرده و ایران را در موضع ضعف قلمداد کرده بود.
حال سوال اینجا بود که با این اوصاف وظیفه دستگاه سیاست خارجی دولت چهاردهم در این شرایط تازه چیست و آنان چگونه می توانند به وظایف ساختاری خود در تامین منافع ملی و برون رفت از شرایط بحرانی و عمل به شعارهای مطروحه دولت و خواست و مطالبه عمومی عمل کنند.
دستگاه سیاست خارجی در همه جای دنیا، مجری سیاست ها و تعیین راهبردها از سوی قدرت حاکمه است و وزارت امورخارجه ایران نیز از این قاعده کلی مستثنی نیست اما به طور قطع به یقین این به معنای انفعال و کناره گیری و فقدان کنشگری تاکتیکی و ابتکار عمل در چارجوب سیاست های کلی تبیینی نیست.
به عنوان مثال، اکنون مذاکره مستقیم با آمریکا منع مطلق دارد، چون با این شرایط اعلامی و رویکردهای تمامیت خواهانه ترامپ، شرافتمندانه، عزتمندانه و خردمندانه نیست.
اما این به معنای آن نیست که دستگاه سیاست خارجی هر گونه مذاکره، تلاش برای تغییر موازنه و تاثیر گذاری منجر به تغییر رویکرد طرف خارجی را مطلقا بلاموضوع دانسته و پرونده را مختومه قلمداد کند.
رویکردی که در گفتار اخیر وزیر محترم امور خارجه، جلوه ای از آن نمودار گشت، آنجایی که او گفت: «تحت فشار، تهدید و تحریم مذاکره نمیکنیم»
اگر آقای سیدعباس عراقچی، می گفت: با فشار و تهدید و تحریم پای میز مذاکره نمی آییم، حرف درستی زده بود اما اینکه پیش شرط مذاکره را زدودن تحریم عنوان کردهاند، نقض غرضی آشکار است.
چرا که فلسفه مذاکره، زدودن تحریم هاست و اگر قرار باشد، تحریم ها مرتفع شوند و سپیس به مذاکره تن دهیم که آنگاه طرف خارجی چه اهرمی برای میز مذاکره و داد و ستد دارد و چه لزومی دارد که ما پای میز مذاکره برویم؟
البته شاید این اظهارات را برآمده از سهو لسانی باشد که بازهم از وزیر امورخارجه ای چون سیدعباس عراقچی بعید و عجیب است که دیپلمات ها معروف و مشهور به سنجیده گویی و سخنگویی قاعده مند هستند.
هر چه هست، اینچنین اظهاراتی از وزیر امور خارجه دولت چهاردهم، دور از انتطار است، آنهم در شرایطی که هم می دانیم نرمال و متعارف نیست و با یک پدیده غیر قابل پیش بینی و فاقد عقلانیت راهبری در راس هرم سیاسی ایالات متحده طرف هستیم و از بد روزگار گریزی هم از این واقعیت نیست و مردم هم از دولت چهاردهم با درک شرایط و وضعیت انتطار دارند که بی برنامه و دست بسته و نظاره گر نباشند و حداقل با لحاظ همین شرایط موجود تهدیدات بیرونی و تحدیدات داخلی، مسیری برای گذر از این وضعیت و یا حداقل تلاش برای تغییر شرایط را داشته و مثل طرف خارجی یا تندروهای داخلی ساده انگارانه و بی محابا مفاهیم را خرج نکنند و مذاکره و دیپلماسی را به ورطه ناممکنات و موهومات در هر وضعیت و شرایطی سوق ندهند.
از دیپلمات کارکشته و تجربه اندوخته ای چون سیدعباس عراقچی انتظار آن است که با پرهیز از کلی گویی های مرسوم و واکنش های غیر سازنده، راه و تدبیر و ابتکار عمل در چنته داشته باشد و وزیر امورخارجه در مسیر تحقق استراتژی وعده داده شده با لحاظ همه شرایط و خطوط قرمز باشد.
انتهای پیام
آقای عراقچی وزیر خارجه باشید؛ نه سخنگو! ؛ ای کاش در حد و غواره یک سخنگو ظاهر می شد، البته از دستگاه دیپلماسی چهل و اندی سال فشل بیش از این نباید انتظار داشت ، سوابق عراقچی در برخورد با مثال در دولت های قبل نشان از ظرفیت اوست ؛ بطور مثال واکنش عراقچی به ادعای نتاتیاهو در ارتباط با تورقوز آباد ، اعمال نفوذ در انتصاب برادر زاده (کارشناس مبتدی سازمان سرمایه گذاری) بعنوان معاون بانک مرکزی و.. و…