این تصور که حضور ایران در سوریه برای بازسازی خلاف منافع ملی و اقتصادی ماست و در بخشی از افکار عمومی وجود دارد تا چه اندازه صحیح است؟ آیا حکومت ایران برای بازسازی سوریه از جیب مردم ایران هزینه میکند و منفعت ملی را نادیده میگیرد؟ اگر چنین است رقابت کشورهای دیگر -از آمریکا گرفته تا ترکیه و روسیه- برای حضور موثر در بازسازی این کشور به چه دلیل است؟ آیا آمریکا هم اصرار دارد تا منفعت مردم خود را به نفع آبادانی سوریه نادیده بگیرد؟
اینها سوالاتی است که با جدیتر شدن حضور ایران برای بازسازی سوریه بخشی از افکار عمومی را به خود مشغول کرده است، موضوعی که با سفر اخیر اسحاق جهانگیری به همراه فعالین اقتصادی بخش خصوصی و رییس اتاق بازرگانی به سوریه جدیتر شده است.
ناصر ریاحی، عضو هیات نمایندگان اتاق تهران در گفتوگو با انصاف نیوز ضمن تبیین راهکارهایی برای حفظ بازار و توسعهی نفوذ اقتصادی در کشورهای دیگر معتقد است که بازسازی سوریه، به معنای صادرات خدمات فنی و مهندسی و حتی برخی کالاها امری مثبت برای اقتصاد ایران است؛ با این حساب، هر چه سهم ایران در فرآبند بازسازی بیشتر باشد منافع بیشتری را به همراه خواهد داشت.
این گفتوگو را در ادامه بخوانید:
انصاف نیوز: باتوجه به سفر اخیر آقای جهانگیری به سوریه با همراهی رییس اتاق بازرگانی و برخی از فعالان اقتصادی بخش خصوصی، به نظر شما با شرایط اقتصادی فعلی فعالیت ایران برای بازسازی سوریه چه کمکی به اقتصاد داخلی ما خواهد کرد؟ آیا اصلا صادرات خدمات و کالا به سوریه در وضع فعلی اقتصادی کشور کمک کننده است؟
بله،بدون صادرات هیچ کشوری نمیتواند ادامهی حیات دهد، بهخصوص که صادرات خدمات فنی و مهندسی باشد. ما به این لحاظ موقعیت ویژهای در سوریه داریم و در بازسازی این کشور از ما کمک خواستهاند و طبیعی است که درآمدی عاید خواهد شد. این رصت طلایی را نباید از دست بدهیم. باید توجه کرد که صادرات اصلا به معنای تشدید بحران اقتصادی در داخل نیست، بلکه تعدیل بحران است.؛ چون ما همین الان هم اگر توجه داشته باشید واردات غیر کالای اساسی و هزینههای تاسیسات نفتی از محل صادرات غیر نفتی تامین میشود، که رد سامانهی نیما میآید و صادر کنندگان سایر کالاها از آن استفاده میکنند. بنابراین طبیعی است که این حضور اقتصادی در سوریه مثبت است.
افکار عمومی دربارهی حضور اقتصادی ایران در کشورهای دیگر، چه عراق، چه لبنان و جه سوریه، بر اثر تبلیغات منفی خارجی و تبلیغات غیرهوشمندانهی داخلی دچار این تصور هستند که چیزی از منابع و ثروت ملت ایران کم میشود و به کشورهای دیگر داده میشود، ارزیابی شما به عنوان یک فعال اقتصادی چیست؟
من از دید اقتصادی میتوانم نظر دهم و طبیعتا داشتن نفوذ اقتصادی در هر کشوری و استفاده از آن نفوذ برای صادرات کالا و خدمات و یا حتی سرمایهگذاری، به اقتصاد داخلی ما کمک خواهد کرد و این را همهی کشورهای دنیا از غرب تا شرق انجام میدهند و هر کشوری به دنبال بازار است. حال چون هنوز غربیها و کشورهایی که قدرت صادراتشان بیشتر از ایران است، به دلیل شرایطی که وجود دارد نتوانستهاند در کشورهایی مثل سوریه حضور اقتصادی پررنگی داشته باشند، بهلحاظ اقتصادی فرصت خوبی برای ماست.
در تجربیات گذشتهی حضور اقتصادیمان در کشورهای دیگر بعضا اتفاق افتاده که بازار را از دست دادهایم، فکر میکنید فعالان اقتصادی چه ملاحظاتی را باید مدنظر قرار دهند تا بازار را در سوریه به کشورهای دیگر واگذار نکنند و حتی حضور اقتصادی خود را توسعه دهند و نفوذ بیشتری کسب کنند؟
هرجای دنیا استمرار حضور در بازار، استمرار عرضه و استمرار کیفیت کالا و یکسان بودن کیفیت کالا مورد نظر است، هرکدام از این موارد مخدوش شود بازار از دست میرود؛ در اقتصاد آنچه که ما میفهمیم این است که حفظ بازار از بدست آوردن سهم در آن بسیار مشکلتر است، یعنی به محض اینکه هر کمپانی در هرجایی از دنیا -حتی کمپانیهای داخلی در داخل کشور- وقتی بازاری را بدست میآورند طبیعی است که خیلیها به سهم آن شرکت یا موسسه از بازار حمله میکنند و میخواهند سهم بگیرند، در نتیجه داشتن سهم خیلی مهم است اما مراقبت از آن مهمتر است و همانطور که عرض کردم اگر هرکدام از موارد استمرار حضور، استمرار عرضه و استمرار کیفیت کالا در بازار مخدوش شود رقیب از این نقطه ضعف استفاده میکند و بازار را میگیرد.
بخش خصوصی که در این حوزه فعالیت میکند در حال حاضر برای حمایت چه انتظاری از دولت دارد؟
واقعیت این است که بهطور کلی کسی انتظار حمایت از دولت ندارد، دولت گاهی با تدوین و تغییر مقررات باعث میشود که مانع و مشکلی ایجاد شود. مثالی میزنم، در حوزهی خودم که دارو هست چون به مواد اولیه ارز دولتی -یعنی ارز یارانهای که ۴۲۰۰ تومانی است- میدهند مدتی صادرات را ممنوع کردند؛ بعد از آن در نهایت خود فعال اقتصادی و تولید کنندهی دارو گفت «یا ارز رسمی بابت اینها ندهید یا من محصولاتم را بیاورم و آن بخشی را که با ارز رسمی ثبت شده با ارز رسمی بفروشم». باز هم چگونگی محاسبه، اینکه چقدر از آن ارز رسمی است و چقدرش نیست مشکل بود؛ اصولا این دونرخی بودن ارز صدمه میزند، قاچاق هم که رواج دارد.
همانطور که در اخبار هم گفته شده و میدانید، از طرفی دولت یا بخش خصوصی گوشت وارد میکند، از آنطرف دام زنده قاچاق میکنند. از این طرف ما دارو وارد میکنیم و از آن طرف همان بخش قاچاق شده و خارج میشود؛ به دلیل اینکه قاچاقچی کالا را هرجا که میفروشد پول آن را در بازار ارز آزاد میفروشد و چند برابر کسب میکند.
بنابراین این موانع را اگر بتوانند رفع کنند من فکر نمیکنم که کسی انتظار حمایتی داشته باشد، مگر اینکه خود دولت نظرش این باشد که در حوزهای صادرات بیشتر شود و… که در اینصورت اگر به نفع خودش است باید تمهیداتی مثل معافیت مالیاتی، معافیت تعرفهای و… را وضع کند؛ اگرنه من به عنوان یک فعال اقتصادی میگویم که هیچ انتظاری نداریم، بهخصوص در این شرایط که دولت در دخل و خرج خودش هم مشکل دارد چه رسد که بخواهد حمایتی بکند؛ چون حمایتها اغلب مالی است.
انتهای پیام



دیدگاهتان را بنویسید