مرتضی ابراهیمی، دانشیار گروه علوم سیاسی دانشگاه محقق اردبیلی در واکنش به چند یادداشت در انصاف نیوز دربارهی زبان آذری و نقدی که به امام جمعه اردبیل شده بود (و نیز یادداشتی که در یک کانال تلگرامی به نام اخبار سوریه در همین باره نوشته شده)، یادداشتی در دفاع از آیت الله عاملی نوشته است.
- بیشتر بخوانید:
«وقتی صدای نیروهای انقلابی هم در میآید» | امیر هاشمی مقدم [لینک]
«دفاعی از زبان ترکی آذربایجانی در پاسخ به یک پژوهشگر» | محمدباقر کریمی [لینک]
«هیس! میهندوستان حرف نمیزنند!» | امیر هاشمی مقدم [لینک]
متن یادداشت آقای ابراهیمی که در اختیار انصاف نیوز قرار گرفته است در پی میآید:
بسم الله الرحمن الرحیم. مدیر محترم انصاف نیوز، با سلام. اخیراً جملهای از نماینده محترم ولی فقیه در اردبیل مورد توجه و نقد آن رسانهها قرار گرفته و دو نویسنده در قالب نقد و تحلیل ایشان را آماج تهمتهای سخت که مصداق «تَحْسَبُونَهُ هَیناً وَ هُوَ عِنْدَ اللَّهِ عَظِیمٌ» است قرار دادهاند.
اینجانب به عنوان یکی از اعضای هیأت علمی دانشگاه محقق اردبیلی که از نزدیک با فعالیتهای علمی، فرهنگی، سیاسی، افکار و اندیشه بروز و مستدل ایشان آشنایی عمیق دارم بر خود فرض و لازم میدانم که برای صیانت از افکار عمومی و جهت تنویر اذهان و دفاع از حق و ارائه واقعیت مطالبی را به اطلاع همگان بخصوص صاحبان اندیشه و علم برسانم و انتظار دارم که این ایضاح در آن رسانه منتشر شود.
ایشان با داشتن تجربیات طولانی در موضوع اقوام و اشراف کامل به سوابق جریانات قومی در ایران، قفقاز و آناتولی به این نتیجه رسیدهاند که برخورد امنیتی در این موضوع فقط سربازان و پیاده نظامهای جریانهای معاندِ فرهنگِ اندیشه ورزی وابسته به خارج را بهصورت هیجانی بیشتر و باز تولید نموده و چه بسا ظرفیت بزرگی را برای قدرتهایی رسانهای و تبلیغاتی استکبار جهانی که چشم به ظرفیت تعدد قومی ایران دوختهاند فراهم کند، و غایت این گونه برخوردها و کنشها، همانی میگردد که بارها در مراکز تفریحی و فرهنگی مانند ورزشگاه تبریز و امثال آن دیده شده است. به همین جهت این عالم آگاه و وزین با اعتقاد کامل به لزوم خلع سلاح فکری دشمن در مدیریت و تقویت ظرفیتهای ارزشمند اقوام با هماهنگی کامل با دستگاههای مربوطه اقدام به تألیف لغت نامه زبان آذری با گویش غنی عشایر دشت مغان نمودهاند.
این حرکت ایشان که با سانسور بسیار شدید و خرد سوزانه جریانات قومی وابسته به خارج مواجه شده خوشبختانه میدان را برای کسانی که در بعضی از مراکز علمی و فضای مجازی با شعار و ادعای «بی مهری به زبان مادری» علیه نظام جمهوری اسلامی هجمه تحریکی و تخریبی میکردند بهشدت تنگ ساخته و عملاً تهمت ظلم به زبان مادری آذری در ایران را در حد وسیعی خنثی ساخته است بهطوری که استخدام عواطف مخاطب توسط دشمن کاهش و متوقف گردیده و نیروهای خودی در مناظرات مباحثات، تضارب فکری و تبیین و تبلیغ در موضع برتر قرار گرفتهاند.
این عالم روشن بین و آینده نگر با این کار ویژه درهای جدیدی از برهان و استدلال را برای مجاهدان مبارزه با لشکر جرّار قومی باز کرده و از فشار معاندین در سطح فکری فروکاستند و در عین حال هیچ گونه صدمهای نه تنها بر زبان رسمی کشور وارد نگردیده بلکه هیمنه و سیطره زبان رسمی و ملی (فارسی) کشور را در سطح عالی تزئین و تثبیت نموده است بنابراین نگارش این لغت نامه نه تنها از ظرفیت هویت ملی کم نمیکند بلکه بخشی از اصلیترین معضل تولیت واقع بینانه و منصفانه اقوام با آن حل میشود و این نکتهای است که دشمن بشدت آن را کم رنگ میکند اما صد افسوس که از آن روزی که ایشان اقدام به تألیف لغت نامه کردهاند جریان خاصی از ناسیونالیستهای بسیار افراطی در کشور با تمام توان وارد معرکه اهانت شدند و بعضی از رؤسای آنها با تهیه کلیپهای متعدد با عصبیت جاهلانه و مدرن شخصیت علمی و فکری ایشان را مورد هجمه و تخریب قرار دادند.
ایشان در جلسه تدوین لغت نامه مطلبی را اعلان کردند که همان جمله مورد تمسک معاندین قرار گرفته است ایشان اظهار داشتند تدوین لغت نامه زبان آذری در زمان ما بسیار مشکل است چون این زبان در همه کشورها خلوص و اصالت خود را از دست داده در حالی که در لغت نامه باید لغت اصلی نوشته شود مثلاً نمیتوان نوشت «باران» در زبان آذری یعنی «باران».
ایشان اظهار داشتند این زبان در آذربایجان با کلمات روسی مخلوط شده و هژمونی زبان روسی آن را بشدت تحت تأثیر قرار داده است و در ترکیه بعد از انقلاب حروف توسط آتاتورک در حد وسیع با لغات دخیله اروپایی و غیر آن و خصوصاً لغات تأسیسی مخدوش گردیده و در ایران ما نیز غلبه کلمات فارسی بسیاری از لغات اصیل آذری را از یاد برده است. طبعاً سخن ایشان در خالص سازی ناظر به طبیعت تدوین لغت نامه بوده نه به محاورات عمومی وکوچه و بازاری و این موضع گیری علمی و درستی است که در تدوین لغت نامه هر زبانی، باید کلمات اصیل آن زبان نوشته شود.
و صد البته این بحث ناظر به بحث تقارض زبان هم نیست آن چه در آذربایجان و ترکیه و ایران رخ داده به مراتب فراتر از تقارض است و هیچ کس در صدد حذف لغات تقارضی نیست و نه تنها تردیدی در ضرورت تقارض در زبانها هم نیست بلکه یک امر طبیعی و گفتمانی است.
جای بسیار تأسف است که این حرکت بسیار ارزشمند ایشان با نام وطن پرستی، با تهمتهای ناسیونالیستی کوبیده شده و این اهانت به اقوام، قطعاً ریختن آب به آسیاب دشمن است و لشکر بزرگی برای قوم گرایان وابسته درست میکند.
اینجانب در تحقیق از دانشجویان آذری که تمایلات قومی دارند بدون استثناء به این نتیجه رسیدهام که تندرویها و اهانتهای قوم مقابل آنها را به وادی قوم گرایی کشانده و بالعکس غالب کسانی که اندیشه آنتی ترک دارند به خاطر فحاشیها و هرزه گوییها و اهانت پان ترکیستها به آن عرصه کشیده شدهاند. به همین جهت هر دو طائفه با آتش بیاری بین انسانهای بیگناه، آرزو و اهداف استکبار جهانی را بدون هزینه و به طور مجانی برآورده میکنند تا زمانی که ما تفکر اسلام ناب محمدی را جایگزین پدیدههایی مانند «پانها» نکنیم رفتاری ارتجاعی و پس رفت خواهیم داشت. رسول خدا (ص) در کابینه خود هم «صهیب رومی» را داشت و هم «بلال حبشی» را و هم «سلمان فارسی» را و به هیچ وجه اهانت به اقوام و طوائف و ایجاد اختلاف بین آنها را بر نمیتافت و در برابر آتش افروزی قومی میفرمود:
«أبِدَعوی الجاهِلیّهی و أنا بَینَ أَظهرکم»!
آن حضرت با این ضرب المثل که نمونه اخلاق بود اما سنگینترین تعبیر را درباره اندیشه ناسیونالیسم و ناسیونالیستهای اهانتگر به کار برده است و جانشین بر حق او وقتی در مدینه اهانت مدعیان اصالت و تفوق عروبت را در حق موالی که همه ایرانی بودند مشاهده کرد تعبیری قاصم الظهر در حق آنها به کار برد که تا حال هیچ کس جرأت به زبان آوردن چنین تعبیر سنگینی را نداشته است. حضرات معصومین با تعبیر نورانی «مَنْ تَعَصَّبَ أَوْ تُعُصِّبَ لَهُ فَقَدْ خَلَعَ رِبْقَهَ الْإِیمَانِ» نقشه راه و منشور مدیریت اقوام را برای ما تدوین کردهاند.
امروزه دشمن با تمام توان از تمام ظرفیتهای اختلاف بر انگیز کشور ما استفاده کرده و سرمایه گذاری عظیمی در این خصوص انجام داده است. ما جز با حرکتهای علمی و غیر هیجانی نمیتوانیم آنها را خلع سلاح کنیم.
ایشان علاوه بر اقدام فوق حرکتهای علمی بسیار خوبی در برابر هجمات بسیار سنگین دشمن در مدیریت اقوام انجام داده است بهعنوان نمونه «۱۹ ژانویه» ایشان در برابر «۳۱ دسامبر» دولت آذربایجان (روز همبستگی آذریهای جهان) در حد یک شاهکار و ابتکار عمل جهانی است. ایشان با این ابتکار جلوی یک تحریف بسیار وحشتناک تاریخی را که در آینده آبستن فاجعهها میشد گرفتند.
او با این کار، معضلی راکه دستگاه دیپلماسی با آن دست به گریبان بود حل نمودند و بلکه آن را به یک فرصت بزرگ تبدیل کردند. یکی از مقامات بلندپایه آذربایجان اعلام کرد که مراسم ۱۹ ژانویه، ۳۱ دسامبر ما را کلاً خراب کرده است. آنها بارها اعلام کردهاند که گرفتاری ما از اردبیل (امام جمعه) است و در بعضی از ملاقاتهای خود با مقامات رسمی ایران خواستار برکناری ایشان از سمت امامت جمعه شدهاند.
از دیگر حرکتهای علمی بسیار ارزشمند ایشان اختصاص یک سال خطبههای نماز جمعه به نقد علمی و بدیع مبانی ناسیونالیسم است که به عنوان یک اثر بسیار ارزشمند همیشه مورد توجه محققین قرار گرفته است؛ هم چنین اختصاص دهها خطبه به موضوع «تاریخ ورود ناسیونالیسم به حوزه تمدن اسلامی» از مباحث ارزشمند و از ثمرات علمی زندگی ایشان میباشد.
کسانی که پای منبرهای قوی و علمی ایشان نشستهاند تردیدی در حرمت او به زبان فارسی ندارند، سخنان او در برنامه «سمت خدا» مشحون از ادبیات عرفانی زبان فارسی است. او با گنجینهای از اشعار عرفانی زبان فارسی زندگی میکند نه اینکه حفظ کرده باشد و این را بارها اعلام کرده که این ادبیات عرفانی- فارسی در هیچ زبان دیگری وجود ندارد و تمام ملتها به خاطر این ادبیات عرفانی و انسانی به زبان فارسی احتیاج دارند.
ما در این جا از دو نویسنده مزبور سوالاتی داریم:
تکلم اقوام ایرانی به زبان خالص مادری به کجا برمیخورد که شما این قدر آشفته و عصبانی شدهاید و عملاً میگویید که هیچ قومی در ایران چنین حقی ندارد؟ آیا از تبعات چنین تحکمی در قرن ۲۱ واقعاً مطلع نیستید؟
آیا چنین منطقی در نقطهای از نقاط دنیا جواب داده تا در این ایران هم جواب بدهد؟
آیا این منطق با منطق قرآن که میگوید «وَ لَقَدْ کرَّمْنا بَنِی آدَمَ» سازگار است؟
آیا زمان آن نرسیده که افراطیون، برهان خود را عوض کرده و با برهان «أدَّبتَ عِبادَکَ بِالتَّکَرُّم» وحدت، یکپارچگی، تضامن، تعاون، اقتدار و اعتلاء ایران اسلامی را تضمین نمایند؟
شما احترام به عواطف مادری را از مقام معظم رهبری روحی له الفدا یاد بگیرید که در دیدار خود با یک خانواده شهید آذری تاکید کردند که بچهها به زبان مادری صحبت کنند. در گذشتهای نه چندان دور، بخشی از جوانان پاک دل آذری که به دانشگاه اصفهان وارد میشدند با تمایلات شدید قومی بر میگشتند و بعضی از آنها الان معرکه گردانان اصلی پان ترکیسم هستند. آیا تا حال در علت آن فکر کردهاید؟
آیا میدانید که تصویب تدریس دو واحد ادبیات آذری در دانشگاهها چقدر آتشهای فتنه را خاموش کرد؟ درحالیکه در بدو کار، همان ناسیونالیستهای افراطی غوغاء به پا کردند که ایها الناس بیایید که زبان ملی از دست رفت. آیا با این دو واحد، زبان رسمی صدمه میخورد و یا کشور تجزیه میشود؟
شما که در مقاله خودتان از لزوم همدلی، هماهنگی و حرکت در چارچوب منافع ملی و ارتقاء سطح اتحاد ملی و ضرر اختلاف صحبت کردهاید آیا این مفاهیم خطیر محصول احترام است یا اهانت؟
آیا میدانید با مقالهای که نوشتهاید و گفتید آذریها حق خلوص زبان مادری ندارند سیل عظیم آذریهای ایران بلکه تمام اقوام ایرانی را بدبین کردید و میکنید؟
چقدر خوب است که شما از اول معیّن کنید که تمایلات فطری را میخواهید سرکوب کنید یا مدیریت؟ عواطف را سرکوب میکنید یا مدیریت؟ اختلاف السنه را مثل قرآن آیه و حجت میدانید یا آن را برای عقده گشائی افراطی بکار میگیرید؟
خداوند فرمود «أَلَّفَ بَینَ قُلُوبِکمْ» شما در صدد تألیف هستید یا ادغام؟
چرا خداوند فرمود «أَلَّفَ بَینَ قُلُوبِکمْ» و نفرمود «وَحَّدَ»؟
امیرالمؤمنین در جنگها با استفاده از ظرفیت قومی فرمانده پرچم را تعیین و بقاء و دوام افراشتگی آن را تضمین میکرد. آیا ممکن است بفرمایید شما این اقدام حضرت امیر را چگونه تفسیر میکنید؟
از شما میپرسیم:
آیا میدانید که زبان آذری زبان مرثیه اهل بیت است؟
آیا میدانید که ایران اسلامی وطن اصلی، تاریخی و مادری تمام آذریهای جهان است؟
آیا میدانید ایران یکپارچه امروز رهین آذریهای صفویه است و الا از ایران فعلی خبری نبود و به تعبیر محیط طباطبایی و آقای سیستانی «اگر اردبیل نبود، ایران نبود»؟
آیا ممکن است آذریهایی که بنای عظیمی به نام ایران را ساختهاند به آن خیانت کنند؟ هرگز.
خوب بدانید و بفهمید که در ساخت، حفظ و تثبیت ایران عزیز و فرهنگ ملی فارسی آذریها نقش کلیدی را داشتهاند بنابراین شما غصّه نفوذ در آذریها را نخورید و بزرگان علمای آذری را متهم به نفوذ، خیانت، فتنه انگیزی، اختلاف افکنی هیجانی حرف زدن و… نکنید که جدا از افکار عمومی در پیشگاه خداوند مسئول و پاسخگو هستید.
ما آذریها بزرگترین امپراطوری ایران را در اردبیل تشکیل دادیم و دو دستی به اجداد بزرگ شما در اصفهان تقدیم کردیم (یکی از نویسندگان اصفهانی است) و حقا که در اصفهان شکوفا شد و عجیب این است که وقتی افغانها همه جای ایران جز آذربایجان را گرفتند و اصفهان به محاصره افتاد و طهماسب دوم پسر سلطان حسین را از محاصره نجات دادند او جهت جمع آوری نیرو و اعاده حاکمیت دید چارهای جز رفتن به مرکز قزل باشان (اردبیل) ندارد و لذا به اردبیل آمد و… و اینگونه بود که آذریها باز در حفظ تمامیت اراضی ایران شاهکار کردند.
آیا میدانید فرهنگ تشیع روی دوش آذریها و فارسها به این نقطه از اعتلاء رسیده و ما نباید با فحاشی و اهانت وحدت آنها را به هم بریزیم؟
آیا اطلاع دارید دشمن در هر دو قوم شواذی درست کرده که یک لحظه از فحاشی و اهانت به هم دیگری غافل نمینشوند؟
آیا ممکن است بفرمایید شما برای تشخیص جاسوسان وابسته به خارج و جریانهای مرتزقه و غدار و بین جوانهای پاک دل ولایی کشور که حداقل تمنایشان داشتن یک لغت نامه ساده و خالص است تا در قرائت دیوان شاه اسماعیل ختایی یا عقائدالشیعه مقدس اردبیلی یا دیوان فضولی یا نیّر یا شهریار و… برای فهم لغت، به آن مراجعه کنند چه معیاری دارید؟ آیا معیار شما فقط اتهام و فحاشی است؟
آیا ممکن است بگویید شما در برابر فزون خواهی عثمانی جدید که برای بلعیدن مناطق آذری سلاحی جز نزاعهای قومی ندارد چه تدابیری اندیشیدهاید؟
آیا سلاح شما در برابر سلاح آنها هم سنخ با سلاح آنهاست یا چیزی جز قلوه سنگ در آستین خود ندارید؟
ملت ما مخصوصاً محققین و پژوهش گران و دلسوزانی که دغدغه عزت و اعتلاء کشور و تقدم و پیشرفت آن را دارند باید توجه کنند که ما نباید بگذاریم عرصه به چنین علمای روشن ضمیر و روشن اندیش و عمق نگر و برهان محور و مصادیق «امت وسط» تنگ شود.
وای به روزی که افراطیون از هر دو طرف سکاندار تهیه آتش برای ایجاد اختلاف در کشور باشند و ثروتهای معنوی و علمی کشور را ترور کنند.
سخن آخر این کهای کاش دو نویسنده مزبور میدانستند که با نقد مسلک عقلانی او در مدیریت اقوام، نه تنها از شأن او نکاستند بلکه جایگاه فکری ایشان را در کشور ارتقاء بخشیدند؛ «وَأَرَادُوا بِهِ کیدًا فَجَعَلْنَاهُمُ الْأَخْسَرِین»
انتهای پیام


پاسخ دادن به فرشاد لغو پاسخ