حجتالاسلام سیداحمد خاتمی چندی قبل در خطبههای نماز جمعه گفته بود «خانمی که بی حجاب بیرون میآید مریض است». خبرنگار انصاف نیوز به دنبال پاسخ این سوال گشته است که «مبتلایان بیماری بدحجابی» -به تعبیر آقای خاتمی- را کدام پزشک متخصص یا روانپزشک یا روانشناس میتواند پذیرش کند و این بیماری از لحاظ علمی در گروه کدام یک از بیماریها قرار میگیرد.
در جستوجوی پاسخ این سوال با متخصصان مختلف پزشکی وروانشناسی گفتوگو کردهایم. غالب این افراد مایل به ذکر نامشان نبودند.
از پاسخ علی نیکجو، روانپزشک و رواندرمانگر اینطور برداشت میشد که نه تنها بیحجابی را بیماری نمیداند بلکه این عمل را در شرایط حال حاضر جامعهی ما از سوی آنان که باوری به حجاب ندارند یکی از فاکتورهای سلامت روان ناباوران به حجاب میداند.
این رواندرمانگر سوال ما را اینطور پاسخ داد: یکی از مهمترین عوامل تعیینکنندهی میزان سلامت روان انسانها قدرت عاملیت آنهاست یعنی اینکه آنها چقدر میتوانند در مسائل مبتلا به زندگیشان اعم از مسائل فردی، اجتماعی، سیاسی و… محوریت و عاملیت خودشان را داشته باشند. اساسا یک فرق وجوه انسانی با وجوه حیوانی درواقع همین عاملیت انسان است.
بنابراین اینکه شما احساس کنید که این agency (عاملیت) را داری که میتوانی برای سبک زندگیات تصمیم بگیری، آن هم تصمیمی که در یک تعامل عاقلانه، اخلاقی و مشفقانهای با محیط اطراف باشد، این اتفاقا فوق العاده در جهت سلامت روان است. هر آن چیزی که میآید این agency را به شکلی غیرمنطقی محدود میکند حتما امری ضدروانشناختی و ضد یک ذهنیت سالم است.
حسین کرمانپور، پزشک عمومی و رئیس اورژانس بیمارستان سینا در پاسخ به بیماری تلقی شدن بیحجابی خیلی علمی اینطور به ما پاسخ داد: در پزشکی فیزیکال چنین بیماریای وجود ندارد.
در منابع معتبر قدیمی یا مدرن دنیا چنین بیماریای وجود ندارد و اصلا توجهی هم به آن نشده است اگر کسی هم قرار باشد چنین بیماریای را مطرح کند باید دنبال یافتن عامل بیحجابی، تظاهرات بالینیاش، داروهای مرتبط با این بیماری و درمانهای توانبخشی مرتبط با این بیماری باشد. شخصی که چنین ادعایی کرده باید این موارد را برای جامعهی علمی توجیه کند. باید رفرنس بدهند بدون رفرنس باشد که نمیشود!
دزدی، غارت یا مال مردمخوری را چرا بیماری اعلام نمیکنند؟! اتفاقا روند خوبی است اگر این بیماریها را مطرح کنند و بخش اعظمی از مسائل ما را حل میکند.
سعید پایدارفرد، روانشناس بالینی در مقدمهی پاسخش اینطور توضیح داد که باید به شخص گویندهی این جمله و کارکرد این جمله که برای قوت قلب دادن به قشر خاصی است توجه کرد و در همین بستر و با این توجهات باید به دنبال چرایی مطرح کردن چنین جملهای بود. اینجا پاسخ را باید در روانشناسی اجتماعی و جامعهشناسی جستوجو کرد.
پایدارفرد پاسخش را اینگونه ادامه داد: اما اگر فارغ از بستر این جمله را در نظر بگیریم و مثلا این جمله در یک کنفرانس علمی گفته شود بیشتر به یک شوخی میماند. ارزش علمی این گزاره در همان حدی است که بگوییم آدمی که از جوهر آبی استفاده میکند مریض است.
اگر مجبور به بررسی این مسئله در روانپزشکی و روانشناسی بالینی باشیم باید دید آیا این اختلال در علم پذیرفته شده وجود دارد یا خیر که در منابع معتبر و به روز موجود اختلالی تحت عنوان بیحجابی وجود ندارد.
ممکن است بگویند بیحجابی یکی از نمودهای اختلالهای دیگر است. مثلا آنچه شنیدهام که بعضا میگویند و در احکام قضائی این چند وقت هم وجود داشته این است اختلال شخصیت ضداجتماعی یا اختلال شخصیت نمایشی. چنین چیزی درست نیست. فرد مبتلا به شخصیت ضداجتماعی ویژگیهایی دارد که هیچ همخوانیای با زنان بسیاری که در شهر میبینیم ندارد. گذشته از این در مردها خیلی عمومیت دارد و بین زنها آمار اندکی دارد.
اختلال دیگری که گفته میشود اختلال شخصیت نمایش است که به معنی احساسات اغراق شدهی افراد مبتلاست. این افراد به دنبال جذب توجه از طریق نمایش خود هستند.
در هیچکدام از این دو اختلال شخصیت هیچ ملاکی وجود ندارد که اگر فردی موی سرش را نپوشاند پس مبتلاست.
بنابراین راه اول توجیهشان که بگویند بیحجابی اختلال است مردود شد. راه دوم که این نمود یک اختلال است هم رد شد.
راه سومشان میتواند این باشد که اصلا میخواهند یک اختلال بسازند! و از این قسم توضیحات که ما بیحجابی را اختلال میدانیم و غربیها نمیدانند.
اینجا باید به این امر برگردیم که ما اساسا چه چیزی را اختلال عنوان میکنیم. یک اختلال چیزی است که از نظر شناختی و هیجانی و رفتاری یک نقص یا رنج روانی در فرد ایجاد میکند. ما یکسری نقایص عاطفی، رفتاری و شناختی مختلف را جمع میبندیم و همآیندی اینها را به عنوان یک اختلال تشخیص میدهیم.
اگر قرار است در مورد بیحجابی چنین کنند باید پژوهشهای بسیار بسیار زیادی انجام دهند و در این پژوهشها نشان دهند که افراد بیحجاب یکسری نقایص شناختی و رفتاری دارند که افراد باحجاب آنها را ندارند. این نقایص باید روشنکننده و مربوط به بیحجاب بودن باشند.
مثلا اگر شخصی مبتلا به اختلال شخصیت مرزی باشد و در روابطش مدام در رفتوبرگشت باشد و همچنین دیابت نیز داشته باشد نمیتوان گفت آن نقص در رفتار به دلیل دیابت است.
خلاصه بخواهم بگویم اگر بخواهند بیحجابی را یک اختلال معرفی کنند باید نشان بدهند که یک مجموعهای از رفتارها، شناختها و عواطف آسیبزنندهای که موجب رنج فرد هستند داریم که این مجموعه را میتوان به چیزی به عنوان بیحجابی نسبت دهیم.
انصاف نیوز با متخصصین متنوعی از پزشکی و روانپزشکی و روانشناسی گفتوگو کرد تا نوع بیماری بیحجابی در گفتههای سیداحمد خاتمی را بیابد اما به پاسخی دست پیدا نکرد.
انتهای پیام


پاسخ دادن به حق جو لغو پاسخ