کسی که به مهاجرانی سیلی زد حلالیت میخواهد [+ تکمیلی]
سید عطاالله مهاجرانی در توییتر نوشت:
«اين دفعه هم نشد!
۱- گمان می کردم از بغداد بی خبر به بیروت می روم. در بغداد با تیم تلویزیونی برنامه محفل مواجه شدم. عکس و سلفی و گفتگوی دوستانه و نماز جماعت. با حجت الاسلام قاسمیان شیخ لطیف خوش ٱواز از سویی و شیخ سرسخت در سیاست از سوی دیگر هم سخن شدیم.
۲- جوان عزیز ٱقای جعفری پسر دوست قدیمی بیت الله جعفری نماینده سابق ارومیه عضو تیم بود. گفت ٱن بنده خدایی که در نماز جمعه به من سیلی زد. اسمش فرامرزی است. حالا دیگر بیزنس من شده! حرفهای تازه می زند و حلالیت خواسته!
گفتم حلال! منتها ۵ جلد حاج ٱخوند هدیه بدهد تا کفاره داستان سیلی!
۳- ٱقای جعفری داستان دیگری در باره کتاب پیام ٱور عاشورا تعریف کرد. گفت در کمیته امداد بودم. کتاب را به خانواده ها معرفی کردیم. تعدادی هم خریدیم. حراست کمیته امداد کار را متوقف کرد. گفت این کتاب فلانی است و نمی شود. من جلد کتاب را کندم به ٱقای بختیاری دادم. خواند. گفت خیلی خوبه!
۴- جلد کتاب را نشان دادم. گفتم نوشته مهاجرانی است. حراست جلو ترویج کتاب را گرفته. گفت حلش می کنم. حل شد!»
هزینه یک سیلی به هنگام!
او در توییتهایی تکمیلی هم نوشت:
«در کتاب حاج ٱخوند در داستان یک سیلی نوشتهام. حاج ٱخوند به من گفته بود اگر حلالیت نطلبی و عذرخواهی نکنی سی سال هم که بگذرد سیلی میخوری!
در نماز جمعه تهران خوردم. امروز در صحن هتل ساحه؛ علی جعفری لطف کرد و ٱقای فرامرزی را گرفت. صحبت کردیم؛ گرم و دوستانه.
قرار شد ٱقای فرامرزی ۵۰ نسخه حاج ٱخوند بخرد و تحویل علی جعفری بدهد. علی هم به دوستان حزب اللهی بدهد که دست بزن دارند. تا بدانند سیلی هزینه دارد. و الحمدلله فی جمیع الاحوال مرا که نام شراب از کتاب می شستم زمانه کاتب دکان می فروشم کرد! درود بر صفای ٱقای فرامرزی که اهل صفاست!»
انتهای پیام
آقای مهاجرانی به این هم فکر کن که این سیلیها جامعه را ملتهب میکند و تاوانش را جامعه نیز میپردازد. بنابراین یک حق شخصی نیست که با حلالیت شما حل شود.