رضویفقیه: چرا از استیضاح و کنارهگیری غافلگیر یا سرخورده شدید؟!
آیا به نقطهی عبور از پزشکیان نزدیکیم؟! وقتی گروهی برای ابلاغ قانون عفاف و حجاب مقابل مجلس تجمع و تحصن کردند حامیان پزشکیان در فضای مجازی دولت را تشویق به تقابل و برخورد میکردند! یا درخواست مجوزی برای تجمع برای ابلاغ نشدن قانون حجاب داشتند. استیضاح همتی و استعفا داده شدن ظریف هم از اتفاقاتی بود که حامیان پزشکیان را عصبانی و شاید هم ناامید کرد. اما آیا حالا زمان ناامیدی از دولت پزشکیان است؟! تشویق به تقابل یا داشتن چنین انتظاری از دولت پزشکیان منطقیست؟!
سعید رضوی فقیه روزنامه نگار و فعال دانشجویی سابق در این مصاحبه به این سوالات پاسخ داده است. او میگوید واکنش حامیان پزشکیان با این همه تجربهی انباشته از دولت اصلاحات تا به حال همخوانی ندارد و در واقع اتفاق جدیدی نیفتاده است که مایهی غافلگیری یا سرخوردگی شود.
ناامیدان باید روی زمین سخت واقعیت بمانند
انصاف نیوز: پس از استیضاح آقای همتی و کنار گذاشته شدن آقای ظریف، فضای تندی میان برخی حامیان آقای پزشکیان شکل گرفت. حتی دولت را تشویق میکردند که وارد یک فضای مقابله شود. موضوع جنجالی دیگر مقولهی حجاب است. گروهی خواستار برخورد با تجمع غیرقانونی حامیان قانون عفاف و حجاب بودند یا به حق میخواستند آنها هم اجازهی تجمع داشته باشند. کارزاری هم برای عدم ابلاغ قانون عفاف راه انداختند. چرا این دسته از هواداران آقای پزشکیان به سمت رادیکال شدن میروند؟
قبل از هر چیز باید دو ساحت را از هم تفکیک کنیم. اول وعدهها و برنامههای انتخاباتی آقای پزشکیان و گروه اصلی اطرافیانشان است. ساحت دوم نیز انتظارات هواداران آقای پزشکیان و برداشتشان از توانایی واقعی وی در زمینهی تحقق مطالبات است. گمان میکنم مشکل حامیانی که خیلی زود ناامید و سرخورده شدهاند از آنجا ناشی میشود که از چند نکته غفلت میکنند یا خود را به غفلت میزنند. اهم این نکات مغفول را من فهرستوار و سریع ذکر میکنم.
اول از همه آنچه آقای پزشکیان واقعا میخواسته انجام دهد و به عنوان وعده یا برنامهی انتخاباتی مطرح کرده است. دوم آنچه که با توجه به شرایط کنونی ایران قابل تحقق است. مراد از شرایط کنونی ایران هم به طور خلاصه عبارتست از موازنهی قوا میان بلوکهای مختلف سهیم در ساختار حقوقی و حقیقی قدرت، شرایط اجتماعی و سیاسی و اقتصادی در داخل کشور و بالاخره چالشهای منطقهای و جهانی ایران. سومین نکته هم تواناییها و قابلیتهای دکتر پزشکیان و مجموعه نیروهای دولت چهاردهم است.
این چند نکته و نیز نکات دیگر نه تنها در حال حاضر بلکه حتی قبل از انتخابات هم مجهول و مبهم نبود. به همین جهت بنده از لفظ غفلت یا تغافل استفاده کردم. اگر حتی قبل از انتخابات به طور نسبی معلوم بوده که آقای پزشکیان چه میخواهد و چقدر توانایی دارد و شرایط تا چه حد به وی اجازه عمل میدهد پس نه جایی برای گلایه و شکایت باقی میماند و نه جایی برای ناامیدی و سرخوردگی و سپس میل به سوی رادیکالیسم و تندروی.
چرا از استیضاح و کنارهگیری غافلگیر شدید؟!
بالطبع وقتی ما تجربهی هشت سال دولت اصلاحات، هشت سال دولت اعتدال و نیز انتخابات 84 و 88 و یا 98 و 400 و بسیاری تحولات و رویدادهای دیگر را پشت سر گذاشتهایم نباید از کنارهگیری ظریف یا استیضاح همتی شگفتزده شویم.
کارناوال عصر عاشورا قبل از دوم خرداد، استیضاح عبدالله نوری در مجلس پنجم، ماجرای کوی دانشگاه و بحرانسازی هر نه روز یک بار که از یادمان نرفته. تا بوده همین بوده. پس چرا باید تعجب کنیم؟ دولت آقای خاتمی یا آقای روحانی هم در بسیاری موارد اراده یا توانایی مقابله با بحرانهای آزار دهنده و فلج کننده را نداشتند. ما نیز، هم آقای پزشکیان و گروه همراهش را می شناختیم و هم ساختار قدرت در ایران را. بنابرین جایی برای شگفتزدگی و سرخوردگی باقی نمیماند.
کسانی که در انتخابات اخیر رای ندادهاند یا به رقبای پزشکیان رای دادهاند به کنار. کسانی که به آقای پزشکیان رای دادهاند و الان ناراضیاند باید دقیقا توضیح دهند چه اتفاق تازه و غیر منتظرهای رخ داده که سبب ناامیدی و نارضایتیشان از دولت پزشکیان شده. اگر پزشکیان را نمیشناختهاند چرا به او رای دادهاند و اگر میشناختهاند باز هم باید پاسخ دهند چرا به او رای دادهاند.
سقف پزشکیان همین است
ظرفیت و توانایی و سقف خواستههای دولت آقای پزشکیان همین است و از اول هم همین بوده. ترکیب فعلی قوهی مجریه را از آغاز میشد حدس زد. پیش از انتخابات با نگاه به ترکیب ستادهای انتخاباتی و پس از انتخابات با نگاه به کارگروههای گزینش مسئولان دولت. آقای پزشکیان کمابیش نگاهش را به سیاستهای کلان کشور که تعیین کنندهی خط مشیها و برنامههای دولت است مشخص کرده بود.
ما هم که با خلقیات جبههی پایداری و گروهها و باندهای با نشان و بینشان آشنا بودیم و هستیم. هم هشت سال دولت خاتمی را به یاد داریم و هم هشت سال دولت روحانی را.
پس اگر در این میان یک چیزی مایهی شگفتی باشد فراموشکاری دوستان اصلاحطلب یا کارگزارانی یا اعتدالی است که بعد از حداقل ربع قرن تجربهی سیاسی مشابه شرایط فعلی برای بار چندم در همان راهی گام گذاشتهاند که قبلا طی شده و به مقصد نرسیده. بعد از گذشت این همه سال و انباشت این همه تجربه هیچ اقدامی برای تغییر زمین بازی یا تغییر قواعد بازی یا تغییر در استراتژی و تاکتیکها در بازی صورت نگرفته.
همهی سیاستورزیتان شرکت یا عدم شرکت در انتخابات بسته به موقعیت است!
همهی سیاستورزیشان در این خلاصه شده که بسته به شرایط یا در انتخابات شرکت نمیکنند و یا در انتخابات شرکت میکنند و در هر دو مورد هم نمیدانند گام یا گامهای بعدیشان چه خواهد بود یا چه باید باشد.
به گمانم اگر اشخاص یا احزاب تحلیلی از شرایط محیط داشته باشند و چارچوب رفتارشان در هر شرایط مشخص باشد گرفتار چنین نوسانهایی نمیشوند که در آستانهی انتخابات سعادت دنیا و آخرت را به رای دادن مشروط و منوط کنند و چند ماه بعد هم از منتخب خود عبور کنند یا او را به استعفا دعوت کنند.
در این باره حرف بسیار است و فعلا مجال اندک. اما شاید بد نباشد به یک نکته اشاره کنم و آن هم تجمع در موافقت یا مخالفت با قانون عفاف و حجاب است. با توجه به تجربهی سال 1401 تلاش برای ایجاد تنش در این زمینه ممکن است به قصد جرقه زدن به انبار باروت باشد به ویژه با توجه به شرایط خاص کشور از حیث چالشهای منطقهای و جهانی.
برداشت من این است که مخالفان دولت که هنوز شکست انتخابات اخیر را هضم نکردهاند با ناشکیبایی در پی سقوط زودهنگام دولت چهاردهماند به هر قیمت ممکن. بحرانهای اقتصادی یا اجتماعی و سیاسی اگر به منافع و امنیت ملی هم آسیب بزند برایشان مهم نیست. مهم این است که آنها به قدرت برسند. البته این در خوشبینانهترین حالت است. اگر کمی بدبین باشیم ممکن است این پروژهها را در راستای تغییر نقشهی خاورمیانه ارزیابی کنیم.
در شرایط واقعاً حساس کنونی محتاط باشید نه رادیکال
انصافنیوز: شما دامن زدن به این فضای تقابلی را درست میدانید؟ دامن زدن به این تقابل به نفع خواستههای حامیان دولت است؟
با توجه به شرایط منطقهای و بین المللی و وضعیت پیچیدهی ایران در این شرایط هرگونه تنش و بحران پیش بینی نشده میتواند مدیریت بحرانهای جاری را مختل کرده و به نتایج وخیم و خطرناکی منتهی شود.
عقل حکم میکند که همه باید محتاط و هوشیار باشیم و بدانیم در کدام زمین بازی میکنیم. اگر تندروهای مخالف دولت با هر انگیزه تعهدی نسبت به ملت و کشور ندارند ما که داریم. نباید در سناریوهایی که آنها نوشتهاند نقشآفرینی کنیم.
بنابراین تشدید تنش و تقابل را ابدا به نفع کشور نمیدانم. نه اینکه به نفع طیف مقابل باشد بلکه به زیان منافع و امنیت و همبستگی ملی و تمامیت سرزمینی ماست. اساسا تهدید کنندهی کیان ماست. وقتی از در و دیوار و آسمان و زمین بحران میبارد نیاز به بحرانهای خودساخته نداریم مگر آنکه کاسهی دیگری زیر نیمکاسه باشد.
با رسایی و ثابتی چه کنیم؟
انصاف نیوز: پس به نظر شما مواجههی درست با این طیف تندرو چیست؟
گمان نمیکنم افرادی که خارج از ساختار قدرتند راه دیگری جز روشنگری و توصیف و تحلیل شرایط کنونی و مخاطرات پیشِ رو داشته باشند. باید مناسباتی را که در تاریکی شکل گرفته و توسعه یافته و همچنان خود را میگستراند در معرض دید عموم قرار داد.
روشنگری در باب همسویی این بحرانسازیهای مصنوعی داخلی پشت نقاب دینداری و انقلابیگری، با خط نابودی ایران که در آن سوی مرزها دنبال میشود احتمالا کسانی را که به خواب رفتهاند بیدار خواهد کرد. البته روی آنها که خودشان را به خواب زدهاند اثر نخواهد داشت. ولی به هر حال در همین حد هم تاثیر داشته باشد بد نیست.
انتهای پیام
همه می دانستند که اقای پزشکیان توانایی و اختیارات لازم را برای رفع تحریم ندارد جز خود ایشان حتما حالا خود ایشان و حامیانش هم به این موضوع وقوف پیدا کرده اند.