واکنش‌های تند و سوءاستفاده‌های جناحی

محمدرضا یوسفی شیخ رباط، استاد دروس خارج فقه حوزه‌ی علمیه‌ی قم، در یادداشتی که در اختیار انصاف نیوز قرار داد نوشت: «یکی از مهم‌ترین ابعاد پدیده دکتر سلیمانی، نه فقط سخنان او، بلکه نوع مواجهه با او است.

واکنش‌هایی که از سوی برخی روحانیون، نهادهای دینی و جریان‌های سیاسی صورت گرفت، در بسیاری موارد نه‌تنها به کاهش اثرگذاری او کمک نکرد، بلکه به‌طور ناخواسته موجب افزایش مخاطبانش شد. این تجربه، درس‌های مهمی درباره شیوه مواجهه با پدیده‌های فکری و رسانه‌ای در جامعه امروز ایران دارد.

بخشی از حساسیت اجتماعی نسبت به واکنش‌ها، ناشی از تناقض رفتاری برخی چهره‌های دینی است.
در سال‌های اخیر، اظهارنظرهای بسیار خطرناک، توهین‌آمیز یا غیرعلمی از سوی برخی افراد وابسته به قدرت یا تریبون‌های رسمی مطرح شده، اما واکنش‌ها در برابر آنها بسیار محدود یا همراه با سکوت بوده است. در مقابل، در مواجهه با دکتر سلیمانی که جایگاه رسمی ندارد برخی واکنش‌ها بسیار تند و فوری بود.

این تناقض رفتاری، از نگاه بخش‌هایی از جامعه، نوعی استاندارد دوگانه تلقی شده و به‌جای تضعیف جایگاه دکتر سلیمانی، به تقویت او انجامید. در ذهن مخاطب، این پرسش شکل گرفت که چرا در برابر برخی انحرافات سکوت می‌شود، اما در برابر یک سخنران مستقل چنین واکنش‌هایی بروز می‌کند.

اگر درد ولایت و هویت شیعی است چرا هنگامی که برخی از روحانیون در رسانه ملی و یا تریبون های وابسته به نهاد قدرت، برای توجیه فساد سیتماتیک فعلی، این پدیده را عادی دانسته که حتی در حکومت حضرت علی نیز فساد شایع بوده است یا حکومت امیرالمومنین را شکست خورده معرفی کردند، سکوت اختیار کردند؟ یا هنگامی که فلان منبری بیان کرد که رسالت پیامبر، اخلاق نبوده بلکه کسب قدرت بوده است باز واکنشی در پی نداشت؟

یا هنگامی که گوشت تلخ گفتند، حساسیتی ایجاد نشد؟ یا هنگامی که برخی از افراد غیرمعصوم را در جایگاه عصمت قرار می دهند، سکوت اختیار می کنند، یا هنگامی که مسائلی برای امام جمعه موقت تهران طرح شد که موجب بی اعتباری روحانیت شد، کسی از لباس روحانیت دفاع نکرد؟

یا اکنون که موسسه ملل به ریاست یک روحانی، حدود ۶۵ هزار میلیارد تومان زیان انباشته داشته، باز کسی دم بر نیاورد؟ و… برخی از واکنش های تند، از سوی بزرگوارانی بوده است که هرگز در برابر هیچ انحرافی لب به اعتراض و تذکر نگشوده بودند. آیا جامعه حق ندارد از دلیل این تفاوت رفتاری سوال کند؟

با کمال تعجب، برخی افراد اهل فقاهت با استناد نادرست به سخنان برخی از فقهای بزرگ، بحث از ارتداد یا احکام مشابه را پیش آوردند. این نوع مواجهه، نه‌تنها با روش پیشوایان دینی به‌ویژه امام صادق سازگار نیست، بلکه از نظر اجتماعی نیز نتیجه معکوس دارد.

در فضای امروز، هرگونه برخورد تند با یک چهره رسانه‌ای، به‌سرعت به اعتبار وی خواهد افزود و مخاطبان بیشتری را به سمت او جذب می‌کند. در عصر شبکه‌های اجتماعی، «مظلوم‌نمایی» یا «سرکوب‌شدن» به‌سرعت تبدیل به ابزار تقویت جایگاه فرد می‌شود حتی اگر محتوای سخنان او محل بحث باشد.

همچنین به‌کار بردن تعابیر تند، تحقیرآمیز یا حتی رکیک، از سوی برخی منتقدان، نه‌تنها شأن نقد علمی و آن شخصیت ها را تضعیف کرد، بلکه به‌طور ناخواسته به سخنان دکتر سلیمانی اعتبار بخشید.

در ذهن مخاطب، این تصور شکل گرفت که اگر پاسخ علمی وجود داشت، نیازی به چنین ادبیاتی نبود. این تجربه نشان می‌دهد که ادبیات اخلاقی و آرام، نه‌تنها وظیفه دینی، بلکه یک ضرورت رسانه‌ای است.

در این میان، برخی جریان‌های سیاسی نیز تلاش کردند از فضای ایجادشده برای حمله به نهادهای فکری و علمی غیرهمسو استفاده کنند. حمله به مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم، دانشگاه مفید و دیگر مراکز علمی، نمونه‌ای از این سوءاستفاده‌هاست.

این در حالی است که بسیاری از این حملات، فاقد توجیه شرعی و علمی بوده و صرفاً در چارچوب رقابت‌های جناحی معنا پیدا می‌کرد. این رفتارها، نه‌تنها کمکی به حل مسئله نکرد، بلکه فضای تنش را تشدید کرد.
این نوع مواجهه، از نگاه گروه‌های دین‌گریز، خود تأییدی بر ادعاهای دکتر سلیمانی تلقی شده است.

به‌جای آنکه نقد علمی و آرام، فضای گفت‌وگو را مدیریت کند، واکنش‌های احساسی و سیاسی، به تقویت گفتمان مقابل انجامید. این تجربه نشان می‌دهد که نهادهای دینی باید بیش از گذشته به پیامدهای اجتماعی سخنان خود توجه کنند.
‌نهایت اینکه، مواجهه با پدیده‌هایی مانند دکتر سلیمانی، نیازمند خرد، آرامش و روش علمی است.

واکنش‌های تند، احکام شتاب‌زده و ادبیات غیرمناسب، تنها به تشدید بحران و افزایش مخاطبان فرد مورد نقد می‌انجامد. اگر نقد علمی، اخلاقی و مستند جایگزین برخوردهای احساسی شود، هم از گسترش سوءبرداشت‌ها جلوگیری می‌شود و هم شأن نهادهای دینی حفظ خواهد شد.»

پی‌نوشت: این نوشتار در پنج یادداشت تنظیم شده است و به صورت پیاپی عرضه خواهد شد. آنچه خواندید قسمت پنجم این سلسله یادداشت‌ها است.

انتهای پیام

بانک صادرات

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا