خاطرات وکیل/ نجات از خودکشی و انتشار تصاویر خصوصی

محمدهادی جعفرپور،وکیل دادگستری در یادداشت ارسالی به انصاف نیوز با عنوان «خاطرات وکیل/ گاهی پاسخ به یک پیامک سبب زندگی دوبارهی یک انسان میشود» نوشت:
همینکه گوشیام را روشن کردم، صدای پشتسرهمِ دریافت پیامکها اتمسفر حاکم بر خودرو شخصیام را به دفتر کار تبدیل کرد. مانند هر روز آغاز ساعتِ کاری برابر بود با دریافت پیامهایی با موضوعات و درخواست های متنوع؛ پیگیری پروندهها، گرفتن وقت مشاوره یا هماهنگی ملاقات. طبق روال، شمارهی مدیر دفتر و متن آمادهی «لطفاً با مدیر دفتر هماهنگ کنید» را در پاسخ ارسال کردم. اما چند پیامک از یک شمارهی ناشناس توجهام را جلب کرد: «سلام آقای وکیل، میشود از کسی که عکسهای خصوصی نامزدش را منتشر کرده شکایت کرد؟….اگر آن دختر به خاطر این تصاویر خودکشی کند، مجازات آن پسر چیست؟…»
لحظهای نفسم بند آمد. ذهنم در کسری از ثانیه تمام سناریوهای ممکن را مرور کرد. سریع به زمان ارسال پیام نگاه کردم. وقتی دیدم چند دقیقه بیشتر از زمان ارسال پیامک نگذشته،کمی خیالم راحت شد و نفس عمیقی کشیدم. لازم بود پیش از هر پاسخی، تمام جوانب را میسنجیدم. از لحن پیامها مشخص بود که فرستنده در وضعیت عادی نیست. این فقط یک سؤال حقوقی نبود؛ فریاد کمک بود. آن سوی خط، انسانی در آستانهی فروپاشی قرار داشت.
در چنین لحظهای جایی برای آوردن ماده و تبصره نیست و باید پیش از هر پاسخی به نتیجه و بازخورد پاسخی که میدهم توجه کنم. پیامی که در دل و ذهن مخاطب امید به زندگی را زنده کند یا انگیزهای شود برای زنده ماندن و مجازات شخصی که تصاویر خصوصی یک رابطه را منتشر کرده. پس از تحلیل شرایط نوشتم: «مجازات شدن آن پسر، وابسته به زنده بودن نامزد وی است، خودکشی، یعنی فوت شاکی و در چنین موضوعاتی یعنی سقوط حق شکایت و در چنین وضعیتی هیچ مجازاتی برای آن فرد متصور نیست.
دقایقی بعد پیامی دریافت کردم که از رابطهای پرده بر میداشت که مدتی پیش تمام شده بود و حال تصاویر خصوصی آن رابطه به ابزاری برای سوءاستفاده تبدیل شده. پسر، پس از جدایی، تصاویر خصوصی دختر را برای یکی از دوستان دختر فرستاده و با ارسال پیام تهدید کرده بود اگر به خواستههایش تن ندهد، تصاویر را برای خانواده و اطرافیان ارسال میکند.
دختر که پیشتر به خانوادهاش گفته بود هیچ رابطهای با آن پسر نداشته، حالا بر دو راهی سختی گرفتار شده بود: گفتن حقیقت به خانواده یا تن دادن به خواستههای بیمارگونهی فردی که زمانی به او اعتماد کرده بود. و همین بنبست ذهنی، او را تا مرز خودکشی پیش برده بود.
برای اینکه مطمئن شوم در تنهایی تصمیمی ناگهانی نمیگیرد، از او خواستم یکی دو روز کنار همان دوستی بماند که تصاویر را دریافت کرده، کسی که بتواند شاهد تماسها و تهدیدها باشد. قرار ملاقات برای آخر هفته گذاشته شد؛ دختر بیرمق و با صورتی خالی از روح زندگی، خستگی از تمام وجودش نعره میکشید؛ انگار چیزی از او باقی نمانده بود.
پیش از حضورشان، با یکی از دوستان روانشناس تماس گرفته بودم و بدون افشای هویت، از او کمک خواسته و آنچه وی دیکته کرده بود را با موضوعات حقوقی منتقل کردم، سپس با کمک دختر شروع کردم به تنظیم شکواییه.
طبق ماده ۱۷ قانون جرایم رایانهای، انتشار تصاویر خصوصی بدون رضایت، جرم است و مجازات دارد. اما مهمتر از شکایت، سلامت روانی دختر بود. به همین دلیل از دوست همراهش خواستم چند روزی او را تنها نگذارد و حتماً به روانشناس مراجعه کنند.
برخورد با این دختر یادآوری و تذکری دوباره بود که گاهی پیش از آنکه وکیل باشیم، باید در جهت تقویت جنبههای انسانی تلاش کنیم، لازم است در برخورد با مراجعین شرایط روحی و موقعیت زندگی ایشان را در حد توان و بضاعت واکاوی کنیم و به وقتش از اهل خبره کمک بگیریم.
تذکر مهم: اگر دختر یا پسری در اطرافتان تحت فشار، تهدید یا سوءاستفاده قرار دارد، سکوت نکنید. اولین پیام ممکن است آخرین فرصت نجات باشد. قانون در چنین شرایطی پناه امنی است، اگر بهموقع و با اعتماد به نفس اقدام شود.
انتهای پیام




