دستور رئیس‌جمهور برای مذاکره با معترضان: رفع تکلیف یا راه‌حل مسئله؟

مدیرمسئول روزنامه‌ی شرق با اشاره به دستور رئیس‌جمهور برای مذاکره با معترضان گفت: تنها راه ثمربخش، گفت‌وگویی صریح، شفاف و صادقانه است؛ گفت‌وگویی که در آن مطالبات دقیق شنیده شود، نه صرفاً ثبت و بایگانی.

در پی اعتراضات روزهای اخیر و توییت مسعود پزشکیان درباره گفت‌وگو با نمایندگان معترضان، این پرسش جدی مطرح است که آیا دولت و دستگاه‌های تصمیم‌گیر، پیش از رسیدن اعتراض‌ها به خیابان، از عمق مشکلات معیشتی جامعه بی‌اطلاع بوده‌اند؟

انصاف نیوز در گفت‌وگو با مهدی رحمانیان، مدیرمسئول روزنامه شرق، این موضوع را بررسی کرد که چرا با وجود انبوه نهادهای رصد و گزارش‌دهی، تصمیم‌گیری‌ها همواره به پس از اعتراض موکول می‌شود.

آیا دولت از قبل خبر نداشت؟

مهدی رحمایان

رحمانیان می‌گوید: به‌طور طبیعی پاسخ منفی است. در کشوری با این حجم از دستگاه‌های اداری، نهادهای نظارتی، گزارش‌های میدانی و آماری، نمی‌توان پذیرفت که مشکلات اقتصادی به گوش تصمیم‌گیران نرسیده باشد. مسئله اصلی نه ندانستن بلکه تصمیم نگرفتن است.

چرا گفت‌وگو فقط بعد از اعتراض آغاز می‌شود؟

مدیرمسئول شرق در پاسخ گفت: اگر قرار است وزیر کشور مأمور گفت‌وگو با نمایندگان معترضان شود، این اقدام باید پیش از حضور مردم در خیابان انجام می‌شد. گفت‌وگو زمانی معنا دارد که پیش‌دستانه باشد، نه واکنشی. حالا که این مسیر آغاز شده، تنها راه ثمربخش آن، گفت‌وگویی صریح، شفاف و صادقانه است؛ گفت‌وگویی که در آن مطالبات دقیق شنیده شود، نه صرفاً ثبت و بایگانی.

تفکیک مشکلات داخلی از فشارهای بین‌المللی

او در ادامه گفت: همه می‌دانند بخشی از مشکلات اقتصادی کشور به تحریم‌ها و مناسبات بین‌المللی گره خورده است. اما پرسش اساسی این است که آیا تمام فشارهای معیشتی ناشی از این عوامل است؟ یا بخشی از آن به سیاست‌گذاری‌های داخلی، تصمیم‌های مالی، ارزی و بودجه‌ای بازمی‌گردد؟ این تفکیک باید صادقانه با مردم در میان گذاشته شود؛ اینکه کدام مطالبه به‌دلیل تحریم‌ها قابل تحقق نیست و کدام به مدیریت داخلی مربوط می‌شود.

گفت‌وگو بدون برنامه، راه‌حل نیست

رحمانیان درباره‌ی گفت‌وگو با معترضان گفت: صرف گفت‌وگو، به‌تنهایی مسئله‌ای را حل نمی‌کند. گفت‌وگو زمانی معنا دارد که به طراحی یک برنامه عملیاتی مشخص منجر شود؛ برنامه‌ای که زمان‌بندی، مسئول مشخص و شاخص ارزیابی داشته باشد و صرفاً روی کاغذ باقی نماند. در غیر این صورت، گفت‌وگو تنها به تعویق انداختن بحران خواهد بود.

اعتراض اقتصادی یا سناریوی پشت‌پرده؟

او در پاسخ به این سوال که آیا این اعتراضات پشت‌پرده‌ای دارد، گفت: تجربه‌ی زیسته فعالان اقتصادی چیز دیگری می‌گوید. وقتی فروشنده‌ای هر روز با نوسان چند هزار تومانی قیمت مواجه است، بین فروش و نفروختن مردد می‌شود؛ اگر بفروشد، نمی‌تواند جایگزین کند و اگر نفروشد، از پس چک و اجاره برنمی‌آید. این وضعیت یک فرسایش روانی دائمی ایجاد می‌کند که نیازی به پشت‌پرده ندارد.

اقتصاد روی پرده است، نه پشت پرده

رحمانیان ادامه داد: این اعتراض‌ها، در ذات خود، معیشتی و اقتصادی‌اند. ممکن است عده‌ای تلاش کنند شعار سیاسی بدهند یا سوءاستفاده کنند، اما اصل ماجرا سیاسی نیست. امر معیشت وظیفه‌ی مستقیم دولت است. افزایش شدید نرخ ارز، فشار مالیاتی و هم‌زمان اختلال در گردش عادی زندگی مردم، زنجیره‌ای به‌هم‌پیوسته از بحران‌ها ایجاد کرده که نمی‌توان آن را نادیده گرفت.

تناقض دولت در اقتصاد روزمره

این فعال رسانه‌ای گفت: نمی‌توان از یک‌سو افزایش قابل‌توجه نرخ ارز و مالیات را پذیرفت و از سوی دیگر انتظار داشت زندگی روزمره مردم بدون اختلال پیش برود. وقتی دولت اعلام می‌کند بخش بزرگی از بودجه از طریق مالیات تأمین می‌شود، باید هم‌زمان شرایط فعالیت اقتصادی، فروش، تولید و مصرف را نیز فراهم کند. این مسائل به هم پیوسته‌اند و جدا از هم قابل حل نیستند.

اودر پایان گفت: مشکل اصلی این نیست که مردم چرا به خیابان می‌آیند، بلکه این است که چرا پیش از آن شنیده نمی‌شوند. به‌جای جست‌وجوی مداوم برای کشف پشت‌پرده‌ها باید آنچه روی پرده جریان دارد را دید: فشار واقعی معیشتی، اضطراب اقتصادی و فرسایش روزمره زندگی. اگر این واقعیت‌ها به‌موقع دیده و برایشان تصمیم گرفته شود، خیابان آخرین گزینه خواهد بود، نه اولین.

انتهای پیام

بانک صادرات

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا