منطق قدرت آمریکایی، منابع استراتژیک ونزوئلا و پیامی که به جهان مخابره شد


هادی آخوندی نعمتآباد، کارشناس روابط بینالملل در یادداشتی که در اختیار انصاف نیوز قرار داده، به تحلیل تحولات اخیر در امریکای لاتین پرداخته و نشان داده اقدام نظامی دولت دونالد ترامپ علیه دولت قانونی ونزوئلا و بازداشت نیکولاس مادورو بر چه مبنایی انجام شده و چه آثاری در پی خواهد داشت. این یادداشت را از نظر میگذرانید:
بازداشت نیکولاس مادورو، رئیسجمهور قانونی ونزوئلا توسط نیروهای آمریکایی و انتقال او به خاک ایالات متحده، جهان را بار دیگر شوکه کرد؛ رخدادی که بسیاری آن را تکرار یکی از کلاسیکترین الگوهای مداخلهگری آمریکا در دهههای اخیر میدانند.
این اقدام نه تنها یادآور عملیات سال ۱۹۸۹ در پاناما و بازداشت مانوئل نوریهگا است، بلکه بار دیگر نشان داد که در نظم بینالمللی امروز، منطق قدرت و منافع استراتژیک بر قوانین بینالمللی و اصول حاکمیت ملی اولویت دارد.
آنچه در ونزوئلا رخ داد، نتیجه سالها فشار اقتصادی، تحریمهای فلجکننده و رقابت ژئوپلیتیکی میان قدرتهای بزرگ است؛ رقابتی که در نهایت به دخالت مستقیم نظامی منجر شد و پیامدهای آن میتواند برای منطقه و جهان بسیار گسترده باشد.
پای نفت در میان است
ایالات متحده سالها با اعمال تحریمهای شدید اقتصادی تلاش کرده بود دولت مادورو را تضعیف کند. این تحریمها شامل محدودیتهای گسترده مالی، مسدود کردن داراییها، جلوگیری از صادرات نفت و قطع دسترسی ونزوئلا به سرمایهگذاری خارجی بود. اقتصاد این کشور نفتی، تحت فشار تحریمها به مرز فروپاشی رسید و بحرانهای اجتماعی و سیاسی داخلی این کشور را تشدید کرد.
با این حال، واشنگتن و شخص ترامپ به این نتیجه رسید که تحریمها به تنهایی قادر به تغییر رفتار دولت مادورو نیستند و برای تضمین منافع راهبردی خود باید وارد مرحلهای جدید شود.
عملیات بامداد روز شنبه نشان داد که این مرحله جدید همان مداخله مستقیم نظامی است. اقدامی که در تاریخ سیاست خارجی آمریکا بیسابقه نیست و بار دیگر ثابت میکند که واشنگتن در مواجهه با دولتهایی که با منافعش همسو نیستند، از ابزارهای سختافزاری نیز استفاده میکند.
نقش نفت در این ماجرا انکارناپذیر است. ونزوئلا بزرگترین ذخایر اثباتشده نفت جهان را در اختیار دارد و همین موضوع آن را به یکی از مهمترین بازیگران بالقوه بازار انرژی تبدیل میکند. در شرایطی که رقابت جهانی بر سر منابع انرژی شدت گرفته و قدرتهای بزرگ به دنبال تضمین امنیت انرژی خود هستند، کنترل یا نفوذ بر منابع عظیم ونزوئلا اهمیتی حیاتی پیدا میکند.
بسیاری از تحلیلگران معتقدند که انگیزه اصلی آمریکا در این اقدام، قطعاً دسترسی به منابع انرژی و جلوگیری از نفوذ رقبایی مانند چین و روسیه بوده است. واقعیتی تلخ که بار دیگر نشان داد در جهان امروز، منابع استراتژیک نه تنها یک دارایی اقتصادی نیست، بلکه یک عامل تعیینکننده در سرنوشت سیاسی کشورها محسوب میشود.
حیاط خلوتی که جای چین نیست
تنها چند ساعت پیش از عملیات آمریکا، مادورو با نماینده ویژه رئیسجمهوری چین دیدار کرده بود؛ دیداری که بهوضوح نشاندهنده تلاش ونزوئلا برای تقویت روابط استراتژیک با پکن بود.
چین طی سالهای اخیر یکی از حامیان اقتصادی ونزوئلا بوده و نقش بهسزایی در سرمایهگذاری پروژههای نفتی و زیرساختی این کشور ایفا کرده است. شاید بتوان همزمانی این دیدار با عملیات آمریکا را پیام روشنی از سوی واشنگتن دانست، یعنی این کشور اجازه نخواهد داد چین در حیاط خلوت سنتی آمریکا نفوذی عمیق پیدا کند. این اقدام را میتوان بخشی از رقابت گستردهتر میان دو قدرت بزرگ دانست؛ رقابتی که از آسیا تا آفریقا و اکنون آمریکای لاتین امتداد یافته و هر روز ابعاد جدیدی پیدا میکند.
واکنشهای جهانی به این اقدام آمریکا تا کنون بسیار گسترده و شدید بوده است. روسیه آن را نقض آشکار حقوق بینالملل و نمونهای از سلطهجویی یکجانبه توصیف کرده و کشورهای آمریکای لاتین نیز که خاطره تلخ دههها مداخله آمریکا در منطقه را فراموش نکردهاند، ضمن هشدار در خصوص اینکه چنین مداخلاتی میتواند ثبات منطقه را به خطر بیندازد و موج جدیدی از بیاعتمادی و تنش را ایجاد کند، این اقدام را محکوم کرده و خواستار تشکیل جلسه فوری شورای امنیت شدهاند. حتی در داخل آمریکا نیز برخی نمایندگان کنگره نسبت به پیامدهای امنیتی و اقتصادی این اقدام ابراز نگرانی کردهاند و هشدار دادهاند که مداخله نظامی در ونزوئلا میتواند هزینههای سنگینی برای آمریکا به همراه داشته باشد.
رفتار روشن بر مبنای منطق قدرت
با این حال، رفتار آمریکا و دولت ترامپ کاملاً قابل پیشبینی است. رفتاری کاملاً رئالیستی که بر اساس منافع ملی و قدرت عمل میکند و قوانین بینالمللی تنها زمانی برای آنها اهمیت دارد که با منافعشان همسو باشد.
در این چارچوب، اقدام آمریکا در ونزوئلا نه یک انحراف، بلکه ادامه منطقی سیاست خارجی مبتنی بر قدرت است. دولتهای مختلف آمریکا، چه جمهوریخواه و چه دموکرات، هر یک به شیوه خود از ابزارهای فشار برای پیشبرد منافع کشورشان استفاده کردهاند. تفاوت اصلی در این است که دولتهای دموکرات معمولاً از ابزارهای نرمتر مانند تحریم، فشار دیپلماتیک و سازوکارهای چندجانبه بهره میبرند، در حالی که ترامپ و جریان جمهوریخواه رویکردی مستقیمتر و تهاجمیتر دارند.
عملیات اخیر ایالات متحده در کاراکاس نشان داد که در نگاه ترامپ، وقتی منابع استراتژیک و منافع حیاتی آمریکا در میان باشد، هیچ مانعی – نه قوانین بینالمللی، نه مخالفت جهانی، و نه پیامدهای احتمالی- نمیتواند مانع اعمال اراده آمریکا شود.
پیامدهای مورد انتظار چیست؟
پیامدهای این اقدام میتواند بسیار گسترده باشد. در بازار انرژی، احتمال افزایش قیمت نفت و بیثباتی در عرضه جهانی وجود دارد.کشورهای تولیدکننده نفت ممکن است از این وضعیت سود ببرند، اما مصرفکنندگان بزرگ با چالشهای جدیدی مواجه خواهند شد.
در عرصه ژئوپلیتیک، این اقدام میتواند شکاف میان قدرتهای بزرگ را عمیقتر کند و رقابت میان آمریکا، چین و روسیه را وارد مرحلهای جدید نماید.
همچنین، این رویداد میتواند الگویی خطرناک برای آینده ایجاد کند. الگویی که در آن قدرتهای بزرگ برای دستیابی به منابع استراتژیک، به اقدامات یکجانبه و حتی نظامی متوسل میشوند.
در نهایت، بازداشت مادورو تنها یک رویداد سیاسی نیست؛ بلکه نمادی از بازگشت به عصری است که در آن قدرت عریان بر اصول حقوقی و اخلاقی غلبه دارد. این رویداد هشداری جدی برای تمام کشورهایی است که منابع استراتژیک در اختیار دارند و تلاش میکنند مستقل از قدرتهای بزرگ عمل کنند.
در جهانی که رقابت بر سر انرژی و نفوذ ژئوپلیتیک شدت گرفته، هیچ کشوری با منابع حیاتی در امان نیست. آنچه امروز در ونزوئلا رخ داد، میتواند فردا در هر نقطه دیگری از جهان تکرار شود. جایی که منافع قدرتهای بزرگ با حاکمیت ملی یک کشور کوچک یا متوسط در تضاد قرار گیرد.
در چنین جهانی، کشورها باید بیش از هر زمان دیگری به این واقعیت توجه کنند که «امنیت منابع، امنیت سیاسی و امنیت ملی» بهطور جداییناپذیری به یکدیگر گره خوردهاند و هرگونه ضعف در یکی از این حوزهها میتواند پیامدهایی جبرانناپذیر به همراه داشته باشد.
انتهای پیام




