حسن روحانی به دنبال چیست؟ | تحلیل احمد زیدآبادی
زیدآبادی: پزشکیان بگوید چه کسی توافق او با حاکمیت را به هم زد

احمد زیدآبادی با اشاره به اظهارات ماههای اخیر حسن روحانی دلیل این تحرکات او را نوعی اعادهی حیثیت میداند و با رد برخی ادعاها دربارهی قصد آقای روحانی، گفت: در این ساختار و با معادلات فعلی تنها کسی که عملاً شانسی برای رهبری ندارد، حسن روحانی است.
این تحلیلگر سیاسی احتمال داد که سرنوشت پزشکیان نیز پس از دولت او مشابه روحانی شود، گفت: باید روشن شود که اگر توافقی میان او و حاکمیت بوده، چه کسی آن را به هم زده؟ و اگر توافقی نبوده، چرا این تصور در زمان انتخابات به جامعه القا شد؟
آقای زیدآبادی در گفتوگو با انصاف نیوز در پاسخ به سوالی دربارهی کنشگری سیاسی حسن روحانی گفت: به نظر میرسد او با توجه به سرنوشت رؤسای جمهور پیش و پس از خود، در پی ساختن چهرهای متفاوت است. ریاستجمهوری در ایران اغلب به باتلاق پاستور شباهت داشته؛ بسیاری پس از خروج از قدرت یا حذف شدهاند یا با محدودیت مواجه شدهاند.
توضیح: این مصاحبه چند روز قبل از رادیکال شدن ناآرامیها و اعتراضات دی ۱۴۰۴ انجام شده است.
او با بیان اینکه روحانی تا این لحظه خوششانستر از دیگران بوده و تلاش میکند با طرح ایدههایی نقش جدیدی برای خود تعریف کند، گفت: مسئله اینجاست که آیا او واقعاً باور دارد با سیاستهای فعلی هم میتوان این مشکلات ساختاری را حل کرد، یا در تلاش است میان تغییر و تداوم، تعادلی برقرار کند.
برجام؛ توافقی با انتظارات نادرست
این تحلیلگر سیاسی گفت: برجام هم دقیقاً بر همین اساس شکل گرفت. آمریکاییها برجام را با این هدف امضا کردند که توافق تداوم پیدا کند و بهتدریج همه حوزههای اختلافی میان ایران و آمریکا را دربر بگیرد. اما در داخل اینگونه مطرح شد که برجام قرار است مسئلهی تحریمها را بهطور کامل حل کند، در حالی که از ابتدا روشن بود تحریمها ابعاد و سطوح دیگری هم دارد که با این توافق حل نمیشود.
دولت دوم روحانی گرفتار میان داخل و خارج
زیدآبادی ادامه داد: در دورهی دوم ریاستجمهوری روحانی نه سیستم جهانی به ویژه آمریکا با او کار کرد یا علامتی مثبت فرستاد، و نه در داخل، سیستم حاضر شد با او همکاری کند. نتیجه این شد که او را در یک منگنه بسیار سخت و وضعیت اسفبار قرار دادند. اوضاع اقتصادی کشور بهشدت خراب شد، دو ناآرامی اجتماعی رخ داد که یکی از آنها به برخوردهای بسیار خشن انجامید.
فرسایش کامل سرمایه اجتماعی
این روزنامهنگار گفت: وقتی روحانی دولت را تحویل داد، اعتبار اجتماعیاش تقریباً از بین رفته بود و همهی کاسه و کوزهها را سر او شکستند. در جامعه میگفتند دورهی بسیار بدی بوده و در حاکمیت هم میگفتند همه مشکلات تقصیر اوست؛ اینکه مذاکره کرده، مذاکره را به مسائل دیگر گره زده و به امور داخلی توجه نکرده است.
زیدآبادی معتقد است این داوریها عادلانه نبود و میگوید: در بسیاری جهات تقصیر روحانی نبود، برخی از حرفهایش درست بود، هرچند بعضی از روشهایش هم قطعاً غلط بود. به هر حال، نیاز به داوری منصفانهتری درباره او وجود دارد.
تلاش برای اعاده حیثیت سیاسی
او دربارهی رفتار سیاسی روحانی پس از پایان دولت گفت: اکنون که همان مشکلات با شدت بیشتر دوباره بازگشتهاند، به نظر میرسد روحانی این مقطع را زمان مناسبی برای اعاده حیثیت خود میبیند و تلاش میکند دوباره حرف بزند، ایدههایش را پیش ببرد و تصویری تازه از خود ارائه کند.
زیدآبادی با رد برخی ادعاها گفت: بعضی این تحرکات روحانی را به مسئلهی جانشینی و مانند آن ربط میدهند، اما به نظر من این تحلیل جدی نیست. با این ساختار، این خبرگان و این معادلات، اگر روزی قرار باشد رهبری انتخاب شود، تنها کسی که عملاً شانسی ندارد، حسن روحانی است. بنابراین اینها بیشتر شلوغبازی سیاسی است.
پزشکیان در مسیر تکرار تجربهی روحانی؟
او دربارهی سرنوشت پزشکیان پس از پایان ریاست جمهوری گفت: به اعتقاد من، پزشکیان هم اگر دورهاش تمام شود، ممکن است به سرنوشت حسن روحانی دچار شود. البته پزشکیان به لحاظ صداقت فردی آدم صادقی است و از جنس آن سیاستمداران حرفهای امنیتی نیست؛ روحانی و امثال او بالاخره هم روحانی بودند، هم سالها در ساختار امنیتی و قدرت بالا و پایین شده بودند.
این روزنامهنگار ادامه داد: پزشکیان همین است که هست. اما متأسفانه امروز او هم با همان دشواریها مواجه شده است: اعتبار اجتماعیاش آسیب دیده است. او با وعدههای مشخص وارد شد، چند گام جلو رفت و بعد ناگهان سرعت حرکتش کند شد.
بنبست پروژههای کلان و فرسایش اقتصادی
احمد زیدآبادی گفت: وقتی پروژههای کلان پیش نمیرود، دولت ناچار میشود به کارهای خرد بپردازد: مدرسه، آموزش، بهداشت، حملونقل، ارتباط با همسایگان. اما وقتی تحریمها لغو یا حتی بهطور مؤثر کاهش پیدا نکند، ماشین اقتصاد که در سرازیری افتاده، جلوتر سقوط میکند و ابزار دیگری برای متوقفکردن آن وجود ندارد جز رفع تحریم. در کنار آن، ساختار داخلی هم بهشدت باندبازی شده است. باندهای خطرناک فساد شکل گرفتهاند که سازمانها را از درون میپاشد. معلوم نیست دقیقاً از کجا تغذیه میشوند، یا کسی جرأت برخورد با آنها را ندارد.
از دست رفتن اعتماد عمومی
او معتقد است که مجموع این عوامل باعث شده مردم اعتمادشان را از دست بدهند و میگوید: میبینید که به رئیسجمهور فحش میدهند، حتی اگر خودش بگوید من تقصیری ندارم. جامعه در نهایت از دولت پاسخ میخواهد. پزشکیان هنوز باید به یک سؤال اساسی پاسخ بدهد: چرا وارد انتخابات شد و چرا تأیید صلاحیت شد؟ اگر هدفش فقط بالا بردن مشارکت بود، باید همان ابتدا صریح میگفت، نه اینکه وعدههایی بدهد که قابل تحقق نبود.
سیگنال اشتباه به جامعه پیش از انتخابات
زیدآبادی در توضیح بیشتر این بخش از گفتههایش میگوید: تأیید صلاحیت پزشکیان سیگنالی به جامعه داد که گویا سیستم میخواهد با او همکاری کند. بسیاری از تحلیلگران مانند خود من فکر کردیم توافقی فراتر از انتخابات صورت گرفته است. وقتی کابینه بهطور کامل تأیید شد، چند چهره مثبت وارد شدند و بحث حجاب تعلیق شد، تصور تقویت شد که توافقی وجود داشته است. اما این روند ناگهان متوقف شد. حالا باید روشن شود: اگر توافقی بوده، چه کسی آن را به هم زده؟ و اگر توافقی نبوده، چرا این تصور به جامعه القا شد؟
مسئولیت شفافسازی با رئیسجمهور
او ادامه داد: اگر پزشکیان میخواهد صادقانه رفتار کند، باید این مسائل را روشن کند. اگر قرار نبود تغییری در جهتگیری کلان ایجاد شود، باید قبل از انتخابات گفته میشد که رأیدادن صرفاً برای نفی یک گزینه خاص است، نه برای ایجاد تحول واقعی.
انتهای پیام







پزشکیان فرد صادقیست همینقدر طنز
پزشکیان فقط بازیگر خوبی بود وعده ای در آن زمان فریب نمایش حرفه ای او را خوردند
باز اینا گردن نگرفتن بازی رو شروع کردند
به نطر می رسد از نطر جناب زید آبادی تحول مثبت یعنی تسلیم به آمریکا و کوتاه آمدن از حجاب و سایر احکام اسلامی و…. و این جای بسی تاسف است.
انتخاب پزشکیان گویا از بغض معاویه بوده
چقدر کثافتن این اصلاح طلبان پفیوز
مردم سینگنال مثبتی در انتخابات ندیدند، آمار مشارکت هم این را نشان میده، شما اصلاحطلبان بوی کباب حس کردید و تلاش کردید مردم را فریب بدهید
اینکه به رئیسجمهور فحش میدهند بخاطر این نیست که از خودش یا دولتش انتظار پاسخ دارن یا داشتن اتفاقا چون دولت و رئیسجمهور فقط نقش ضربه گیر برای دیگری را ایفا میکنه و خودش کارهای نیس فحش میخوره حقشم هست، تا آخرین فرد مرتبط به دولت هم فحش و ناسزا و نفرین حقشه، اینها آمدن کوره انتخابات را با شعارهای دروغ گرم کردن، از نهجالبلاغه و استعفا و تخصص دم زدن ولی فقط از پشت به مردم خنجر زدن و….، نه از استعفا خبری بود نه از تخصص نه یادآوری نهجالبلاغه و کلمات قلنبه سلنبه عربی کذاییشان
زیدابادی همش در حالا حرف زدن هستی .دوغت بنوش
چند میگیری سفید سویی کنی؟
باسلام این یک سفید شویی کردن ازنوکران غرب است
هرجا که توانستند ومیتوانند به این کشور ضربه زد ه ومی زنند
وبد ماله کشانی مثل زید ابادی برای سفید شویی میداندار می شود
ولی زغال سیاه است هرچه بشوری سفید نمیشود.
موضو
امثال آقای زیدآبادی اشتباه فکر می کنند که پزشکیان آدم صادقی ست. دروغگوی گبج و بیج ست.
ای قشنگ گفتی دوست عزیز. بنده خدا پزشکیان بازیچه دست روحانی وامثال خائنینه
آقای زید آبادی ،برادر شما آقای روحانی میخواهند از آب گل آلود ماهی بگیرد، اما نمیداند،،،،که،،،؟
تحلیل زیدآبادی بیش از آنکه نقد ساختار باشد، تلاشی برای تطهیر سیاستورزی شکستخورده در قدرت است؛ او با تقلیل ناکامی روحانی و پزشکیان به «منگنه ساختار»، عاملیت، انتخابهای آگاهانه و مسئولیت مستقیم آنان را نادیده میگیرد. روحانی با شناخت کامل از نظام تصمیمگیری وارد قدرت شد و خود دولتش برجام را بهعنوان راهحل اصلی مشکلات اقتصادی بازنمایی کرد، بنابراین فروکاستن همه پیامدها به انتظارات جامعه یا موانع بیرونی، تحریف واقعیت است. در مورد پزشکیان نیز مسئله اصلی نه صرفاً محدودیتها، بلکه ارسال سیگنال تغییر بدون تضمین و شفافیت پیشینی است. مشکل اساسی «باتلاق پاستور» نیست، بلکه الگوی تکرارشونده سیاستورزیای است که بدون پذیرش مسئولیت، وعده میدهد و پس از شکست، ساختار را جایگزین پاسخگویی میکند.
آقای زید آبادی حرفای شما هم تو دوره روحانی یادمون هست و مستند کلیپ هاش موجوده
خجالت بکش ،روحانی از مغول بدتر بوده و با نیش خنده هاش و مسخره کردن ما اینارو یادت بنداز
روحانی بهترین بود برای دگرگونی کشور و به راه اوردن و ریلکس کردن کشور ولی معرفت شناس خوبی نبود و فکر میکرد میخوان فتحی گشوده شود
پزشکیان برچسبی که به مردم زد نابود شد و معلوم شد آدمی بی تدبیر و…. ست
حسن کلید مهره غرب ودنبال به ثمر نشاندن دستورات ومنافع غرب.لعنت خدا بر غرب و غرب پرستان و وطن فروشان.
این بشر کار و زندگی نداره همش در حال وراجی است؟
کلی گویی یکی به میخ و یکی به نعل