آقای عبدی! دماسنج را نشکنید

بامداد لاجوردی، عضو بخش تحلیلی انصاف نیوز

حدود یک هفته پیش عباس عبدی در میانه سرمقاله روزنامه اعتماد که به آسیبشناسی نظام آموزش در ایران پرداخته بود، نوشت: «لازم است که اعلام کنم این آخرین نوشته مطبوعاتی من خواهد بود»، در آن زمان تصور کردم منظور وی، آخرین مقاله مطبوعاتی در حوزه آسیبشناسی آموزش و پرورش ایران است، اما در یک هفته اخیر متوجه شدم، ایشان به عنوان صاحبنظر و روزنامهنگاری با سابقه و پرکار، به کلی از انتشار دیدگاهها و یادداشتهایش در مطبوعات کشور منصرف یا بهتر است بگوییم ناامید شده است.
آقای عبدی، شما بهتر از من میدانید که گوشهگیری خصلتی دیرینه در میان اهل فکر ایران بوده و سنتی تاریخی است و قدمت آنها به صدها سال پیش از پیدایش روزنامه و روزنامه نگاری بر میگردد اما این منش هرگز نتوانسته به بهبودی شرایط بیانجامد؛ روزنامهنگاران زیادی در دوران شکستهای فراگیر جامعه مدنی انزواطلبی را بر فعالیت ترجیح دادند اما دستاورد این روش تقریبا وضعیت آن دوران را بدتر میکرده. بنابراین بهتر است در دام یک سنت تاریخی از جامعهای که استبداد در ذهن تکتک مردمان آن ریشه دوانده گرفتار نشوید و رابطه خود را با مطبوعات ادامه دهید.
شما بهتر از من میدانید، چرا و چگونه برنامههای تقویت جامعه مدنی به شکست انجامیده، و به گواه گزارشهای سنجش و نگرش ایرانیان چگونه مرجعیت نهادهای مدرن و شخصیتهای ملی به تاراج رفته است به نحوی که امروز هیچ مرجعی در نهادهای مدرن و سنتی وجود ندارد و جامعه دچار شلختگی و گسیختگی شده است اما باید یادآور شوم، چند دهه تلاشهای شما و دوستانتان در تقویت جامعه مدنی بر کسی پوشیده نیست و نمیتوان آن را کتمان کرد.
آنچه روشن است اکنون کشور و جامعه اصلا و ابدا در شرایط انزواطلبی صاحبان اندیشه نیست. مردم فشار روانی زیادی را متحمل میشوند و در شرایط قطع اینترنت تنها دریچه مردم برای نگریستن به بیرون و فهم تحولات شتابان جهان، ستونهای روزنامههای سراسری است.
تلویزیون و رسانه ملی، چیز جدیدی برای گفتن ندارد و به تریبون انحصاری جریان پایداری تبدیل شده، و شبکههای اپوزسیون نیز پیامی جز سیاهی و تباهی ندارند، در این دوقطبی رسانهای شناخت و جهانیبینی مخاطبان رسانهها محدود، فقیر و تنگ میشود. مخاطبان این رسانهها تصور میکنند تنها یک راه عبور وطن از این بحران وجود دارد و آن فقط و فقط «جنگ» است گویی هیچ راه گریز دیگری وجود ندارد.
یادداشتهای شما همچون دماسنج وضعیت و «سلام به آینده» بوده است و یادآور این حقیقت است که راههای دیگری هم برای توسعه و بهتر زندگی کردن ایرانیان وجود دارد و این دستاورد بسیار مهمی است.
انتهای پیام





برای نابودی شیطان اول باید همکاران شیطان نابود بشن
آفرین
عبدی گفته در مطبوعات نمی نویسه! نگفته کنار کشیده!
در یکی از آخرین صحبتاشون گفته بودن که حاکمیت به سادگی وارد سال ۴۰۵ نخواهد شد. و شد آنچه پیش بینی کرده بودن.
ان شاء الله کلا وارد نشود.
امیدست اقای عبدی بار دیگر با قلم شیرین خود روشنگری و امید ایجاد کنند
دلتنگش میشم ……
دیگر دماسنجی برای شکستن نمانده. کار آقای عبدی درست و منطقی است. در چنین فضایی دیگر نوشتن و گفتگو کردن فایدهای ندارد.
عباس عبدی یکی از معدود اصلاح طلب های یادداشت نویسیه که واقعا منطقیه درست جوانی از دیوار سفارت بالا رفته اما این کامنت بالا که حاکمیت ۴۰۵ رو نمیبینه به نظرم که ۹۰ درصد درسته
وقتی تو مطبوعات ننویسه دستش اتفاقا باز تره هی باید اینجا الکی حرفش رو صد بار بپیچونه
حاکمیت حتی اگر ۴۰۵ را هم ببیند، هرگز آن حاکمیت قبل از دی ۴۰۴ نخواهد بود. همانطور که حاکمیت بعد از ۴۰۱ در بحث حجاب، هرگز حاکمیت قبل از ۴۰۱ در بحث حجاب نشد و هرگز نتوانست بشود.
قبل و بعد ۷ اکتبر رو هم بگو
“وقت قانونی این بازی حذفی تمام شده و امسال وارد پنالتی ها شده ایم.یا می رویم به مرحله بالاتر یا حذف می شویم” آخرین پست تلگرامی عباس عبدی دقیق و موجز،دیگه حرفی برای گفتن نمانده…
الان ملت این همه مشکل دارن و قدرت خرید مردم به لطف دولت وفاق به طرز وحشتناکی پایین اومده، بعد دغدغه شما شده که یه نفر دیگه میخاد ننویسه؟ اصلا بود و نبود عبدی چه گره ای از مشکلات مردم رو باز کرده و میکنه؟. ایشون بجز دفاع از روحانی و هاشمی و ظریف و ….چه هنری داشت و داره؟ الکی آدمای معمولی رو بزرگ نکنید. این همه اندیشمند و دانشمند و مخترع و….داریم، اونا رو معرفی کنید لطفا
برای ما نوستالژیکه ….…