اینترنت قطع، تلاقی توسعه و امنیت

مسعود فروزنده به انصاف نیوز میگوید: این روزها مساله قطعی اینترنت موضوع داغ و عمومی شده و این دومین تجربه فراگیر ایرانیان در سال ۱۴۰۴ به حساب می اید. برای بار چندم است که برخی مقامات و کنشگران سیاسی از اینترنت طبقاتی دفاع می کنند و راهبردهای توسعه متوازن را به تمسخر می گیرند.
او ادامه داد: قطع اینترنت در دو بحران خرداد ( جنگ دوازده روزه) و دی ۱۴۰۴، بیش از آنکه نشانه مدیریت بحران باشد، پرده از ضعفهای عمیق در زیرساختهای ارتباطی، سایبری و امنیتی کشور و تعارض ماهوی دو راهبرد توسعه و امنیت برمیدارد. در واقع یک تضاد آشکار میشود: راهبرد امنیتی موجود، مبتنی بر انزوای دیجیتال و قطع ارتباط است، در حالی که راهبرد توسعه در قرن ۲۱، ذاتیشدن در شبکه جهانی و مقاومسازی از طریق اتصال است.
فروزنده گفت: در جریان دو بحران اخیر، اینترنت کشورقطع شد؛ اقدامی که به گفته این تاریخپژوه بهمثابه راهحلی فوری ( پاک کردن مساله) و برخلاف ادعاهای مطرحشده درباره سرمایه گذاری ها و وجود زیرساختهای ارتباطی و پلتفرمی، نشانهای روشن از نقصان امنیت مردم و شبکههای ارتباطی است.
به باور او، این وضعیت نشان میدهد که بخش ارتباطات کشور، با وجود تأکیدهای مکرر بر توانمندیهای نظامی و نرمافزاری، نتوانسته روابط الکترونیکی و سایبری ایران را تأمین کند. حتی امنیت پلتفرمهای داخلی و سیستمهای الکترونیکی موجود نیز در سطحی نیست که بتواند برای اقتصاد و مناسبات اجتماعی اطمینان ایجاد کند. از همین منظر است که میتوان شکافها در راهبردهای توسعه ای را مشاهده کرد.
فروزنده معتقد است: هنگامی که یک سیستم سیاسی نتواند اینترنت را در دوره بحران متصل نگه دارد، پیامدهای آن قابل چشمپوشی نیست. نخست، مسئله امنیت بهطور جدی زیر سؤال میرود و دوم، مشخص میشود که زیرساختها به اندازهای نیستند که آن سیستم سیاسی را پاسخگو نگه دارند. در چنین شرایطی، مردم نهتنها به ساختار سیاسی و بوروکراسی، بلکه به توان آن در تأمین امنیت خود نیز احساس اطمینان نخواهند کرد.
او در ادامه به لایه عمیقتری از بحران اشاره میکند: نفوذ صرفاً محدود به موبایل و واتساپ و تلگرام نیست، بلکه نیروی انسانی موثر روایت ساز و استراتژیست و الودگی سامانههای الکترونیکی نیز بخشی از این مسئله را شکل میدهند.
این پژوهشگر تاریخ گفت: بر اساس آنچه در گفتگوها و سخنرانیها مطرح شده، برخی سرورهای خریداریشده برای پلتفرمها دارای آلودگیهای ویروسی بودهاند و درباره پلتفرمهایی که توسط ایرانیان طراحی شدهاند نیز این نگرانی وجود دارد اطلاعات کاربران به سمت سازمان حریف منتقل شود که این نیز فارغ از عامل نفوذ به ضعف دانش فنی مرتبط است.
فروزنده با استناد به روند بحران ها و تبیین توسعه و امنیت میگوید: انانکه توسعه را با محوریت امنیت و قدرت تبیین و بازتولید کردند می بایست از سال ها پیش حکمرانی سایبرنتیک و پدافند الکترونیکی را همتراز و یا بیش از موشک و هسته ای مورد توجه قرار می دادند تا کشور در بحران ها به قطع اینترنت و فلج اقتصادی دچار نشود.
از نگاه او، ایران در برابر حریف به تسلط سازمانیافته ارتباطی که ماموران حریف را از لابلای ارتباطات ( در جنگ دوازده روره و پیش از آن) شناسایی کند دست نیافته است. اگر رخدادهایی مانند جنگ دوازده روزه که در ایران اتفاق افتاده در کشور صنعتی پیشرفته با رشد الکترونیکی و سایبری بالا رخ می داد قطعا نتایج متفاوتی حاصل می شد.
فروزنده ادامه داد: کاهش اینترنت الزاماً به معنای افزایش امنیت و قدرت نیست. “امنیت هوشمند و فعال” نتیجه تلفیق دو پارادایم توسعه و امنیت است که در سیستم اجرایی ایران مغفول مانده است. تفاوت در راهبردهای امنیتی، رسانهای و اجتماعی، از وجود دو بافت کاملاً متفاوت سیاسی، اجتماعی و امنیتی در سیستم اجرایی دولت حکایت دارد.
این تاریخپژوه گفت: وقتی توسعه متوازن رخ ندهد امنیت نیز دستخوش روایت های جعلی میشود. این انتخاب، هزینههای استراتژیک سنگینی دارد. قطع مکرر اینترنت، پیام روشنی به جامعه جهانی و سرمایهگذاران میفرستد و اقتصاد دیجیتال و جایگاه فناوری کشور را منزوی میکند.
او تأکید میکند که با واکاوی حداقل یک دهه گذشته میتوان به عمق مشکلات در تسلط الکترونیکی و حوزه پدافند سایبرنتیک و نفوذ در پلتفرمها پی برد؛ ضعفهایی که ریشه در عدم اتصال با دانش جهانی، فقدان سرمایهگذاری صحیح و نبود راهبردهای توسعه متوازن دارند.
انتهای پیام




