اشتباه بزرگ اصلاحات و وظیفه‌ی امروز | احمد حیدری

حجت الاسلام‌ احمد حیدری در یادداشتی که در اختیار انصاف نیوز قرار داده است، نوشت:

جبهه اصلاحات در انتخابات مجلس دوازدهم به جهت حمایت از “حاکمیت مردم و انتخابات واقعی”، کنار مردم مأیوس قرار گرفتند و در انتخابات شرکت نکردند. سال ۱۴۰۳ هم به حق، شرط خود برای شرکت در انتخابات را حضور کاندیدای اختصاصی شمردند ولی متأسفانه از معرفی رجال اصلی خود به خاطر یأس از تأیید شدن، چشم پوشیدند و به معرفی سه نفر از جمله آقای پزشکیان- که در شرافت و صداقتش تردیدی نیست ولی همانطور که خودش به صراحت اعلام کرده، اصلاح طلب نمی‌باشد- اکتفا کرد حال آنکه می‌بایست بر شرط خود پافشاری می‌کرد و در صورت عدم تأیید رجال اصلی، همچنان کنار مردم می‌ماند.

تداوم اشتباه اصلاح‌طلبان این بود که وقتی با عدم اقبال اکثریت در دور اول انتخابات ۱۴۰۳ مواجه شدند، بر “شرط مشروعیت انتخابات” که حضور اکثریت نصف بعلاوه یک بود، پای نفشردند و همچون اصولگرایان با توجیهات سست به انتخابات نامشروع اقلیتی که سال‌ها به حق بدان معترض بودند، رضایت دادند و در دور دوم شرکت کردند.


صاحب این قلم همان زمان در یادداشت «سؤالی مهم از آقایان خاتمی و بزرگان اصلاح‌طلب در باره مشروعیت انتخابات؟»، تداوم حضور در انتخاباتی که اکثریت از شرکت در آن خودداری کرده‌اند را نامشروع شمرده و خواستار جوابگویی شدم که جز یکی دو نفر از رهبران میانی، بدان یادداشت بهایی و جوابی نداد! و با شرکت در دور دوم شرط مشروعیت انتخابات را که “شرکت اکثریت نصف بعلاوه یک” است، را زیر پا نهادند.

شرکت نکردن اصلاحات در انتخابات مجلس دوازدهم در همراهی با مردم، وزن آنان را سنگین کرد به گونه‌ای که مجبور شدند اجمالا شرط آنان برای شرکت در انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۱۴۰۳ را بپذیرند و اگر آنان بر همراهی با مردم در صورت عدم تأیید کاندیدای واقعی خود پای می‌فشردند و از شرکت در انتخابات خودداری می‌کردند، یا مجبور می‌شدند کاندیدای واقعیشان را تأیید کند و “اختیارات قانونی رئیس‌جمهور” را به او بدهد یا با عدم تأیید کاندیدایشان و عدم شرکت در انتخابات، وزن مردمی آنان بالا می‌رفت و می‌توانستند در بزنگاهی مثل امروز مؤثر باشند.

همچنین اگر اصلاح طلبان و آقای پزشکیان بر شرط مشروعیت انتخابات پافشاری کرده و با توجه به عدم اقبال بیش از ۶۰ درصدی مردم از انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۳، از شرکت در دور دوم خودداری می‌کردند و علتش را که “همراهی با مردم معترض و پافشاری بر شرط مشروعیت” بود، را به صراحت اعلام می‌کردند، بخشی از مردم معترض به سران اصلاحات دل می‌بستند و از سر لجبازی به شاهزاده و امثال او که نیم قرن پیش یا انقلابی خونین آنها را بیرون انداخته بودند.

گذشته، گذشته است ولی آینده را باید بها داد و ساخت. این مردم تا به حال کم داغ ندیده‌اند و اکثریت آنان که معترض شدید هم هستند، به شاهزاده و منجی ترامپی و صهیونیستی دل نبسته‌اند ولی دنبال اصلاحات واقعی و بنیادی هستند و هنوز هم اگر رهبران اصلاحات به جدّ و محکم به میدان بیایند و بر مردم سالاری واقعی و خواست مردم که درخواست و رأی اکثریت متجلی است، پای بفشرند، ممکن است در کوتاه مدت مورد قهر شدید واقع شوند، ولی به احتمال قوی امید مردم به داخل باز می گردد و خواهند توانست دیر یا زود مسئولان را به پذیرش خواست خود و تن دادن به اصلاحات بنیادین وادارند.

امید که همه جبهه اصلاحات و بخصوص سران آن به صراحت تمام و با جدّیت آشکار، از خطاهای گذشته به پیشگاه مردم عذر بخواهند و پرچم خواست مردم را آشکارا بلند کرده و بر ماندن کنار مردم به هر قیمت، اصرار ورزند که به یقین هزینه‌اش برای آنان بسیار کمتر از ادامه یأس مردم و رو آوردن آنان به امثال شاهزاده و … از سر استیصال و ناچاری است.

خدایا تو شاهد باش که ما خیرخواهی خود را با همه خطراتی که دارد، ارائه دادیم. امید که گوشی برای شنیدن باشد.

انتهای پیام

بانک صادرات

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا