حق مردم و هشدارهای تاریخ و دین

محمد مقصود در روزنامه شرق نوشت: پس از آن واقعه ســهمگین و ۱۲روزی که جــان و روان جامعه را فرســود، انتظار عمومــی روشــن و بدیهــی بــود؛ اینکــه جامعــه ای که از جنــگ، فشــار، ناامنی و اضطراب عبور کرده بــود، بیش از هر چیز به آرامش، ترمیم و احترام نیاز داشــت. اما آنچه رخ داد، نه تغییر مســیر، بلکه اجرای همان الگوهای پیشــین بود؛ الگوهایی که پیش تــر نیز ناکارآمدی خود را نشــان داده بودنــد. توصیــه دلســوزان و متخصصان شنیده نشد، هشدارها نادیده گرفته شد. حق مــردم؛ ســتون فراموش شــده: در اندیشه سیاسی اســالم، «مردم» نه حاشیه قدرت، بلکه امانت آن هســتند. قرآن کریم به صراحت میفرماید: إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَمَانَاتِ إِلَىٰ أَهْلِهَا وَإِذَا حَکَمْتُمْ بَیْنَ النَّاسِ أَنْ تَحْکُمُوا بِالْعَدْلِ ۚ إِنَّ اللَّهَ نِعِمَّا یَعِظُکُمْ بِهِ ۗ إِنَّ اللَّهَ کَانَ سَمِیعًا بَصِیرًا اعتماد مردم، بزرگ تریــن امانت حکومت اســت؛ امانتی کــه اگر آســیب ببیند، هیچ ابزار امنیتی و تبلیغاتــی قادر به ترمیم آن نخواهد بــود. امیرالمؤمنیــن علی(ع) در نامــه به مالک اشــتر هشــدار می دهد که «محبوب ترین کارها نزد تــو باید میانه ترین آنها در حق، فراگیرترین شــان در عدالت و جلب کننده ترین شــان بــرای رضایت مردم باشــد ». امــا هنگامی که سیاســت گذاری، بدون رضایــت جامعه پیش می رود، «حق مردم» به مفهومی تشریفاتی تقلیل می یابد.
وعده ها، صداقت و شکاف اعتماد: دولت جدید با نقد صریح سیاست های گذشته و با شعار صداقت، همراهی با مردم و بازگشت بــه عقالنیت روی کار آمد. حتی برای تأکید بر درســتی مسیر، به سخنان و سیره مولای متقیان اســتناد شد. این ســرمایه نمادین، می توانست نقطه آغاز ترمیم اعتماد باشد.
اما در عمل، همان مسیر پیشین ادامه یافت. اقتصاد، «جراحی» و زخم های عمیق تر: جامعه ای که از نظــر اقتصادی، روانی و اجتماعی در وضعیت فرسوده قرار دارد، نیازمند درمان تدریجی، دقیق و همراه با اقناع عمومی اســت. بااین حال، آنچه به نام «جراحی اقتصادی» رخ داد، بیشتر به تهاجم ناگهانی شباهت داشت تا اصالح علمی.
هشدارهای اخالقی روایات؛ آینه جامعه: روایات اسالمی نشانه های فروپاشی اخالق اجتماعــی را پیش از فروپاشــی سیاســی هشدار داده اند. رسول گرامی اسالم (ص) در این باره می فرماید: «فالالکبیر یرحم الصغیر والالقوی یرحم الضعیف، و حینئذ َّ یأذن االله له بالخــروج»؛ «در آن روزگار، بزرگ ترها به زیردستان رحم نمی کنند و نیرومند بر ناتوان
ترحم نمی نمایــد » (بحاراالنوار، ج ،۵۲ ص ۳۸۰). این روایت، پیشگویی صرف نیست؛ هشدار اخالقی است. جامعه ای که در آن، دولت بــه رنج ضعیف بی اعتنا می شــود، به مرز خطر نزدیک شــده است. در روایتی دیگر، پیامبــر(ص) دربــاره وضع ظاهری دینداری می فرمایند: «مســاجدهم عامره و هی خــراب من الهوی» ؛ «مســجدهای آن زمان آباد و زیباســت، ولی از هدایت در آن خبری نیست» (بحاراالنوار، ج ،۲ ص ۱۹۰)
