اینجا هیچکس لبخند نمی‌زند | وضعیت بازار تهران پس از اعتراضات

هیچ کس حرف یا لبخند نمی‌زند و انگار همه درانتظار چیزی هستند.

روزنامه جهان صنعت نوشت: پس‌از روزهای پر‌التهاب اعتراضات اخیر بازار تهران در سکوت سنگینی فرو رفته است.

اینجا کسی لبخند نمی‌زند

پویا اصل باغ- پس‌از روزهای پر‌التهاب اعتراضات اخیر بازار تهران در سکوت سنگینی فرو رفته است. مغازه‌ها باز هستند اما کسی کاسبی نکرده ، مشتری هست اما کسی خرید نمی‌کند. هیچ کس حرف یا لبخند نمی‌زند و انگار همه درانتظار چیزی هستند. یکی از تلخ‌ترین تجربه‌های کاری من همین گزارش میدانی اخیر بود که از بازار تهران داشتم. به‌سراغ هرکس‌که رفتم صحبت نکرد. هرکس که دوربین و میکروفون را می‌دید راهش را کج می‌کرد و از گوشه‌ای دیگر می‌رفت. به‌هرکه می‌گفتم مصاحبه‌می‌کنی با تکان‌دادن سرودست به‌نشانه «نه» پاسخم را می‌داد. به‌سراغ یک‌دستفروش رفتم تا از وضعیت فروشش پس از اعتراضات مصاحبه‌ای بگیرم اما گفت: «برو اونور حوصلتو ندارم». شانسم را دوباره امتحان کردم و به‌یکی از حجره‌های میوه‌فروشی نیز سری زدم اما صاحب مغازه تا میکروفن را دید گفت: «پاتو تو مغازه من نذار». اهل رسانه این‌موضوع را درک می‌کنند که گزارش میدانی مشکلات خودش را دارد، اما بازخوردی که از بازار دریافت کردم روشن بود: «مردم حالشان وخیم است». حق دارند که عصبانی باشند زیرا صدای اعتراضشان شنیده نشده، با آنها برخورد شده، مطالباتشان فراموش شده و وضعیت معیشتی‌شان حوصله‌ای برای آنها باقی نگذاشته است.

این‌مساله محدود به‌امروز و دیروز نیست. مهرماه گذشته که برای بررسی وضعیت بازار لوازم‌التحریر به‌بازار رفته بودیم یکی از کاسبان گفت: «ما به‌شما خبرنگاران اعتماد نداریم چون شما از تلویزیون می‌آیید، هرچی دوست دارید را پخش می‌کنید و تحمل شنیدن صدای مخالفان خود را ندارید.» جمله آن پیرمرد بازاری هیچ‌گاه از ذهنم بیرون نمی‌رود: اعتماد و نشنیدن صدای مخالفان. هرگاه مردم میکروفن و دوربین می‌بینند ناخودآگاه ‌یاد صداوسیما می‌افتند؛ همان رسانه‌ای که سال‌هاست مردم را فراموش کرده و به‌بلندگوی یک‌قشر خاص تبدیل شده است. مردم حق دارند که به‌رسانه‌های کشورشان اعتمادی نداشته باشند. ما که خبرنگاریم و این‌بازخورد را از جامعه دریافت کردیم اما علاقه‌مندم بدانم اگر روزی مسوولان، مدیران ارشد، معاونان و روسای کل به‌بازار مراجعه کنند چه بازخوردی دریافت خواهند کرد؟

چرا حال مردم ناخوش است؟

هاست لوکیشن ایران

تبلیغ

هاست لوکیشن ایران

کلیک کنید

yn-ad

اگر بخواهیم واضح و بدون حاشیه‌رفتن پاسخ دهیم که چرا حال مردم ناخوش است، به‌دو پاسخ اساسی می‌رسیم: اول وضعیت اقتصادی و معیشتی مردم به‌قدری آشفته شده که توضیح آن برای بسیاری دشوار است. اقتصاد امروز ایران بیش‌از آنکه یک‌علم باشد گویی به‌یک‌طنز تبدیل شده است. برای درک اوضاع نیازی به‌نمودار و جدول نبوده و کافی است درمیان مردم بروید و نگاهی به‌زندگی روزمره‌شان بیندازید. قیمت‌ها سربه‌فلک کشیده و لحظه‌ای بالا می‌رود، تورم بیداد می‌کند، قدرت خرید روزبه‌روز تحلیل می‌رود و نه‌تنها نشانه‌ای از بهبود نیز دیده نمی‌شود بلکه پاسخ مناسبی هم ازسمت دولت ارائه نمی‌شود.

دوم اعتراضات اخیر و وقایع مرتبط با آن است. این‌دور از اعتراضات از بازار تهران آغاز شد و به‌سرعت به‌سایر نقاط کشور گسترش یافت. در روزهای ۱۸و۱۹دی‌ماه به‌اوج خود رسید و در این‌روزها برخوردها و بازداشت‌ها صورت گرفت. حال که در اواسط بهمن‌ماه به‌سر می‌بریم هنوز خبرهای مرتبط با اعتراضات دی‌ماه شنیده می‌شود. برخوردها به‌گونه‌ای بود که مسوولان اعلام کردند تعدادی از دانش‌آموزان و پزشکان بازداشت شدند و حتی برخی از مسوولان دانشگاهی نیز از جان‌باختن تعدای از دانشجویان در ماه گذشته خبر دادند. آنچه امروز جامعه با آن روبه‌رو بوده یک‌شوک و بهت ملی است. تحلیلگران بر این‌باورند که اعتراضات مردم «شنیده نشده» و حتی دولت نیز آن را نادیده گرفته‌ است. برای درک واقعی این‌مساله کافی‌است به‌سراغ مردم بروید. قضاوت با آنهاست و هیچ‌کس جز خودشان نمی‌تواند پاسخ درست را ارائه دهد.

مردم دیگر اعتماد ندارند

در واکاوی اوضاع فعلی جامعه گزارشات و تحلیل‌های مختلفی وجود دارد که هرکدام برای وضعیت کنونی دلایل متعددی را بیان کردند.

علیرضا شریفی‌یزدی، جامعه‌شناس معتقد است که علت اصلی حال ناخوش مردم علاوه بر مسائل اقتصادی نداشتن اعتماد است. به‌گفته او اعتماد عمومی در کشور آسیب جدی دیده و سرمایه اجتماعی در کشور تقریبا به‌صفر درصد سقوط کرده است. وی در این‌باره به‌«جهان‌صنعت» گفت: باید تاکید کرد که اعتماد افقی میان مردم نیز به‌شدت دچار خدشه شده است. اعتماد مردم به‌یکدیگر در سطح روزمره یعنی وقتی فردی وارد یک‌مغازه یا فروشگاه می‌شود مشهود است اما درعمل مردم مطمئن نیستند که قیمت اعلام‌شده کالا واقعی است یا فروشنده قصد دارد آنها را فریب دهد. همین مساله در بنگاه‌های معاملات ملکی یا نمایشگاه‌های اتومبیل نیز مشاهده می‌شود و افراد مطمئن نیستند که قیمت اعلام‌شده واقعی بوده و یا وضعیت ماشین و کالا مطابق آنچه گفته می‌شود سالم و بدون مشکل است. معنای این‌وضعیت آن است که وقتی سرمایه اجتماعی در جامعه کاهش می‌یابد اعتماد عمومی در سطح افقی نیز آسیب می‌بیند و شکاف میان افراد روزبه‌روز عمیق‌تر می‌شود.

طبیعی است که مردم چنین برخوردی داشته باشند

شریفی‌یزدی افزود: با کاهش سرمایه اجتماعی اعتماد نهادی نیز آسیب می‌بیند. اعتماد نهادی به‌معنای اعتماد مردم به‌نهادهای دولتی و ساختارهای مدیریتی کشور است. در کشور ما رسانه‌ها تحت کنترل شدید دولت قرار داشته و آزادی عمل محدودی دارند و اگر بخواهند گزارشی مستقل و بدون محدودیت تهیه کنند با آنها برخورد می‌شود. درنتیجه بین مردم این‌تصور شکل گرفته که هر رسانه‌ای که فعالیت می‌کند بخشی از نهادهای وابسته به‌دولت است و وابستگی مستقیمی به‌سیستم دارد. باتوجه به‌خشم موجود نسبت به‌نهادهای دولتی، مدیران، سیاستگذاران و برنامه‌ریزان به‌ویژه پس از رخدادهای ۱۸و۱۹دی‌ماه طبیعی است که مردم برخورد مناسبی با رسانه‌ها و خبرنگاران نداشته باشند و در بسیاری موارد واکنش آنها همراه با عصبانیت و گاهی توهین باشد. این‌جامعه‌شناس ادامه داد: نکته دیگری که باید مورد توجه قرار گیرد این‌است که تعداد زیادی گزارش تهیه شده اما مردم مشاهده می‌کنند که هیچ‌تغییر ملموسی رخ نداده است. سخنرانی‌ها، مصاحبه‌ها و تحلیل‌ها به‌نظر می‌رسد تاثیری بر روند امور نداشتند. این‌وضعیت نشان می‌دهد که ته‌مانده سرمایه اجتماعی که تا پیش‌ازاین ‌وجود داشت با رخدادهای اخیر به‌شدت کاهش یافته و برخوردهای نامناسب یا بی‌اعتمادی‌ها چه علنی و چه پنهان بیشتر خواهد شد و این‌روند ادامه خواهد داشت.

اتصال فرم‌ها به CRM؛ سرنخ ها خودکار وارد می‌شوند

تبلیغ

اتصال فرم‌ها به CRM؛ سرنخ ها خودکار وارد می‌شوند

دانا CRM

yn-ad

وضعیت بازار بحرانی و نامشخص است

این جامعه‌شناس می‌گوید: وضعیت بازار نیز به‌شدت بحرانی و نامشخص است. مشخص نیست که قیمت‌ها تثبیت خواهند شد یا نوسان خواهند داشت و تصمیم نهایی چه خواهد بود. دلیل اصلی این‌وضعیت عدم اعتماد و خشم فزاینده جامعه نسبت به‌نهادها و رسانه‌هاست. فشار اقتصادی و معیشتی اضطراب جمعی را افزایش داده، احساس عدم امنیت و ناامیدی نسبت به‌آینده را تشدید کرده و درنتیجه خشم و نارضایتی در جامعه تولید شده است. این‌خشم می‌تواند به‌پرخاشگری و رفتارهای خشونت‌آمیز منجر شود که نمونه‌های آن را در رخدادهای گذشته شاهد بودیم. متاسفانه تحلیل‌ها و مصاحبه‌های برخی مقامات و کارشناسان بیشتر به‌عوامل آشکارساز پرداخته و کمتر به‌عوامل زمینه‌ساز توجه کردند درحالی‌که این‌عوامل زمینه‌ساز ریشه رخدادهای اخیر هستند. سکوت موجود در جامعه و انفعال افراد می‌تواند باعث کاهش آستانه تحمل و شکل‌گیری حرکت‌های جدید شود و این‌روند به‌احتمال زیاد ادامه خواهد یافت.

مهم‌ترین عامل مساله معیشتی است

شریفی‌یزدی دلیل اصلی بی‌حوصلگی و عصبانیت جامعه را مسائل مرتبط با بحث معیشت دانست و اضافه کرد: برای بازگرداندن اعتماد مردم ابتدا باید عوامل زمینه‌ساز رخدادها شناسایی شوند. در شرایط کنونی مهم‌ترین عامل مساله معیشتی بوده اما درکنار آن احساس حقارت جامعه در برخورد با دولت و سیستم نیز نقش‌آفرین است. اعتماد عمومی را نمی‌توان صرفا باتوجه به‌افرادی که در خیابان‌ها حضور یافتند جلب کرد. بخش بزرگی از افراد همدل با این‌افراد به‌دلایل مختلف در خانه‌ها حضور دارند و مانند بمب ساعتی بالقوه عمل می‌کنند. بنابراین ‌این‌افراد باید شناسایی شوند و مسائل معیشتی و آزادی‌های اجتماعی و مدنی آنها به‌رسمیت شناخته شود تا اعتماد عمومی بتواند بازگردد.وی توضیح داد: فشار معیشتی تاثیر قابل‌توجهی بر رفتار جمعی دارد. از یک‌سو همدلی بین مردم کاهش یافته و افراد حاضر نیستند به‌یکدیگر کمک مالی کنند زیرا آینده نامطمئن است و ارزش پول کاهش می‌یابد و از سوی دیگر فشار معیشتی می‌تواند باعث کاهش آستانه تحمل و بروز رفتارهای خشونت‌آمیز و کور در جامعه شود. این‌وضعیت می‌تواند به‌ناآرامی‌های جدید و رفتارهای جمعی پرخطر منجر شود و جامعه را در وضعیت تنش و بی‌ثباتی قرار دهد.

فشار اقتصادی مردم را جان‌به‌لب کرده است

این جامعه‌شناس در پایان بیان کرد: علاوه بر این فشار اقتصادی موجب افزایش احساس اضطراب و نگرانی در سطح خانوارها و محله‌ها نیز می‌شود. مردم دیگر نمی‌توانند به‌آسانی به‌یکدیگر اعتماد کنند و این‌مساله باعث کاهش سرمایه اجتماعی در سطح محلی و اجتماعی شده است. وقتی افراد در شرایط اقتصادی سخت قرار می‌گیرند تمایل به‌واکنش‌های عاطفی و پرخاشگرانه افزایش می‌یابد زیرا آنها دیگر امیدی به‌تغییر محسوس در زندگی روزمره خود ندارند و احساس می‌کنند صدای آنها شنیده نمی‌شود. این‌وضعیت نه تنها بر رفتار فردی بلکه بر رفتار جمعی نیز تاثیر می‌گذارد و می‌تواند به‌کاهش انسجام اجتماعی و افزایش فاصله میان گروه‌های مختلف جامعه منجر شود. درنتیجه بازگرداندن اعتماد عمومی در شرایط فعلی عمل بسیار دشواری است که نیازمند توجه به‌ابعاد اقتصادی، اجتماعی و روانی بوده و بدون پرداختن همزمان به‌این‌مسائل امکان بازسازی اعتماد و ثبات اجتماعی محدود خواهد بود.

این‌سکوت فریادِ خسته مردم است

پیش بینی و عملکرد فروشندگان؛ چقدر تا تارگت فاصله دارید؟

تبلیغ

پیش بینی و عملکرد فروشندگان؛ چقدر تا تارگت فاصله دارید؟

درخواست دمو

yn-ad

سکوت و بی‌اعتمادی حاکم بر بازار تهران نتیجه انباشت سال‌ها غم، خشم و ناامیدی بوده که امروز به‌این‌شکل عیان شده است. نمی‌توان انتظار داشت مردمی که سال‌ها در محاصره سختی‌ها و مشقت‌ها گرفتار بودند دراین‌شرایط شاد باشند. این‌سکوت بیش‌ازآنکه صرفا بی‌صدایی باشد فریاد خسته مردمی است که شاید روزی شنیده شود.

بانک صادرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا