چرا گُل ایرانی، ویدیوچک را چکْ واک می‌کند؟

عباسعلی محمدی در یادداشتی ارسالی به انصاف نیوز نوشت:

گل را چگونه می‌توان روایت کرد که در توصیف صفاتش قیاس و عیاری برای سنجه‌ی آن در کار نیست؟ زیرا که گل، خود مظهر زیبایی و نماد پاکی است و در بسیاری از موارد، هر چیز نیکو و پسندیده و بدون نقص را به گل نسبت می‌دهند.

گل‌ها علاوه بر اینکه به ظاهر، الوان و رنگ‌های آفرینش الهی را به منشور نمایانگرند، ابعاد جهان فراتر را به تدبّر و تبصّر به باطن مرتبه‌ی وجودی خود معرفند؛ که چگونه در سکوت و خاموشی خاک، به زیبایی ندای الهام‌ بخش رنگ و نور را به گوش جان و روان می‌نوازند تا به بَهجتِ وجدِ وجود، راز‌آفرین باشند.

آری، گل‌ها به رنگ و رایحه، نشانگر کشف زیبایی‌ها از مراتب پایین هستی‌اند. آیا این همه فروخفتگی در نقش و نگاره، طعم و مزه، شکل و اندازه، به فلاحت گل که سر از خاک بر می‌آورد به صدفه و تصادف در صحنه‌ی نمایش خلقت است؟ یا نشان و شاخصِ آیتی در عبور از گذر عالم تکاثف به مراتب بالا، یعنی گذر از عالم خاک به عالم پاک در نگرش به رویش گل است؟

آری، ایرانیان در فرهنگ خود، این نگرش را در واژه‌ی گل به معرفت دریافته‌اند که این نام زیبا را بر آن نهاده‌اند. گل در دستگاه آفرینش در ماموریت خود، عبور گاف از آفِ کاف را به هدف و مقصود است؛ یعنی اینکه جوانه گل در سیر تکوینی در دوران غنچه بودن، اسرار نهفته‌ی گل را به تاریکی در خود فرو بسته نگه می‌دارد تا با باز شدن، هستی خود را به صحنه‌ی نور و رنگ آورده و نشان دهد به چه منظور عبرت‌آموز است.

جذب عناصر آب و خاک در دانه و تبدیل آن‌ها به برگ، جوانه، شکوفه، گل و میوه برای دیگران و دانه‌ی مجدد برای بقای نسل خود، مراتبی از قوه به فعل است؛ تا از دنیای سخت و تاریک زمین رَستن و به فلاح رسیدن را به حی علی الفلاح نشانگر باشد.

حال که به توصیف و ماهیت گل اشاره رفت، گوشه‌ای از نقش و اثر آن را در فرهنگ و هنر ایران و جهان پی می‌گیریم. گل به دلیل زیبایی و رایحه خود، لطف لطایف و مهربانی‌های انسان‌ها را در هدیه دادن به یکدیگر پدیدار می‌کند. گل تنها مظهرِ نمادینی است که در غم و شادی، قهر وآشتی، واسطه بی بدیل در روابط انسان‌هاست که سبب افزون شادی و کاستن از بار غم آنان می‌شود؛ اما گل ایرانی فراتر از این ویژگی‌ها، دروازه‌های دیگر ملل جهان را گشوده و آوازه خود را در نقش‌آفرین بودن در شادی، جهانی کرده است.

آری، آوای واژه گل، بیشتر در بازی‌هایی مانند فوتبال، فوتسال، بسکتبال، هندبال و… شهره جهانی است؛ هر چند که تاریخچه بازی فوتبال در شروع به کشور انگلستان می رسد، اما واژه گل در ادبیات آن کشور، هویت مشخصی به ریشه ندارد و در نوشتار به اشکال مختلف از جمله goal،  gol ، gole و goale به معنی هدف، نوشته شده است و به سبب در بر نداشتن مفهوم اصلی آن، در مقاطعی به معانیِ مرز، مانع و انتها هم به کار برده شده است.

از آنجا که برای نهال گل در انگلیسی واژه Flower به کار برده می‌شود، پس ریشه واژگانی گل را باید در ریشه مادری آن یعنی آریایی کهن، در مرزهای فرهنگی ایران‌زمین به شاخه هندواروپایی آن جستجو کرد که همین گل پارسی است؛ که گشودن دروازه را به قیاس از باز شدن گل، تداعی می‌کند و هدف همان ثمره گل است. این واژه علاوه بر انتقال مفهوم، در آوا هم ایفای نقش می‌کند و از بُعد زبانی فرضیه و نگرشِ سستِ کوچ آریاییان را به پوچ به چالش می‌کشاند. این واژه‌ی گل از طریق مسابقات ورزشی، آوای خود را به حدود ۱۲۰ زبان به شرح زیر بیان می‌کند:
Gol ۷۴ مورد ـ
goal۲۰ مورد ـ
gole  ۲ مورد ـ 
goale۲ مورد ـ
golo  ۵ مورد ـ
golu  ۴ مورد ـ
goli ۶ مورد ـ 
gool۴ مورد ـ 
goolo ۱ مورد ـ
goly  ۱ مورد و
golan  ۱ مورد

افزون بر این، ۲۲ کشورِ عربی هم که گلِ فوتبال را در فرهنگ خود تحت نام کرهالهدف ثبت کرده‌اند، با عدول از این نام در گزارش‌های ورزشی، واژه گل را به آوای خاص بیان می‌کنند.
با این وضعیت می‌توان نتیجه گرفت که واژه گل در هیچ یک از زبان‌ها ریشه در حوزه فرهنگی آنان ندارد و این وام‌واژه از زبان تمدن دیرین ایرانیان به زبان آنان ورود کرده است. با درود فراوان به نیاکان در تدوین زبان پارسی، راه آنان را پاس داشته و واژه‌ی تازه وارد ویدیو چک video check یا فناوری VAR (video Assistant Referees ) – به مفهوم کمک داور ویدیویی – که هنوز فرصت جا خوش کردن در فرهنگمان را نیافته است، بدرقه کرده و با جایگزینی با واژه زیبای چک واک ـ به معنی وا کاوی ـ  ویدیوچک را به دیار خود بازگردانیم.

ویدیو چک، یک واژه‌ی فرنگی از ترکیب ویدیو ـ به معنی دیدن ـ و چک ـ به معنی بررسی ـ برای دریافت، ضبط، پردازش، ذخیره، انتقال و بازسازی تصاویر نامتحرک است که صحنه‌های متحرک را به نمایش درمی‌آورد و خلاصه عمل آن را می‌توان به دیدن و چک کردن ارتباط داد. لازم به ذکر است که واژه چک، از زبان فارسی به دیگر زبان‌ها ورود کرده است. حال به جای ویدیو چک می‌توان گزینه‌ی چک واک فارسی که واک آن از واژه واکاوی ـ به
معنی وا کاویدن، جستجو و بررسی کردن ـ است را استنباط و استخراج کرد. وا ـ به معنی باز ـ را در واژه‌های واگشت، واپسگرا و … می‌توان دید. اک پسوندی است که بسیاری از واژه‌های فارسی را همراهی می‌کند.

پس با آراسته کردن چک + واک = چک واک واژه ای نوین در ادبیات و زبان فارسی شکل می‌گیرد. خوشبختانه این ترکیب  (check walk)  در نگاهی دیگر، دور از مفهوم ترجمه فرنگیِ آن هم نیست و واک ( walk) آن، همان به گام رفتنِ داور کنار زمین به منظور بررسی خطا در دیدن صفحه نمایش و تبادل اطلاعات با گروه کمک داور است. این ترکیب، افتخار دیگری برای زبان شیرین پارسی است. بیشتر با این زبان دوستی کنیم.

انتهای پیام

بانک صادرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا