از دست مریزاد شریعتمداری برائت بجویید | احمد زیدآبادی

احمپ زیدآبادی یادداشت های در کانال خود منتشر کرده است که در پی می آید
نگاه متفاوت (احمد زیدآبادی):دست مریزاد یا بوسۀ مرگ؟
مدیرمسئول کیهان با استقبال از نقد تند دکتر پزشکیان به سخنان دکتر شکوریراد، به رئیس جمهور “دست مریزاد” گفته است!اینطور دست مریزاد گفتنها از سوی کسی که هر جا مشکلی در این کشور پیش آمده، خواستار بر پا شدن چوبههای دار به عنوان راه حل آن شده است، فقط به رئیسجمهور آسیب میرساند و به اعتبار تضعیفشدۀ او لطمه میزند. در واقع این نوع واکنشها به بوسۀ مرگ شباهت دارد! بنابراین، لازم است که آقای پزشکیان به همان صراحتی که در ملأعام سخنان آقای شکوریراد را به باد انتقاد شدید گرفت، از این نوع دست مریزاد گفتنها نیز اعلام برائت کند و خط فاصل پررنگی بین خود و صاحبان این نوع دیدگاه ترسیم کند.به جز این، انتقاد تند آقای پزشکیان از دکتر شکوریراد به نظرم مستحق آن همه هجومی نبود که از ناحیۀ برخی از اصلاحطلبان متوجه او شد.به هر حال، رئیس جمهور هم از پوست و گوشت و استخوان است و حق دارد ادعای دیگران علیه دولت خود را به چالش بکشد و از آنها برای حرفشان سند و مدرکِ متقن و روشن طلب کند.از قضا، آقای پزشکیان در این مورد پیشنهاد بسیار خوبی هم مطرح کرد و آن اینکه دکتر شکوریراد به جای آنکه زندانی شود، با درگیر شدن در یک تحقیق میدانی به روشن شدن ابعاد ماجرا کمک رساند. امیدوارم رئیسجمهور این موضوع را تا آزادی آقای شکوریراد دنبال کند.
از آن وعده تا این عمل!
برخی افراد نزدیک به جبهۀ پایداری که پیش از حوادث دی ماه در مناظرهها میکوشیدند با معرفی شیخ محمدتقی مصباح یزدی به عنوان چهرهای مدافع حق حاکمیت ملی و دمکراسی و رعایت حقوق مردم، مشی خود در تبعیت از او را امری منطقی و معقول وانمود کنند، بدبختانه پس از آن حوادث، گویی تمام آن نظریهپردازیها و وعدهها را به کلی فراموش کردهاند و به چنان زبان تهدیدآمیز و خشونتباری متوسل شدهاند که معنایی جز ارعاب ندارد.از این افراد باید پرسید؛ اگر آن ادعاها درست است، پس این رفتارها برای چیست؟ و اگر این رفتارها اساسِ کارتان است، آن وعدهها به چه جهت است؟صداقت، در نازلترین مفهوم آن، انطباق ادعا و عمل است و به محض آنکه فاصلهای بین آنها پدید آید، نامش ریاکاری و دهها واژۀ مترادف آن است که در قرآن به تفصیل آمده است.
برای اسکی زمستانی به سوئیس رفتهاند؟
از فاجعهٔ خبررسانی در صدا و سیما و سایر رسانههای حکومتی که صرفنظر کنیم، متأسفانه نوع اطلاعرسانیِ رسانههای بخش خصوصی داخل ایران در مورد مذاکرات جاری با آمریکا به امری خندهدار تبدیل شده است!روشن است که انتخاب خودشان نیست و به احتمال زیاد دستورالعملهای الزامآوری به آنان ابلاغ شده است! نمیدانم آن دستورالعملها چیست، اما هر چه هست، اطلاعرسانی این بخش از رسانهها را به جوک تبدیل کرده است!برای نمونه، عموم این رسانهها برای بازتاب سخنان ترامپ در بارهٔ مذاکرات ژنو، مجبور شدهاند جابهجا از اصطلاح “مدعی شد” استفاده کنند! مثلاً نوشتهاند: “ترامپ مدعی شد که تیم مذاکرهکننده ایرانی دنبال توافق است”!ادعا کردن یا مدعی شدن را معمولاً هنگامی به کار میبرند که فردی اتهام یا امر تأیید نشدهای را به دیگری نسبت دهد. حال پرسش این است که “در پی توافق بودن تیم مذاکرهکننده ایران” که از سوی ترامپ مطرح شده است حاوی چه اتهام یا امر تأیید نشدهای است که استفاده از “مدعی شد” را ضروری کند؟اگر از نگاه عدهای علاقه به توافق از سوی ایران از جنس چیزی است که ترامپ “مدعی” آن است، پس لابد اعضای تیم مذاکرهکننده برای اسکی زمستانی عازم سوئیس شدهاند!با این سطح از شعور رسانهای در برخی دستگاههای حاکم بعد مثل منی گلایهمند میشود که چرا گوش تودهٔ مردم به شایعات فضای مجازی و شبکههای خبری آن سوی آب است!
