آقای روح‌الامینی، مبادا کهریزکی در کار باشد!

نامه‌ای به عبدالحسین روح‌الامینی نماینده مجلس شورای اسلامی

یک شهروند تهرانی، با نام محفوظ، متن نامه‌ای خطاب به عبدالحسین روح‌الامینی، نماینده مجلس و پدر یکی از جانباختگان کهریزک در سال ۸۸، را به انصاف نیوز ارسال کرده است که در ادامه می‌خوانید:

جناب آقای عبدالحسین روح‌الامینی

با سلام و احترام

من یکی از هم‌نسلان محسن فرزند شما هستم. چند روز پیش در خلال گفتگو با یکی از معترضان جوان، متوجه شدم نمی‌داند محسن روح‌الامینی کیست. از او درباره امیر جوادی‌فر، محمد کامرانی و بعد ستار بهشتی پرسیدم. آن‌ها را هم نمی‌شناخت. برایم حیرت‌آور و البته تاسف‌بار بود. با خودم فکر کردم اگر از معترضان جوانی که در گذشته، مانند محسن روح الامینی در بازداشت تحت فشار بوده‌اند و حتی جان داده‌اند، حتی نامی باقی نمانده باشد، چطور ممکن است چنین اعمالی امروز ریشه‌کن شده باشد؟ 

چنانچه استحضار دارید در دی ۱۴۰۴ میزان استفاده از قوه قهریه و بازداشت‌ها در مقایسه با سال ۱۳۸۸ بیشتر بوده و امروز بسیاری از خانواده‌ها، مانند شما در تابستان ۱۳۸۸، در حالی به دنبال فرزندانشان بین این مرکز و آن سازمان سرگردان بوده‌اند که نمی‌دانستند او را زنده ملاقات خواهند کرد یا نه.

امروز بسیاری نگران حال فرزندانشان در بازداشتگاه‌ها هستند؛ نگران اینکه مبادا آن‌ها نیز سرنوشتی مانند محسن پیدا کنند. زمزمزمه‌هایی در میان مردم پیچیده که متاسفانه در این اعتراضات نیز کسانی در بازداشت جانشان را از دست داده‌اند. آیا شما و همکارانتان به عنوان نماینده مجلس تحقیقی در این موارد انجام داده‌اید؟ 

به عنوان نمونه، در فیلمی از بندرعباس که در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده، آرین مرادی اهل روستای سیاهوی بندرعباس، در میان دیگر بازداشت‌شدگان در اتوبوس صحیح و سالم نشسته، در حالیکه اسمش در فهرست کشته‌هایی که دولت منتشر کرده قرار دارد: آرین مرادی فرزند عبدالرحمن (ارقام انتهایی کد ملی: ۰۰۰۰۶۵۹۴۵۱). آیا تحقیقی در این مورد انجام داده‌اید؟

حسین علایی از فرماندهان سپاه در مرداد ۱۳۸۸ ماجرای آن روزهای شما را از زبان خودتان چنین روایت کرده بود: 

«من از روز دستگیری وی، به هر کجا که مراجعه کردم، پاسخی به من ندادند. نیروی انتظامی، سپاه، وزارت اطلاعات و قوه قضاییه هر کدام از خود سلب مسؤلیت می‌کردند. دو هفته را این گونه سپری کردم. به هر کجا سر می‌زدم، با دیوار بلندی از ناامیدی روبه‌رو می‌شدم. 

تا این‌که دلالی پیدا شد و گفت اگر چهار میلیون تومان به من بپردازید، ترتیب ملاقات شما را با فرزندتان می‌دهم. در روز مبعث در حسینیه امام خمینی (ره) و در دیدار مسؤولین کشور با رهبری، این موضوع را با وزیر اطلاعات که در ملاقات حضور داشت، مطرح کردم تا در مورد آن فرد دلال تحقیق کنند. شماره‌های خود را نیر به وزیر اطلاعات دادم تا اگر نیاز به اطلاعات بیشتری داشت، بتواند با من تماس بگیرد. 

از وزیر اطلاعات خبری نشد تا آن‌که دو روز بعد یعنی چهارشنبه بعد از ظهر، فردی به دفتر کار من زنگ زد و به من گفت شما که از مسؤولین هستید و دارای پاسپورت سبز نیز می‌باشید، چرا سراغ پسرتان را نمی‌گیرید. گفتم من دو هفته است که به دنبال اویم و هیچ کس از وی خبری نمی‌دهد. او به من گفت به شما تسلیت عرض می‌کنم. من فکر کردم که می‌خواهد بلوف بزند و مرا بترساند. بعد دیدم که نشانی محلی را که باید به دنبال او بروم، می‌دهد. راه افتادم و به پزشکی قانونی رفتم. مشخص شد که فرزندم را وقتی که گرفته‌اند، مورد ضرب و شتم شدید قرار داده و او را مجروح کرده‌اند. جنازه‌اش را که دیدم، متوجه شدم که دهانش را خرد کرده‌اند.»  (فرارو، ۱۰ مرداد ۱۳۸۸)

آیا شما امروز با خانواده‌های زندانیان ارتباط برقرار کرده‌اید؟ آیا دلالان امروز آنان را تلکه نمی‌کنند؟

در سال ۸۸ بعد از علنی شدن آن جنایت شوم در بازداشتگاه کهریزک، این بازداشتگاه به علت عدم برخورداری از «استانداردهای لازم» تعطیل شد (خبرآنلاین، ۶ مرداد ۱۳۸۸). آیا امروز با این حجم گسترده بازداشت، این احتمال وجود ندارد که رفتارهای غیراستاندارد در بازداشتگاه‌های کشور رخ دهد؟

آیا شما و دیگر نمایندگان مجلس تلاشی کرده‌اید تا کسانی که نه تخصص مرتبطی دارند و نه سابقه قابل دفاعی، در آینده مدیرعامل مهم‌ترین منابع مالی کشور مانند صندوق تامین اجتماعی نشوند؟ 

بسیاری بر این باورند که اگر پدر محسن با بزرگان نظام حشر و نشر نداشت کسی وقعی به آن جنایت نمی‌نهاد. همچنان که یکی از عوامل اصلی آن جنایت نیز بعدا خطاب به شما چنین سخنان غیرقابل باوری را بر زبان آورده بود: 

«آیا شما مسئولیت پدری خود را می‌پذیرید؟ این در حالی است که آقای محسنی اژه‌ای وزیر اطلاعات بارها از صدا و سیما تاکید کرد که نگذارید فرزندانتان در این حوادث حاضر شوند ولی از روزی که اینها دستگیر شدند تا وقتی که پلیس امنیت تماس گفت یک هفته طول کشید ولی آقای روح الامینی اصلاً تماس نگرفتند و حتی به آقای ضرغامی هم نگفتند» (تابناک ۰۸ شهریور ۱۳۹۴ )

آقای روح‌الامینی، افرادی که در دی‌ماه بازداشت شده‌اند، کسی را ندارند که با بزرگان نظام حشر و نشر داشته باشد؛ آیا شما و نمایندگان مجلس، برای دفاع از حقوق آن‌ها کاری کرده‌اید؟ آیا بنا دارید کاری در این مورد بکنید؟

تمام تغییرات از لحظه‌ای شروع می‌شود که ما برای محافظت از حقوق مردم ایستادگی کنیم و مانع از دست رفتن حقوق ایشان و مهم‌تر از همه حق حیات‌شان شویم.

با آرزوی سلامتی و توفیق،

یک شهروند تهرانی

بانک صادرات

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا