هیچ جامعه‌ای از نابرابری مصون نیست

رضا دستجردی در خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) نوشت: «نابرابری و هزارتوهای دموکراسی» نوشته یوران تربورن استاد جامعه‌شناسی دانشگاه کمبریج با ترجمه علی راغب از جمله کتاب‌های نشر چرخ است. لیبرالیسم کلاسیک، حق رأی عمومی را تهدیدی مهلک برای مالکیت می‌دانست. پس چه چیزی ظهور دموکراسی لیبرال را توضیح می‌دهد و امروزه پیوند بین دولت نماینده و حاکمیت مداوم سرمایه چقدر پایدار است؟ به باور تربورن، اگرچه مردم در گوشه‌وکنار جهان تصور می‌کنند نابرابری مشکلی بسیار بزرگ است، اما دولت‌های سرمایه‌داری واکنشی نشان نمی‌دهند.

حال پرسش این‌جاست که چگونه دموکراسی از مطالبه مردمی برای عدالت اجتماعی به بازی قدرت تبدیل شده است؟ جامعه‌شناس سوئدی استدلال می‌کند که برای رفع کسالت‌های سیاسی رو به تزاید، به یک «دموکراسی مخرب» همچون جنبش‌های اجتماعی رادیکال نیاز است.

«نابرابری و هزارتوهای دموکراسی» در سه فصل، دموکراسی‌های کژکارکرد، حاکمیت سرمایه و ظهور دموکراسی، و حق رأی و چهار مسیر جهانی به/ از طریق مدرنیته را مورد بحث و بررسی قرار می‌دهد. آن‌چه از نظر می‌گذرد، ماحصل گفت‌وگوی ایبنا با علی راغب مترجم است که «مشروطه همگان»، همچنین ترجمه «شکاف دیجیتال سوم» و «جامعه‌شناسی تاریخی-تطبیقی دین» از آثار اوست.

در مقدمه کتاب اشاره شده که یوران تربورن مولف کتاب ادوار تحول فکری چندی را پیموده است.

یوران تربورن از برجسته‌ترین جامعه‌شناسان معاصر و از مهم‌ترین نظریه‌پردازان سنت مارکسیستی در علوم اجتماعی است. او از دهه ۱۹۷۰ با آثاری در حوزه نظریه دولت، ایدئولوژی و طبقات اجتماعی شناخته شد، اما در دهه‌های اخیر تمرکز خود را بر مسائل جهانی مانند نابرابری، سرمایه‌داری، شهرها و آینده دموکراسی قرار داده است. ویژگی مهم اندیشه او این است که از یک مارکسیسم کلاسیک به سمت تحلیل‌های تاریخی و تطبیقی حرکت کرده و تلاش کرده تحولات سرمایه‌داری جهانی را بدون جزم‌اندیشی توضیح دهد.

چه عواملی چشم مؤلف را به نابرابری‌های موجود در جامعه سوئد باز کرد؟

تربورن در جامعه‌ای رشد کرد که معمولاً نمونه موفق دولت رفاه معرفی می‌شود، اما از همان ابتدا متوجه شد که حتی در چنین جامعه‌ای نیز نابرابری‌های طبقاتی، تفاوت فرصت‌ها و اشکال مختلف سلطه وجود دارد. بعدها از طریق سفرها و جابه‌جایی‌های شخصی نیز با مشاهده روند خصوصی‌سازی، جهانی‌شدن اقتصاد و افزایش شکاف‌های اجتماعی دریافت که دستاوردهای دولت رفاه دائمی نیستند و ممکن است به تدریج تضعیف شوند.

آیا این رویکردها سبب شده مولف جایگاهی ویژه در حوزه جامعه‌شناسی پیدا کند؟

به نظر من، تربورن یکی از معدود جامعه‌شناسانی است که توانسته میان نظریه کلان، پژوهش تجربی و نگاه تاریخی پیوند برقرار کند. آثار او هم برای جامعه‌شناسان نظری اهمیت دارد و هم برای پژوهشگران مسائل توسعه، نابرابری و دموکراسی. او در کنار افرادی مانند پی‌یر بوردیو، ایمانوئل والرشتاین و اریک الین رایت از چهره‌های مهم جامعه‌شناسی انتقادی معاصر محسوب می‌شود.

مراد از «دموکراسی سرمایه‌دارانه» و «روشنگری برابری‌طلب» چیست؟

تربورن معتقد است دموکراسی‌های امروز عمدتاً در بستر اقتصاد سرمایه‌داری شکل گرفته‌اند؛ بنابراین همواره میان منطق بازار و منطق برابری سیاسی تنش وجود دارد. در مقابل، «روشنگری برابری‌طلب» که وارث سنت روشنگری است به جریانی فکری و عملی اشاره دارد که بر برابری انسان‌ها، حقوق همگانی و گسترش مشارکت سیاسی تأکید می‌کند و می‌کوشد محدودیت‌های ناشی از سلطه سرمایه را کاهش دهد. به زعم تربورن، این جریان دانشگاهی چندرشته‌ای است که توماس پیکتی و گروهی پرشمار از دانشمندان و محققان مدرسه اقتصاد پاریس به‌ راه انداخته‌اند. نمونه‌ای دیگر از آن هم جنبش محیط‌زیستی «جمعه‌ها برای آینده» به رهبری گرتا تونبرگ است.

باور غالب آن است که کشورهای اسکاندیناوی مهد دموکراسی و برابری‌اند. چرا تربورن از تبعیض و نابرابری سخن می‌گوید؟

اتفاقاً یکی از جذابیت‌های کتاب همین است. تربورن نشان می‌دهد هیچ جامعه‌ای از نابرابری مصون نیست. کشورهای اسکاندیناوی نسبت به بسیاری از نقاط جهان برابرترند، اما این به معنای حذف کامل نابرابری نیست. او هشدار می‌دهد که حتی موفق‌ترین نظام‌های رفاهی نیز در معرض فشارهای سرمایه‌داری جهانی، افزایش ثروت نخبگان و تضعیف سیاست‌های بازتوزیعی قرار دارند.

مؤلف نسبت سرمایه‌داری با ظهور دموکراسی را چگونه تحلیل می‌کند؟

از دید تربورن، سرمایه‌داری نه علت مستقیم دموکراسی است و نه الزاماً دشمن آن. دموکراسی محصول مبارزات اجتماعی، جنبش‌های کارگری، مطالبات مردمی و تحولات تاریخی است. سرمایه‌داری گاهی با دموکراسی سازگار شده و گاهی نیز در برابر آن مقاومت کرده است. بنابراین رابطه این دو، رابطه‌ای پیچیده است که تربورن آن را به خوبی در روایت تاریخی هزارتو مانند دموکراسی تشریح کرده است. شاید یکی از مباحث جذاب این کتاب برای مخاطب فارسی‌زبان در این روزها بحث چگونگی شکل‌گیری نظام‌های دموکراتیک و حق رأی زنان در کشورهای مختلف جهان باشد که تربورن به زیبایی آن را روایت کرده است.

چرا تربورن معتقد است لیبرال‌دموکراسی از بازی تصادفی تضادهای سرمایه‌داری نشئت می‌گیرد؟

منظور او این نیست که دموکراسی کاملاً تصادفی است، بلکه تأکید دارد لیبرال‌دموکراسی حاصل یک طرح از پیش تعیین‌شده نبوده است. تعارض میان نیروهای اجتماعی، منافع اقتصادی، جنبش‌های مردمی و رقابت‌های سیاسی در مقاطع مختلف تاریخی، فضایی را ایجاد کرده که در آن نظام‌های دموکراتیک امکان شکل‌گیری یافته‌اند.

تحقیقات مؤلف در آمریکای لاتین چه نتایجی را آشکار می‌کند؟

مطالعات تاریخی او نشان می‌دهد که گسترش انتخابات به‌تنهایی به معنای تحقق دموکراسی نیست. زیرا اکنون دموکراسی‌ها به‌راحتی تحت تأثیر دستکاری‌های آژانس‌ها و کمپین‌های تبلیغاتی قرار می‌گیرند که تربورن به طور مفصل در کتاب شرح داده. علاوه بر این، در بسیاری از کشورهای آمریکای لاتین، نابرابری شدید اقتصادی، فساد، خشونت و تمرکز قدرت موجب شده کیفیت دموکراسی کاهش یابد. این تجربه نشان می‌دهد عدالت اجتماعی و دموکراسی به یکدیگر وابسته‌اند.

مراد از دموکراسی‌های کژکارکرد چیست و چه عواملی دموکراسی را منحرف می‌کنند؟

تربورن دموکراسی‌های واقعاً موجود کنونی را از دو منظر نقد می‌کند: ۱- عدم نمایندگی تمام اقشار جامعه و ۲- کسب‌وکار مدیریت انتخابات‌ها. دموکراسی کژکارکرد وضعیتی است که در آن نهادهای دموکراتیک ظاهراً برقرارند، اما کارکرد واقعی خود را از دست داده‌اند. انتخابات برگزار می‌شود، اما نفوذ پول، رسانه‌های متمرکز، لابی‌های اقتصادی، فساد، پوپولیسم و کاهش مشارکت شهروندان باعث می‌شود اراده عمومی به‌درستی نمایندگی نشود. به قول تربورن در باتلاقی گرفتار شده‌ایم که هیچ راه خروج روشنی ندارد.

مؤلف چه جایگاهی برای دموکراسی برابری‌طلب جدید در علوم اجتماعی و جنبش‌های اقلیمی قائل است؟

تربورن معتقد است بحران‌های جدید، به‌ویژه بحران اقلیم، نشان داده‌اند که دموکراسی بدون عدالت اجتماعی و مشارکت گسترده شهروندان قادر به حل مسائل جهانی نیست. او از الگویی دفاع می‌کند که در آن دموکراسی، برابری و پایداری زیست‌محیطی به‌صورت هم‌زمان دنبال شوند.

چرا مؤلف و آثار او در ایران شناخته‌شده نیست؟

این ناشناختگی صرفاً منوط به تربورن نیست. متأسفانه در فضای علمی ایران، بسیاری دیگر از دانشمندان و نظریه‌پردازان بسیار مهم و تأثیرگذار ناشناخته باقی مانده‌اند. به نظر من، یکی از دلایل اصلی، کمبود ترجمه آثار مهم ایشان به فارسی است. از سوی دیگر، در فضای دانشگاهی ایران معمولاً توجه بیشتری به جامعه‌شناسان کلاسیک یا متفکران فرانسوی و آمریکایی شده است. درحالی‌که تربورن یکی از مهم‌ترین تحلیلگران معاصر سرمایه‌داری، نابرابری و دموکراسی است و آثارش می‌تواند برای فهم مسائل امروز ایران نیز الهام‌بخش باشد.

انتهای پیام

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *