سیاوش خوشدل، عضو بخش تحلیلی انصاف نیوز:
موجی که علیه حسن روحانی در هفتههای اخیر شکل گرفت، من را یاد گذشته انداخت.
گذشته یعنی وقتی که من نوجوان بودم و حقّ رأی نداشتم.
در پی حوادث کوی دانشگاه، حسن روحانی که آن روزها محبوب اصولگرایان بود و بهتازگی با رأی مردم خواهان اصلاحات از ورود به مجلس بازماندهبود، در قامت دبیر شورای عالی امنیت ملّی در نماز جمعه حضور یافت و گفت «اگر منع مسئولین نبود، جوانان مسلمان و غیور و انقلابی ما، این اراذل و اوباش را تکّهتکّه و قطعهقطعه میکردند.»
او سیّاسانه میخواست این جوانان را مهار کند. از طرفی احساسات آنها را به رسمیت شناخت و از طرف دیگر با مهر «منع مسئولین» آنها را از واکنش بازداشت.
امّا همین به رسمیت شناختن احساسات و قائل شدن حقّ تکّهتکّه کردن دیگری برای آن جوانان، کار خطای او بود.
امروز که همان طرفداران سابقش، همان جوانان مسلمان و غیور و انقلابی که آن روز به او رأی میدادند و نسل بعد از آنها مثل امیرحسین ثابتی، در برابر او قرار گرفتهاند، همۀ ما میتوانیم پژواک همان سخنان را احساس کنیم.
وقتی رویکرد و رفتاری را علیه دشمن و مخالف خود به رسمیت شناختیم، روزی که آن رویکرد علیه ما استفادهشد، باید به یاد سهم خودمان هم بیفتیم.
منظورم از نوشتن این مطالب پاک کردن حساب کهنه نیست. من از سال ۹۲ سه بار به حسن روحانی رأی دادم و اگر ردّصلاحیت نمیشد، باز هم رأی میدادم.
منظورم این است که باید به اثر سخنمان در آینده و آنچه بر مبنای آن روا میشماریم، بیشتر فکر کنیم.
همینهایی که امروز علیه روحانی و پیشنهاد تلویحیاش برای اعمال اصل ۵۹ قانون اساسی و مواضع انتقادیاش بلوا به پا میکنند و مثل این مدّاح پرمدّعا، میثم مطیعی رجزهای خیابانی میخوانند، یادشان نیست که روحانی در گذشته که بود و در نتیجه به آیندۀ خودشان و اثر سخنشان هم فکر نمیکنند.
منطقشان این است که امروز که زور با ماست، میتازیم و به خود مینازیم.
انتهای پیام





