روبیو و آمریکا؛ رویای جنگ تمدن ها یا استراتژی خاورمیانه جدید؟

علی مهری در یادداشتی با عنوان «روبیو و آمریکا؛ رویای جنگ تمدن ها یا استراتژی خاورمیانه جدید مساله این است/ اسطوره ایران و اسطوره اسلام » که در اختیار انصاف نیوز قرار داده، نوشت:

در پی اظهارات وزیر امورخارجه آمریکا در یونان و پاسخ های فعالین سیاسی و نظامی و نیز توجیهات پس از آن -که جملگی را میتوان در پارادایم جنگ تمدن های هانتینگتون ارزیابی کرد- اما واقعیت چیز دیگری است. و من در این مقاله سعی خواهم کرد پرده از روی حقیقتی بردارم که همواره از افکار عمومی پنهان داشته میشود:

آمریکا و نیابتی اش اسراییل برای ایجاد خاورمیانه جدید باید از دو مانع بزرگ؛” اسطوره ی ایران” و “اسطوره ی اسلام”؛ در منطقه ای -که از آسیای مرکزی شروع می شود از خاورمیانه و آسیای صغیر میگذرد و تا شمال آفریقا و حتی بخش هایی از اروپای شرقی را در برمیگیرد، گسترده شده و در طی سالیان سال موجب اشتراکات فرهنگی میان ملت های منطقه شده است-گذر کنند تا بتوانند خاورمیانه ی جدید را که در آن اسراییل بعنوان نیابتی آمریکا در منطقه دست بالا را داشته باشد بنا کنند.

از این رو باید آن همبستگی و اشتراکات فرهنگی که همواره در بحران ها موجب اتحاد و همدردی در مقابل تجاوزات بیگانه میشود، بکلی برچیده شوند. در همین راستا خوب است به سال ها تلاش استعمارگران غربی ( انگلیس و فرانسه و آلمان و … ) برای کمرنگ کردن این همبستگی از جمله ساختن پان های من در آوردی مثل پان عربیسم پان ایرانیسم(به معنای ضد اسلام و البته ضد قومیتی) پان ترکیسم و غیره حتی امت سازی های درونی اسلام و دامن زدن به اختلافات قومی و مذهبی تا جایی که اثری از وحدت اسلامی باقی نماند اشاره کنم.

به راستی واقعا چه باید گفت در دو کشور همسایه عراق و سوریه دو حزب بعث یکی برپایه مذهب شیعه و دیگری برپایه مذهب تسنن هردو پان عرب هردو سوسیالیست؟! و هر دو مسلمان هر دو هم از قلمروهای همیشگی امپراتوری هخامنشی؟! و نیز خلافت اسلامی؟! هر دو هم همیشه در ستیز باهم!

این ها داستان نیست واقعیت تلخی است که چند سال پیش شاهد آن بوده ایم و اکنون اسراییل بر هر دو حاکم؟! این تحقیر و این ننگ و تاسف نتیجه خواب و غفلتی است که هنوز هم متاسفانه ریشه هایش را حتی در جمهوری اسلامی ایران و در گفتمان های قدرت و در سرسراهای حکومتی آن میتوان دید جنگ میان ایران و اسلام؟! متاسفانه با عنوان شیعه همان تیشه ای را می بینیم که ابوسفیان برای نابودی اسلام به علی امام اول شیعیان پیشنهاد کرد و علی آن را نپذیرفت، به ما پیشنهاد میکنند؟!

اما هرگز دغدغه ی علی را در نپذیرفتن آن پیشنهاد ندیدیم؟! که علی اولی تر بود به پذیرفتن آن. همان دغدغه ای که علی امام اول شیعیان بخاطر آن از حق خودش کوتاه آمد تا وحدت اسلامی دچار خدشه نشود؛ اسلام بماند تا رسالت بر زمین مانده ی تمام ادیان توحیدی را به سرانجام رساند. جنگ های بی پایان و بیحاصل مذهبی را میان فرقه ها و حتی ادیان توحیدی را خاتمه دهد.

اکنون برخلاف آن تلاش های استعماری روزبروز شاهد همبستگی و همگرایی و همدردی و تشریک مساعی ملت های منطقه هستیم. چرا؟ چون اسطوره ی ایران هنوز زنده است و کارکرد دارد؛ چون اسطوره ی اسلام هنوز زنده است و کارکرد دارد و از ملت های این منطقه در مقابل زیاده خواهی های غربی ها و البته شرقی ها محافظت می کند.

این را هم بگویم که شرقی ها هم چون بر همین قدرت واقفند با ما کجدار و مریز سپری میکنند و به بازی با کارت ما اکتفا میکنند. چرا نباید این اسطوره ها در کنار هم به قدرتی عدالتخواه و صلح طلب به معنای واقعی اش برای اعتلای مردمان آن تبدیل شود؟

خاورمیانه جدید فقط با تسخیر نظامی و سیاسی و اقتصادی دولت های منطقه ایجاد نمیشود، آمریکا و اسراییل بخوبی میدانند در مقابل هژمونی و سلطه فرهنگی ایران و اسلام که مخاطبش ملت های منطقه هستند معظل و مشکل دارند؛ دو پادشاه در یک اقلیم نگنجند؛ یا ایران و اسلام یا آمریکا و اسراییل.

مشکل آمریکا و اسراییل اصلا جمهوری اسلامی و مانند آن نیست، بلکه مساله اصلی همان اسطوره ایران و اسلام در ملت های منطقه است. همکاری فرهنگی ایران و اسلام با فرهنگ غربی شاید ممکن باشد که حتما هم لازم است ( گفتگوی تمدن های خاتمی) اما برای ایجاد خاورمیانه جدید مدنظر آمریکا و اسراییل سلطه فرهنگ غربی بر فراز فرهنگ ایرانی و فرهنگ اسلامی نیاز هست نه گفتگوی تمدن ها.

اسطوره ایران و اسطوره اسلام چنین اجازه ای نخواهند داد و این را آمریکا و اسراییل بخوبی می دانند. جنگ تمدن های هانتینگتون و اظهارات اخیر روبیو و چندی پیش ترامپ مبنی بر نابودی تمدن کشور ایران تصادفی نیست و با مدل شاهنشاهی پهلوی و مدل حکومت های حاشیه ی خلیج فارس هم حل شدنی نیست.

تا زمانی که اسطوره ایران و اسطوره اسلام وجود دارد، تصور اسراییل بزرگ هم خواب و خیالی بیش نیست مگر آن که اسراییل با اسطوره های ایران و اسلام کنار بیاید اما اسراییل باید در خاورمیانه جدید مدنظر غرب و آمریکا دست بالا را داشته باشد که خودش دچار پارادکس هست (خوب است رهبران جدید اسراییل تکلیف خودشان روشن کنند و به این پارادکس خاتمه دهند والا با مشکلی ابدی و لاینحل مواجه خواهند بود).

از این رو لاجرم می بایست به اسطوره ایران و اسلام پایان داد. در واقع جنگی که در آن واقع شده ایم علیه جمهوری اسلامی تنها نیست، بلکه تا نابودی اسطوره ایران و اسلام ادامه خواهد یافت. حتی اگر حکومتی باب میل اسراییل ایجاد شود.

برخلاف تصور جماعتی خوش بین به جهان غرب، رضایت اسراییل زمانی حاصل میشود که از اسطوره ی ایران آداب و رسومی بیحاصل و بی خاصیت و بی دردسر برجای نمانده باشد.

اکنون باید به سخنان روبیو برگردیم؛ سخنان روبیو و حتی ترامپ بدون اشاره به اهداف و اغراض پنهان آن و حتی تلاش برای احیای جنگ تمدن ها ؟! واقعی نیست پروپاگاندایی است برای همراه کردن جوامع غربی در راستای منافع نامشروع آمریکا و دولت های غربی علیه ملت های منطقه و برچیدن بساط اسطوره ایران و اسلام. بگذریم از دردسری که این سخنان برای اسراییل و مردمی که به آن باور کرده اند که اسراییل و کوروش همزاد همند و از دیرباز دل در گرو هم دارند؟! ایجاد کرده است.

گرچه نباید از داستان آموزنده و اخلاقی کوروش و عذرا و توراتِ نوشته شده ی بعداز تورات سوزی بخت النصر بی توجه گذشت که خود گویای این نکته است که اسطوره ی ایران و تدبیر خداگونه کوروش در بخشش و خیر و نیکویی به بشریت از جمله یهودیان رانده شده از بابل چیزی نیست که بتوان آن را هم بازیچه ی اغراض استعماری قرار داد.

بنابراین اختلافات موجود میان کشورهای منطقه و حتی اختلافات درونی ملت های منطقه از جمله اختلاف میان ملتها و دولت هایشان باندازه ای نیست که موجب شود با دستان خودمان راه را برای پیروزی بیگانگان و نابودی تمدن و هویت خودمان هموار کنیم.

این مطلب و مسئولیت آن خطاب به همه است هم ملت و دولت ایران هم همه ی کشورها و ملت ها و دولت های منطقه با هر اختلافی که با هم دارند. که اگر اسطوره ی ایران و اسلام برود باید دست ها را به عنوان تسلیم فرزندان کوروش و محمد (ص) و علی (ع) بلند کنیم.

انتهای پیام

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *