احسان حدیدی (قائم مقام)، عضو بخش تحلیلی انصاف نیوز:
دکتر ظریف با یادآوری عهدنامه ترکمنچای، به یک واقعیت تاریخی اشاره میکند: گاهی نرسیدن به توافق و ادامه تقابل، نهتنها مانع امتیازدهی نمیشود، بلکه ممکن است کشور را در موقعیتی قرار دهد که ناچار شود امتیازهای بسیار سنگینتری بپردازد. ایرانِ شکستخورده در جنگ با روسیه، در عهدنامه ترکمنچای بخشهایی از سرزمین خود را واگذار کرد و با تعهدات سنگینی روبهرو شد.
هشدار ظریف را میتوان اینگونه فهمید که نباید از ترس امتیاز دادن در مذاکره، کشور را به نقطهای رساند که انتخابهایش محدودتر و هزینههایش بیشتر شود.
اما این استدلال یک پرسش مهم را هم پیش میکشد: اگر گاهی عقبنشینی برای جلوگیری از خسارتی بزرگتر ضرورت دارد، آیا نمیتوان از امتیاز دادن حسابشده برای تقویت دوباره کشور نیز استفاده کرد؟
اینجاست که تجربه شاهعباس صفوی به بحث وارد میشود.
شاهعباس در سال ۹۶۸ هجری شمسی، در شرایطی که ایران با فشار نظامی عثمانی روبهرو بود، صلحی را پذیرفت که با واگذاری بخشهایی از قلمرو آذربایجان همراه شد. اما این صلح پایان راه نبود. او از فرصتی که به دست آمده بود برای تقویت حکومت مرکزی، بازسازی ارتش و سامان دادن به امور کشور بهره گرفت. در سال ۹۷۷ هجری شمسی، ازبکان را در نزدیکی هرات شکست داد و چند سال بعد، در ۹۸۲ هجری شمسی، جنگ با عثمانی را از سر گرفت و بازپسگیری سرزمینهای ازدسترفته را آغاز کرد.
البته بازگشت قدرت ایران را نمیتوان فقط نتیجه آن صلح دانست؛ اصلاحات نظامی، شرایط منطقهای و تحولات سیاسی نیز نقش داشتند. اما نکته مهم در این تجربه روشن است: صلح، اگر فرصتی برای بازسازی قدرت فراهم کند، الزاماً به معنای تسلیم دائمی نیست. گاهی باید از بخشی از خواستههای فوری گذشت تا بتوان توان کشور را برای آینده افزایش داد.
حالا این نگاه شاهعباسی را میتوان در بحث هستهای نیز به کار گرفت. آیا محدود کردن غنیسازی ۶۰ درصدی، در چارچوب توافقی متوازن و قابل اتکا، لزوماً به معنای از دست رفتن همه دستاوردهای علمی و هستهای ایران است؟ دانش انباشتهشده، نیروی انسانی متخصص و تجربه فنی کشور را نمیتوان با یک تصمیم سیاسی بهسادگی از میان برد؛ هرچند باید پذیرفت که برخی ظرفیتهای فنی ممکن است به زمان، هزینه و زیرساخت نیاز داشته باشند و بازسازی آنها نیز تضمینشده و فوری نیست.
مسئله اصلی این است که در برابر چنین محدودیتی چه چیزی به دست میآوریم. اگر توافقی پایدار و قابل راستیآزمایی بتواند به رفع مؤثر تحریمها، کاهش فشار اقتصادی و بازگشت امکان توسعه کشور منجر شود، آنگاه باید هزینه و فایده آن را در مقیاسی بزرگتر سنجید. کشوری که اقتصادش فرسوده و منابعش صرف مقابله دائمی با بحرانها میشود، حتی برای حفظ دستاوردهای علمی و صنعتی خود نیز با دشواری بیشتری روبهرو خواهد بود. در مقابل، اقتصادی قدرتمندتر میتواند پشتوانه توسعه علمی و فناوری، از جمله فناوری هستهای، باشد.
البته این استدلال به معنای پذیرش هر توافقی یا چشمپوشی از تضمینهای لازم نیست. تجربه برجام نشان داد که توافق بدون اطمینان از دوام تعهدات طرف مقابل میتواند آسیبپذیر باشد. خروج آمریکا از برجام و بازگشت تحریمها، یکی از عوامل اصلی ناکامی آن در تأمین پایدار منافع اقتصادی ایران بود. اختلافات داخلی نیز به تضعیف اجماع سیاسی و دشوارتر شدن بهرهبرداری از توافق کمک کرد؛ هرچند نمیتوان تمام ناکامی برجام را به اختلافات داخلی نسبت داد.
در این میان، تجربه ترکمنچای و تجربه شاهعباس دو هشدار متفاوت در اختیار ما میگذارند. ترکمنچای یادآور آن است که شکست و قرار گرفتن در موضع ضعف میتواند هزینههایی بسیار سنگین به کشور تحمیل کند. تجربه شاهعباس نیز نشان میدهد که عقبنشینی محدود، اگر با برنامهای جدی برای بازسازی قدرت همراه شود، ممکن است راه بازگشت به موقعیتی بهتر را باز کند. تفاوت در این است که آیا کشور از فرصت صلح برای تقویت خود استفاده میکند یا پس از امتیاز دادن، همچنان در چرخه ضعف و بحران باقی میماند.
در ضمن عهدنامه ترکمنچای فقط پیامدهای سرزمینی و اقتصادی نداشت؛ امتیازهای سنگین آن نیز به نارضایتی در جامعه دامن زد. در سال ۱۲۰۷ خورشیدی، حمله به سفارت روسیه در تهران به کشتهشدن الکساندر گریبادوف، سفیر روسیه، و شماری از اعضای هیئت او انجامید.
این واقعه علل پیچیدهای داشت و نمیتوان آن را صرفاً واکنشی به ترکمنچای دانست؛ اما یادآور این نکته است که توافق خارجی را نمیتوان جدا از پیامدهای سیاسی و اجتماعی آن در داخل کشور بررسی کرد. توافقی که در چشم جامعه نماد تحقیر و ناتوانی باشد، ممکن است بهجای ایجاد ثبات، زمینهساز تنشهای تازه شود.
مخلص کلام اینکه اشکال روایت دکتر ظریف، نادیده انگاری بخشی از روایتهای موجود در جامعه برای بیان قدرت نظامی ایران است. یعنی گفتن از ترکمنچای، ندیدن محض دستاوردهای نظامی ایران است. اما گفتن از صلح شاهعباسی، دیدن آن قدرت و توانایی است، همراه با گفتن از تهدیدهای پیش رو برای ایران و فرصتهای بازسازی و تقویت همان نقطه اتکاء نظامی، همراه با فرصتهای اقتصادی و سیاسی داخلی و بینالمللی خواهد بود.
انتهای پیام





