دکتر علیرضا کیانپور، پژوهشگر حکمرانی در یادداشت ارسالی به انصاف نیوز با عنوان «از مواضع اصولی خاتمی تا رمانتیسیزم و استعمار زدگی آخوندی» نوشت:
هفته گذشته به مناسبت سالروز تولد آقای سید محمد خاتمی رئیس جمهور وقت ایران مراسمی در کتابخانه ملی برگزار گردید که به نمادی از اختلاف دو رویکرد واقع بینانه و نسبتا اصولی و رویکرد استعمارزده و رمانتیک در تحلیل مسائل جاری ایران انجامید. دو رویکردی که در قالب برداشت های متفاوت عباس آخوندی و سید محمد خاتمی تفاوت دو نگاه را عیان کرد.
ابتدا آخوندی از ضرورت تقدم توسعه بر آرمان گرایی گفت؛ او با ارائه تصویری تقلیل گرایانه از واقعیت امنیت ملی و نظام سلطه و بدون ارزیابی دقیق از موانع واقعی ژئوپواوتیک از جمله وجود رژیم جنایتکار و توسعه طلب صهیونیستی و طرح هایی نظیر خاورمیانه جدید و اسرائیل بزرگ، تلویحا جمهوری اسلامی را به درک ایدئولوژیک از امنیت ملی و تقدم آن بر توسعه متهم می کند.
آقای آخوندی که با داشتن تحصیلات فوق لیسانس مهندسی عمران و اخذ دکترای اقتصاد سیاسی از اواخر دهه هشتاد کلاه مهندسی را از سر برداشته و قبای تئوریسین حکمرانی پوشیده است در سالهای گذشته با دفاع از آموزه های بازارگرایی رادیکال نظیر مکتب اتریش، عملکردش در بخش مسکن و حتی عدم اعتقاد به نقش متعادل دولت در اقتصاد آنچنان که از اظهار نظر عجیب و غریبش مبنی بر مارکسیستی بودن سازمان حمایت از مصرف کنندگان و کلیت هر نوع نظارت دولت بر بازار بر می آید، عمق درک رمانتیک و عاشقانه از سرمایه داری و بازارگرایی رادیکال را نشان داده است و در همین چارچوب معرفتی گمان می کند که چالش های عمیق معادلات استعماری و صهیونیستی را می توان با ساده سازی های دیپلماتیک حل نمود.
او توسعه و امنیت و معادلات ژئوپولوتیک را همچون درک به شدت ایدئولوژی زده اش از اقتصاد، در چارچوب همان نگاه قدیمی ادغام در نظم امریکایی ساده سازی می کند و این در حالی است که غرب آسیا در بستر پیچیده ترین معادلات امنیتی است، او گویی فراموش کرده که در همین جنگ اخیر ترامپ، این روح عریان سرمایه داری و امپریالیسم مدعی تصاحب منابع انرژی ایران بود.
از سوی دیگر آخوندی و بسیاری از هم مسلکانش در جریان راست مدرن هنوز هم با وجود پیامدهای سی ساله حکمرانی شان، توسعه را به مثابه امری انتزاعی و به دور از واقعیت تاریخی بحران عداات اجتماعی در ایران معاصر و شرایط کنونی اقتصاد تحلیل می کنند و نکته آخر در باب مواضع آخوندی که با نگاه کلی این مهندس وارد وادی اندیشه شده، همخوان است مفهوم سلطنت شیعی است که عمق تاثیر پذیری او از ادبیات جواد طباطبایی را نشان می دهد.
در مقابل سید محمد خاتمی در این جلسه یکی از اصولی ترین مواضع بیست سال گذشته اش را ابراز نمود که در جای خود قابل تقدیر است، خاتمی نشان داد که واقع گرایانه تر از بدنه اصلاحات و جریان راست مدرن، عدالت اجتماعی و شکاف طبقاتی و بحران حکمرانی در این حوزه را درک کرده است.
از سوی دیگر خاتمی بر ماهیت استعمار و نظم ظالمانه جهانی و اصول انقلاب اسلامی در این حوزه تاکید نمود اما در نهایت جمع بندی محافظه کارانه ارائه می دهد، شاید این ناشی وضعیت پارادوکسیکالی باشد که او و جریان اصلاحات در آن گرفتارند. اما نکته جالب توجه این است که به یاد بیاوریم در انتخابات ریاست جمهوری دو سال قبل عباس آخوندی به عنوان اولین کاندیدای جبهه اصلاحات در رای گیری درون این جبهه بالاتر از مسعود پزشکیان ایستاد که در نهایت رد صلاحیت شد.
نکته اینجاست که در پارادوکس های جریان اصلاحات ایران کدامیک به واقع تئوریسین و رهبر اصلاحات است آخوندی و دوستانش که عملا بخش مهمی از فرایند عملکرد جریان اصلاحات و بنیان های نظری آن در مناسبات اقتصاد، عدالت و حتی سیاست خارجی را رقم زده اند یا خاتمی که همچنان لااقل رهبر نمادین اصلاحات است.
انتهای پیام





