در نقد بروکراسی فرهنگی

مهدی یزدانیان، پژوهشگر دینی در یادداشت ارسالی به انصاف نیوز با عنوان «دولت بی فرهنگ» نوشت:

این روزها هرچند کیلومترها آن‌طرف‌تر در فرانسه، خیابان‌ها با فریاد اعتراضِ معلمان و دانش‌آموزان به سیستم آموزشی گره خورده، اما در کشور خودمان نیز معلمان شریف سال‌هاست در سکوتی تلخ، با همان درد دست‌وپنجه نرم می‌کنند؛ دردی به نام «تبعیض معیشتی».

قصه پرغصه فیش‌های حقوقی نجومی و تبعیض آشکار را همه می دانیم و این تبعیض درباره معلمان غم انگیز تر است
وقتی یک معلم زحمتکش، دریافتی ناچیز و سفره خالی خود را با مزایای نجومی و تسهیلاتِ برخی نهادهای خاص (مثل سیستم بانکی) مقایسه می‌کند، بیش از هر چیز از بی‌عدالتی می‌ رنجد . این فاصله طبقاتی، پیامی تلخ به جامعه مخابره می‌کند: بی‌ارزش‌بودنِ علم و معلم!

نخبگان منصف برای این درد یک راه‌حل عاجل دارند: «یکسان‌سازی نظام پرداخت‌ها و تجمیع آن‌ها در یک خزانه واحد و متمرکز.» تا دیگر هیچ دستگاهی جزیره‌ای عمل نکند و بیت‌المال عادلانه توزیع شود؛ همان عدالتی که مولای متقیان بر آن اصرار داشت. اما یکسان سازی به تنهایی راهگشا نیست. باید اقدامی مؤثر در جهت چابک سازی دولت صورت گیرد. باید فرهنگ از دولت ستانده و به ملت سپرده شود

اگر به فرمان تاریخی امیرالمؤمنین (ع) به مالک اشتر (خطبه ۳۴ نهج‌البلاغه) و وظایف حکمران اسلامی در فرمایشات ائمه معصومین نگاه کنیم، وظیفه اصلی حکومت عمران و آبادانی، و عدالت اقتصادی و تولید ثروت و رفاه عمومی است. متأسفانه سال‌هاست که به‌جای تمرکز دولت بر تولید ثروت ملی و ایجاد رفاه، بودجه‌های کلان صرف هزینه‌های فربه‌ی موسسات فرهنگی و تصدی‌گری شده است؛ بدون اینکه سهم درخوری به معلم و فرهنگ برسد.

راه‌حل نجات آموزش و فرهنگ در کشور، یک جراحی بزرگ و انقلابی است که سال‌هاست دغدغه‌مندان فریاد می‌زنند: خروج دولت از تصدی‌گری فرهنگ و واگذاری کامل فرهنگ به مردم. بزرگ‌ترین سند این ادعا، قرون درخشش تمدن اسلامی یعنی قرن چهار تا شش است که حکومت ها اعتبار خودشان را از دانشمندان می گرفتند. حکومت ها نه متولی و مداخله گر فرهنگ که تسهیل گر امور فرهنگی بودند.

حماسه عاشورا نیز سند متقن دیگری برای این مسئله است.محرم و صفر قرن‌هاست که نه با بودجه‌های دولتی و بخشنامه‌های اداری، بلکه با عشق، نذر و تولیتِ خودِ مردم اداره می‌شود و هر سال باشکوه‌تر از قبل می‌درخشد. فرهنگ، جوششی و مردمی است؛ وقتی دولتی شود، در چرخ‌دنده‌های بوروکراسی می‌میرد.

برای درمان این دردِ کهنه، نیازمند تصمیم گیری نخبگانی و قاطع هستیم: نخست؛ برقراری عدالت در پرداخت‌ها از طریق یک «خزانه مشترک و شفاف». دوم؛ بازگرداندن دولت به وظیفه اصلی‌اش یعنی تولید ثروت و رونق اقتصادی، و سپردنِ کارِ فرهنگ و آموزش به دست توانمندِ ملت. وقتی دولت بار سنگینِ بوروکراسی فرهنگی را زمین بگذارد و تمام توان خود را صرف اقتصاد و تولید ثروت در جامعه نماید ، جامعه غنی هم منزلت معلم را باز می‌گرداند و هم در پناه فرهنگِ اصیلِ اش، به توسعه فرهنگی و بالندگی می‌رسد.

انتهای پیام

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *