مدارا؛ رسالتِ فراموش‌شده

مهدی یزدانیان، پژوهشگر دینی در یادداشتی با عنوان «مدارا؛ رسالتِ فراموش‌شدهٔ مؤمنان» که در اختیار انصاف نیوز قرار داده، نوشت:

با پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۵۷، جامعه‌ای که دهه‌ها زیر سایه استبداد و تباهی زیسته بود، به یک‌باره حاکمیت دین را تجربه کرد و به دلیل فقرِ تجربه در «زیستِ مداراگرایانه» و انباشت خشم از گذشته، گاه احکامی تند و برخوردهایی سخت با کسانی شکل گرفت که در ظاهر، همرنگ جریان مسلط مذهبی نبودند. اما امروز پس از گذشت نزدیک به نیم‌قرن، دیگر زمان بازخوانی منصفانه است.

تجربه نشان داد که اجبار و اکراه، راهی به کوی ایمان نمی‌برد؛ چراکه ایمان پیش و بیش از هر چیز، امری قلبی، لطیف و درونی است. همه نظاره گر بودیم که گشت پلیسی در میدان فرهنگ چگونه مسئله ای فرهنگی را به مبارزه مدنی تبدیل کرد. با این همه، هنوز در میان مؤمنان کسانی هستند که گویی هر نسیمی از آزادی را طوفان کفر می‌بینند! غافل از آنکه گوهر ایمان تنها در آغوش اختیار و حریت متولد می‌شود و از دل زور و تحمیل، جز نفاق و گریز از دین ثمری نخواهد رسید. بی‌راه نیست اگر یادآوری کنیم میلیون‌ها انسانی که به جمهوری اسلامی آری گفتند، نه محصول حکومت فاسد پهلوی که ثمرهٔ آزاد اندیشی و شکوفایی گفت‌وگوهای زنده و پویای مذهبی در بستر جامعه بودند.

چندی پیش در جمعی از دوستان اهل فضل و روحانی، ماجرای «ساره» را گفتم ؛ زن آوازه‌خوانی که در روزگار غربت اسلام، رسول خدا(ص) را هجو می‌کرد. پس از فتح مکه و در اوج اقتدار حکومت اسلامی، ساره تهی دست و درمانده نزد پیامبر آمد و دست نیاز گشود. پیامبر رحمت، بی آنکه ایمان آوردن را پیش‌شرط احسان خویش قرار دهد، گره از کار او گشود و به او پناه داد.

برخی عزیزان در اصالت روایت تشکیک کردند و آن را روایتی مرسل و کم‌اعتبار پنداشتند؛ حال آنکه این ماجرا نه یک داستان ساده، بلکه سبب‌نزول نخستین آیات سوره مبارکه «ممتحنه» است؛ روایتی که در کتب شیعه و اهل‌سنت، از مجمع‌البیان شیخ طبرسی و تفسیر قمی گرفته تا تاریخ طبری و سیرهٔ ابن‌هشام ثبت شده و پشتوانه‌ای محکم از تواتر تاریخی دارد. این مشی پیامبر خدا بود: گره‌گشایی کریمانه از انسان‌ها، فارغ از عقیده و باورشان.

امروز در نقطه‌ای تاریخی ایستاده‌ایم؛ نقطه‌ای که همه ایرانیان با هر سلیقه، نگرش سیاسی، و حتی مخالفان، در دغدغه‌ای مشترک به نام «امر ملی» و حفظ تمامیت ارضی کشور هم‌صدا شده‌اند. این همدلیِ کم‌نظیر، بهترین و شریف‌ترین فرصت را پیش روی ما نهاده است: فرصتی برای آنان که سال‌ها از چهره رحمانیِ دین دور مانده‌اند تا در پناه مدارا، زیبایی و عقلانیت اسلام را لمس کنند؛ و از سویی دیگر، محکی راستین برای ما مدعیان ایمان توحیدی است تا در بوته آزمایش ببینیم آیا قادریم به خاطر پروردگار، با مهرورزی به بندگان خدا حق «انتخاب آگاهانه» بدهیم و کرامت انسانی‌شان را ارج نهیم؟

همان گونه که زکات علم نشر آن است ، زکات ایمان هم تبلیغ زیبا و زیباییِ دین است تا همگان فرصت زندگی ایمانی و اطمینان قلبی را پیدا کنند. در پایان دوستان روحانی را به دیدن مستند امام موسی صدر دعوت میکنم. به گفته فاطمه طباطبایی گاهی زنان بی حجاب در جهت اقدامات خیر و کمک به نیازمندان مهمان امام موسی صدر می شدند و امام از آنها به نیکی و تدین یاد می‌کرد. امری که برای ما دور از ذهن بود و در افکار بچه گانه مان دین‌داری را فقط در ظاهر می دیدیم، حال آنکه ان الله یامر بالعدل و الاحسان و نیکوکار ، مطیع امر الهیست.

پی‌نوشت: متاسفانه برخی متشرعان ، رسالت شریعت را تا حد قوانین راهنمایی و رانندگی فرومی‌کاهند. مقررات راهنمایی، قراردادهایی عقلایی برای سامان‌دادن به نظم خیابان‌هاست که چاره‌ای جز بازدارندگی و پلیس ندارد؛ اما دین، عرش دگرگونی دل‌هاست. دین آمده است تا جان آدمی را از قفس تنگ جبر و اکراه برهاند و او را مشتاقانه به سوی کمال و سعادت پرواز دهد. خانهٔ دل را با جریمه و اجبار نمی‌توان آباد کرد؛ که ایمان، دلدادگی است و مدارا، نخستین گامِ آن.

انتهای پیام

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *