محمدهادی جعفرپور، حقوقدان و کنشگر مدنی در یادداشتی با عنوان «تأملی بر یک اظهارنظر اقتصادی و فاصله میان آمار و زندگی مردم» که در اختیار انصاف نیوز قرار داده، نوشت:
گاهی یک جمله بیش از دهها گزارش اقتصادی، تصویری روشن از فاصله میان نگاه مسئولان و واقعیت زندگی مردم به دست میدهد. اینکه گفته شود:« اگر گرانی را کنار بگذاریم، دیگر هیچ مشکل اقتصادی نداریم…» شاید در ظاهر جملهای ساده باشد، اما برای خانوادهای که هر روز ناچار است میان خرید گوشت و پرداخت اجارهخانه، میان هزینه درمان و مخارج تحصیل فرزندش یکی را انتخاب کند، چنین گزارهای نه یک تحلیل اقتصادی، بلکه پرسشی جدی درباره معنای اقتصاد و نسبت آن با زندگی انسانهاست.
پیش از این مطالب متنوعی درباره مشکلات معیشتی مردم منتشر شده، مطالبی راجع به کوچکشدن سفره خانوارها تا فرسایش قدرت خرید، دشواری تأمین هزینههای ضروری زندگی تا نگرانی کسانی که با وجود کار کردن، همچنان برای گذران زندگی با کمبود درآمد مواجه هستند.
آنچه در این نوشتهها تکرار شده، یک دغدغه روشن است: اقتصاد را نمیتوان جدا از زندگی مردم فهمید و درباره موفقیت آن سخن گفت، بیآنکه وضعیت معیشت شهروندان را معیار سنجش قرار داد.
گرانی فقط بالا رفتن عددهای درجشده روی برچسب کالاها نیست. گرانی یعنی کارگری که با دستمزد ماه گذشته، امروز کالای کمتری میخرد ، بازنشستهای که پس از سالها کار، برای تأمین هزینه درمان خود به کمک دیگران نیاز پیدا میکند؛ پدری که هزینه تحصیل فرزندش را با حذف بخشی از نیازهای ضروری خانواده تأمین میکند و مادری که هنگام خرید، ناچار است بعضی اقلام را از سبد مصرفی خانه کنار بگذارد.
در چنین شرایطی، گرانی یک مسئله انتزاعی و محدود به نمودارهای اقتصادی نیست ، تجربهای ملموس است که مردم هر روز آن را تجربه میکنند ، عاملی که بر کیفیت زندگی، آرامش روانی خانوادهها، امید به آینده و حتی روابط خانوادگی و اجتماعی و… تأثیر میگذارد.
از همین رو، تقلیل مشکلات اقتصادی به یک عبارت و سپس کنار گذاشتن همان عبارت برای نتیجهگیری درباره نبود مشکلات دیگر، با واقعیت زندگی مردم سازگار نیست. حتی اگر تورم و گرانی را از معادله خارج کنیم، همچنان باید درباره اشتغال پایدار، امنیت شغلی، تناسب دستمزد با هزینههای زندگی، امکان خانهدارشدن، دسترسی به درمان، فرصتهای برابر و چشمانداز آینده نسل جوان پاسخگو باشیم.
افزون بر این، گرانی را نمیتوان با تغییر واژگان یا نادیدهگرفتن آن از زندگی مردم حذف کرد. اگر قیمتها افزایش پیدا کنند، اما دستمزد و حقوق دریافتی کارگران و کارمندان متناسب با آن رشد نکند، قدرت خرید کاهش مییابد. اگر هزینه مسکن بخش عمده درآمد یک خانواده را ببلعد، حتی اشتغال و دریافت حقوق نیز لزوماً به معنای برخورداری از یک زندگی متعارف نخواهد بود.
لذا لازم است پیش از آنکه از نبود مشکلات اقتصادی سخن بگوییم، این پرسش را مطرح کنیم : آیا میتوان گرانی را از محاسبات اقتصادی حذف کرد، بیآنکه اثر آن از زندگی مردم حذف شده باشد؟ پاسخ را نه در جلسات و نه در بازی با واژهها، بلکه باید در زندگی روزمره همان مردمی جستوجو کرد که اقتصاد قرار است برای بهبود زندگی آنان اداره شود.
انتهای پیام





