جان اسپوزیتو، اسلامپژوه برجسته آمریکایی، چگونه به شناخت اسلام در غرب کمک کرد؟ زهرا اخوان صراف در بررسی میراث او، مناسبات دانش و قدرت، نقش سیاست و منابع مالی و جایگاه مسلمانان در تولید دانش درباره اسلام را واکاوی میکند.
به گزارش سایت دین آنلاین، جان اسپوزیتو، اسلامشناس آمریکایی و از چهرههای تأثیرگذار در معرفی اسلام به جهان غرب، بیش از پنج دهه درباره اسلام و جوامع مسلمان پژوهش کرد و با تصویرهای کلیشهای از اسلام به مقابله پرداخت.
بااینحال، میراث او تنها به آثار علمی و تلاشهایش برای مقابله با اسلامهراسی محدود نمیشود. زهرا اخوان صراف در این یادداشت، ضمن بررسی زندگی و دیدگاههای اسپوزیتو، به پرسشی بنیادیتر میپردازد: دانش درباره اسلام در دانشگاهها و مراکز پژوهشی غرب چگونه تولید میشود و مناسبات میان دانش، قدرت، سیاست و منابع مالی چه نقشی در شکلگیری آن دارد؟
جان لوئیس اسپوزیتو، اسلامشناس برجستهی آمریکایی و استاد دانشگاه جورجتاون، ۲۴ تیر ۱۴۰۵ (۱۵ ژوئیه ۲۰۲۶) در ۸۶سالگی درگذشت. او در بروکلین و در خانوادهای کاتولیک و ایتالیاییتبار به دنیا آمد، ده سال در رهبانیت کاپوچینهای فرانسیسکن زیست و پیش از رسیدن به مقام کشیشی آن مسیر را ترک کرد. یادنامهی انجمن دین آمریکا ایمان را در نگاه او، نه صرفاً نظامی از باورها، که «سمتوسوی زندگی» میداند. این تعبیر برای فهم نسبت او با دین دیگران کلیدی است. او بیش از پنجاه سال از عمر علمیاش را صرف مطالعهی اسلام و جوامع مسلمان کرد و از چهرههای اثرگذار در معرفی اسلام به جهان غرب و مقابله با تصویرهای کلیشهای از آن بود.
اهمیت او را میتوان در سه سطح بررسی کرد:
گسترهی کار علمی و اثرگذاری عمومیاش؛
مسیر شخصیاش برای رسیدن به اسلام؛
و پرسشی که از شخص او فراتر میرود و به ساختار تولید دانش دربارهی اسلام در آکادمیای غربی برمیگردد.
جان اسپوزیتو و گستره فعالیت علمی در اسلامپژوهی غربی
در روزگاری که بخش مهمی از گفتار عمومی غرب اسلام را با تروریسم و خشونت پیوند میزد، اسپوزیتو کوشید اسلام را در متن تاریخی، فکری و اجتماعیاش بشناسد و معرفی کند. برای سنجش سهم او در این امر، علاوه بر شهرت دانشگاهی، باید حجم آثار، دامنهی مخاطبان و اثر واقعی نوشتهها و سخنرانیهایش را دید.
او بیش از پنجاه کتاب نوشت که آثار او و مقالههایش به دهها زبان ترجمه شده است. نخستین کتابش دربارهی زنان در حقوق خانوادهی اسلامی بود و از آثار متأخرش، با ناتانا دلونگباس، «شریعت: آنچه همه باید بدانند» است؛ یعنی از آغاز تا پایان به فقه و حقوق اسلامی توجه داشت. در میان، آثاری چون «اسلام: راه راست» (که به ویراست پنجم رسیده)، «تهدید اسلامی: افسانه یا واقعیت؟»، «اسلام و دموکراسی» با جان وُل، «جنگ نامقدس: ترور به نام اسلام» و «چه کسی از جانب اسلام سخن میگوید؟» با دالیا مجاهد قرار دارد.
شماری از این آثار به فارسی هم ترجمه شده است. علاوه بر این آثار، نقش او در پارهای طرحهای اساسی قابل توجه است. او ویراستار ارشد «دایرهالمعارف آکسفورد دربارهی جهان اسلام» (شش جلد) و «دایرهالمعارف آکسفورد دربارهی جهان اسلام مدرن» (چهار جلد)، «تاریخ اسلام آکسفورد» و «فرهنگ اسلام آکسفورد» بود و پایگاه «Oxford Islamic Studies Online» را بنیان نهاد. این آثار سالهاست از نخستین منابعی هستند که دانشجویان و روزنامهنگاران برای آشنایی با اسلام به آنها مراجعه میکنند.
دامنهی مخاطبان اسپوزیتو از دانشگاه فراتر رفت. مستند «محمد: میراث یک پیامبر» که او مشاورش بود، تنها در آمریکا میلیونها بیننده داشت. در رسانههایی چون سیانان، الجزیره و بیبیسی حضور داشت و در روزنامههای پرتیراژ و معتبر مقاله مینوشت. همچنین ریاست انجمن مطالعات خاورمیانه و ریاست انجمن دین امریکا را بر عهده گرفت.
اما اثر واقعی کار او را باید با توجه به محتوای آثارش سنجید. او با نظریهی «برخورد تمدنها» به روایت هانتینگتون و برنارد لوئیس مخالفت کرد و کوشید اقلیت افراطی را از اکثریت جریان اصلی جدا کند. اصرار داشت که در تبیین رخدادهای جوامع مسلمان، زمینههای استعمار، استبداد و جابهجایی اجتماعی دیده شود. و در برابر منتقدانی که او را در تفسیر برخی کنشگران مسلمان زیادهگشادهدست میدانستند، میگفت فهم با تأیید یکی نیست.
نمونهی روشن این رویکرد کتاب «چه کسی از جانب اسلام سخن میگوید؟» است که بر پایهی پژوهش چندسالهی گالوپ – یکی از مؤسسات شناختهشدهٔ سنجش افکار در جهان -، با بیش از پنجاه هزار مصاحبه در بیش از ۳۵ کشور مسلماننشین، که بیش از نود درصد مسلمانان جهان در آنها زندگی میکنند، نوشته شد. یافتههای این پژوهش چند تصور رایج دربارهی مسلمانان را به چالش میکشید:
مسلمانان، فناوری و دموکراسی غربی را از جنبههای مثبت جوامع غربی میدانستند و انتقادشان بیش از آنکه متوجه ارزشهای غربی باشد، متوجه سیاستهای دولتهای غربی بود.
تنها حدود هفت درصد از پاسخدهندگان، حملات یازدهم سپتامبر را موجه میشمردند.
بیشتر پاسخدهندگان معتقد بودند که غرب برای بهبود روابط خود با جوامع مسلمان باید به اسلام احترام بیشتری بگذارد و در سیاستهای مداخلهجویانهاش بازنگری کند.
او همچنین در سالهای پایانی فعالیت خود – در سال ۲۰۱۵ – «پروژهٔ پل» را با هدف مستندسازی اسلامهراسی در اروپا و آمریکای شمالی بنیان گذاشت.
بااینحال، دیدگاههای اسپوزیتو و شیوهی تفسیر او از نگرش مسلمانان به اسلام و غرب، از انتقادها مصون نمانده است. مارتین کرامر، در کتاب «برجهای عاج بر شن»، او را متهم میکند که تصویری بیش از اندازه خوشبینانه از اسلام ارائه میدهد و خطر گرایش به رادیکالیسم را کمرنگ جلوه میدهد.
هیلل فرادکین، از مؤسسهی هادسون، نیز به کتاب «چه کسی از جانب اسلام سخن میگوید؟» نقدی روششناختی وارد میکند. به اعتقاد او، نتیجهگیریها و توصیههای این کتاب تفاوت چندانی با دیدگاههای پیشین اسپوزیتو ندارد؛ گویی یافتههای نظرسنجی، بهجای آنکه مبنای بازنگری در دیدگاههای قبلی او باشند، همان برداشتهای پیشین را تأیید کردهاند.
هرچند این منتقدان هم تحت تأثیر فرضهای فکری و سیاسی خود هستند، اما نقد آنان، دستکم در وجه روششناختیاش، پرسشی جدی پیش میکشد: آیا پژوهش واقعاً به ما امکان میدهد که برداشتهای پیشین خود را به محک دادهها بزنیم، یا دادهها را چنان تفسیر میکنیم که به تأیید همان برداشتها بینجامند؟
مسیر شخصی جان اسپوزیتو برای شناخت اسلام
اسپوزیتو در آغاز میخواست در دانشگاه تمپل دکتری الهیات کاتولیکی بگیرد. نیاز به یک سال مطالعهی ادیان جهان او را به اسماعیل راجی فاروقی، اندیشمند فلسطینیتبار، رساند. حسب روایت خودش در مصاحبهای با الجزیره در ۲۰۲۳، اسلام انتخاب نخستش نبود و فاروقی سه بار او را به مطالعهی این دین فراخواند. در نخستین درس با دینی روبهرو شد که پیامبران کتاب مقدس را به رسمیت میشناخت، عیسی را پیامبر میدانست و سورهای به نام مریم داشت. این نقطهی ورود، که از شخصیتهای مشترک آغاز میشود، نشان میدهد همدلی او با اسلام از آشنایی با آنچه شبیه خودش بود، شروع شد.
به گفتهی یادنامهی انجمن دین آمریکا، آنچه فاروقی به او آموخت، روش بود: اینکه با مسلمانان نه از دریچهی آموزهها یا نگرانیهای امنیتی غرب، بلکه همچون انسانهای واقعی ارتباط برقرار کند. این تنها یک آموزش نظری نبود. او عربی را در لبنان آموخت و در دانشگاه تمپل با دانشجویان مسلمانی از مصر تا مالزی و اندونزی همکلاس شد؛ یعنی از آغاز به جای آنکه با یک اسلام انتزاعی مواجه شود، با تنوع عملی اسلامها روبهرو شد.
انقلاب ایران نیز در این مسیر بیتأثیر نبود. به گزارش یادنامه، شهرت بینالمللی او با انقلاب ۱۳۵۷ آغاز شد، زمانی که در غرب شناخت کمی از اسلام وجود داشت، و او از نخستین پژوهشگران آمریکایی بود که اجازهی سفر به جمهوری اسلامی و گفتوگو با آیتالله خمینی و خانوادهاش را یافتند.
خودش گفته است میان ۱۹۷۴ تا ۱۹۷۹ بیش از چهار مقاله دربارهی اسلام منتشر نکرده بود و بعدها با لحنی طنزآمیز حرفه و حتی نخستین لکسوسش را مدیون این انقلاب میدانست. این روایت در نگاه نخست حاشیهای است، ولی این نکتهی مهم را آشکار میکند که رویدادهای سیاسی میتوانند توجه دانشگاهها و جامعهی علمی را به موضوعی خاص جلب کنند و مسیر یک رشتهی مطالعاتی را عوض کنند. اسلامشناسی غربی بیرون از تاریخ و سیاست شکل نگرفته است.
پس از همان سالها، او را فراخواندند تا دیپلماتها و مقامهای وزارت خارجه و کارشناسان سیاست خارجی آمریکا را دربارهی احیای جهانی اسلام آموزش دهد.
مناسبات دانش و قدرت در اسلامپژوهی غربی
در این سطح پرسشی فراتر از شخص اسپوزیتو و حتی فراتر از نیت پژوهشگران مطرح است. با تأکید بر اینکه بررسی و نقد برآیند مطالعات اسلام در آکادمی غربی نه مستلزم توطئهانگاری است و نه بدگمانی به صداقت و نیت پژوهشگران، دربارهی ساختار تولید دانش میپرسم: وقتی اسلام در دانشگاهها و مراکز پژوهشی غرب مطالعه میشود، این مطالعات در پاسخ به چه پرسشهایی شکل میگیرند؟ چه نهادهایی به آنها میدان و منابع میدهند و حاصل انباشتهی آنها چه تصویری از اسلام و مسلمانان میسازد؟
ممکن است پژوهشگری صادقانه، دقیق و همدلانه کار کند؛ اما حاصل یک نظام گستردهی دانش لزوماً برابر با حاصل نیتهای فردی پژوهشگران آن نیست.
این شیوهی پرسش، خود از میراث اسپوزیتو است. او همواره اصرار داشت که در تبیین رخدادهای جوامع مسلمان، زمینههای ساختاری مانند استعمار و استبداد دیده شود و تنها به نیت کنشگران بسنده نشود. همین منطق را میتوان دربارهی میدان مطالعات اسلام نیز به کار برد.
اولاً، باید دید این دانش در چه شبکههایی میچرخد. او مشاور وزارت خارجهی آمریکا و نهادهای دیگر، دولتهای اروپایی و آسیایی و شرکتهای بینالمللی بود، عضو «شورای ۱۰۰ رهبر» مجمع جهانی اقتصاد، عضو گروه عالی «اتحاد تمدنها»ی سازمان ملل، و عضو شبکهی کارشناسان اتحادیهی اروپا دربارهی «مقابله با رادیکالشدن». این فهرست نشان میدهد زبان این میدان زبان سیاست، امنیت و گفتوگوست و دستکم بخشی از بهرهوران اصلی، تصمیمگیران و سیاستگذاران هستند. و اهداف و کنشهایی چون «رادیکالزدایی» یا «پلزدن میان جهان اسلام و غرب»، برای مدیریت مسلمانان و قراردادن آنها در وضعیت آشتی است.
ثانیاً، زیرساخت مالی قابل فکر است. مرکز تفاهم مسلمانان و مسیحیان در جورجتاون در ۱۹۹۳ تأسیس شد و در دسامبر ۲۰۰۵ شاهزاده الولید بن طلال، از ثروتمندان عربستان، بیست میلیون دلار، دومین هدیهی بزرگ تاریخ دانشگاه، به آن بخشید و مرکز به نام او تغییر نام داد. مبلغی برابر را به هاروارد هم بخشید.
در ۲۰۰۸ یک نمایندهی کنگره از دانشگاه پرسید آیا مرکز تاکنون گزارشی منتقد عربستان تولید کرده است. دانشگاه پاسخ داد که هدیه برای مطالعهی تمدن اسلامی و فهم میانادیانی هزینه میشود و اسپوزیتو گفت مرکز دوازده سال پیش از هدیه وجود داشته و برنامههایش اساساً تغییر نکرده است. در منابع در دسترس مدرکی دیده نمیشود که اثر این پشتیبانی بر محتوای پژوهشهای مرکز را نشان دهد، و این یادداشت چنین ادعایی ندارد. نکته این است که هر پژوهشی زیرساختی لازم دارد و زیرساختها میدان پرسشها را شکل و به آنها جهت میدهند.
ثالثاً، قلمرو بحث جای درنگ دارد. مناقشهی اصلی دربارهی اسپوزیتو در غرب میان او و منتقدانی چون کرامر بود. یکی از نویسندگان، قطببندی میان او و دانیل پایپس را، به تعبیری، دو شکل از «نزدیکبینی اخلاقی» خوانده است. فارغ از اینکه حق با کیست، هر دو طرف بر سر یک پرسش بحث میکنند: اسلام برای ما خطر است یا شریک؟ پرسشهای خود مسلمانان، از فقهی و معرفتی گرفته تا تاریخی، در این میدان، دستکم در مناقشهی اصلی آن، جایگاهی حاشیهای دارد.
رابعاً، نقش مسلمانان قابل تأمل است. در کتاب «چه کسی از جانب اسلام سخن میگوید؟» مسلمانان با پاسخ به پرسشهای گالوپ شنیده میشوند. هرچند ذات شنیده شدن گامی بزرگ است، اما پرسشها را دیگران طراحی کردهاند. فرادکین با طعنه نوشته که پاسخ پرسش عنوان کتاب این شده است که نویسندگان از جانب اسلام سخن میگویند.
این نقد سیاسی است، ولی دغدغهای فراتر را مطرح میکند: اینکه آیا مسلمانان در پژوهشهای مربوط به اسلام فقط موضوع مطالعهاند یا در تعیین پرسشها و جهتدادن به مطالعات هم نقش دارند؟ «پروژهی پل» خود نمونهای دیدهگشا است، چون نگاههای تحلیلی را به اسلامهراسی در غرب برمیگرداند، اما همان نیز در نهادی غربی و برای سیاستگذاری و رسانهی غربی انجام میشود.
میراث جان اسپوزیتو و ضرورت نقد اسلامپژوهی غربی
این تردید، اتهام به اشخاص نیست؛ پرسشی است دربارهی مناسبات میان دانش و قدرت و امکان گفتوگویی که در آن، مسلمانان نیز در تعریف مسائل و جهتدادن به پژوهشها سهم داشته باشند.
این پرسش برای پژوهشگران مسلمان، چه در دانشگاه و چه در حوزه، پیامدی عملی دارد: میتوان از دادهها، یافتهها و استدلالهای اسپوزیتو بهره گرفت، بیآنکه لزوماً چارچوب مفهومی و پیشفرضهای حاکم بر پرسشهای او را پذیرفت. در کنار بهرهگیری نقادانه از پژوهشهای موجود، باید به طرح پرسشهایی از دل تجربه و مسائل جوامع مسلمان و به ایجاد زیرساختهای مستقل پژوهشی نیز اندیشید.
نیز در کنار پرسش از روش و اعتبار هر پژوهش، باید پرسید این دانش برای چه کسانی و در پاسخ به کدام نیازها تولید میشود و چه کسانی از آن بهره میبرند.
اسپوزیتو به نسلی از دانشگاهیان آموخت که پیش از داوری دربارهی مسلمانان باید آنان را دید. همین اصل دربارهی خود او و میدانی که در آن کار میکرد نیز صادق است: اینکه او را با همهی دستاوردها و همهی ساختارهایی که در آنها سخن گفت، ببینیم.
من به دانش و منش او علاقه دارم، اما این تعلق، پرسشگری را تعلیق نمیکند.
منابع
AAR، «In Memoriam: John L. Esposito (1940–۲۰۲۶)»، aarweb.org/news/in-memoriam-john-l-esposito-1940-2026
الجزیره، «John Esposito transformed how the West understood Islam»، ۱۷ ژوئیه ۲۰۲۶، aljazeera.com/opinions/2026/7/17/john-esposito-transformed-how-the-west-understood-islam
Religion News Service، «John Esposito, scholar who fought against misconceptions of Islam, dies»، ۲۰ ژوئیه ۲۰۲۶، religionnews.com/2026/07/20/john-esposito-scholar-who-who-fought-against-misconceptions-of-islam-dies
New Lines، «The Islamic Studies Scholar John Esposito Cast a Long Shadow»، ۲۰۲۶، newlinesmag.com/running-notes/the-islamic-studies-scholar-john-esposito-cast-a-long-shadow
John L. Esposito، معرفینامهی رسمی، anthologies.newlinesinstitute.org/people/john-esposito
John L. Esposito and Dalia Mogahed, Who Speaks for Islam? What a Billion Muslims Really Think, Gallup Press, 2007
Hillel Fradkin, «Who Speaks for Islam?», History News Network, 2008, hnn.us/article/49471
The Chronicle of Philanthropy, «Lawmaker Raises Questions About $20-Million Saudi Gift to Georgetown U.», ۱۵ February 2008, philanthropy.com/news/lawmaker-raises-questions-about-20-million-saudi-gift-to-georgetown-u
انتهای پیام





