محسن برهانی، حقوقدان، در کانال تلگرامی خود نوشت:
درباره روزنامهای سالها مشهور شده بود که درآمد آن روزنامه، بهخاطر خبرهایی است که منتشر نمیکند؛ چرا که افراد و نهادها پول میدهند تا خبرهایشان را آن روزنامه منتشر نکند.
در سالهای اخیر و با رواج فضای مجازی، انسانرسانههایی وارد فاز باجگیری از افراد و نهادهای و شرکتها و … شدهاند و با پوشش سوتزنی و مقابله با فساد، به اخاذی میپردازند. باجنیوزها با توییتها و استوریهای نانوشته و نوشته و پاک شده پول میگیرند و سکوت میخرند و این سیکل خطرناک پولساز است برای طرفین این معامله.
تردیدی نیست که این اقدامات مصداق جرم اخاذی موضوع مواد ۶۶۸ و ۶۶۹ بخش تعزیرات است اما چه کسی باید در این موضوع ورود پیدا کند؟ این دو ماده از جرایم قابل گذشت هستند و نیازمند ورود شاکی خصوصی؛ طرفین که درگیرند و پول میدهند و پول میگیرند. میماند عدهای سالم که مورد اخاذی قرار گرفتهاند و چون سالمند، باج نمیدهند.
صرف نظر از جرم بودن این رفتارها و خلأ قانونی موجود، آگاهی جامعه و عدم قهرمانسازی از اشخاصی که از فساد کاسبی میکنند، حائز اهمیت است. متأسفانه فضای اجتماعی مهیای قهرمانسازی از باجنیوزهای فاسدی است که به اسم مبارزه با فساد، به تیغزنی مشغولند. شاید بهترین شیوه برای برخورد با باجنیوزها، آگاهی اجتماعی است هم در عدم سادهاندیشی و هم نسبت به مفهوم باجگیری و هم نسبت به مصادیق باجنیوزها.
همه آنهایی که با فساد بهصورت علنی مبارزه میکنند، باجنیوز نیستند اما برخی از ایشان چنینند و فسادپرور و بخش غمبار داستان همین درآمیختگی سره و ناسره و فسادستیزان و فسادپروران است:
نه هر که چهره برافروخت دلبری داند
نه هر که آینه سازد سِکندری داند
نه هر که طَرْفِ کُلَه کج نهاد و تُند نشست
کلاهداری و آیینِ سروری داند
انتهای پیام




